در حال بارگذاری ...
  • یادداشت؛
    در جبهه گفتار امام جواد(ع) را زندگی می کردیم

    غلامرضا بنی اسدی در جبهه، درس امامت بود که به رفتار در می آمد. به هر سو که نگاه می کردی، حدیثی متجلی می شد. هر سنگر، تجسم روایت بود، با جوانانی که ایمان را زندگی می کردند، و دوستی را معنا. در نگاه هم می خندیدند و درد یکدیگر را زخم در دل خویش حس می کردند.

    خدا نکند که یکی زخم بردارد که همه در خویش درد آن را با همه وجود لمس می کردند. آنان به فهم کمال یافته از ایثار و مرتبت ابرار رسیده بودند لذا فرح و شادابی در اوج نبرد در جان شان، جشن می گرفت و این نبود مگر تجلی این کلام امام جواد(ع) که می فرماید: «ملاقاةُ الإخوان نُشرةٌ و تلقیحٌ للعقل و إن کان نَزراً قلیلاً»؛(1) دیدار و ارتباط با دوستان باعث شادابی و زیادی عقل می شود. هر چند مدت دیدار کم باشد. بله، دیدار کوتاه با ابرار هم آدمی را در مدار بر و نیکی قرار می دهد. ما هم در دوران دفاع مقدس این حدیث را به تجربه نشستیم که بسیاری از رزمندگان ما در اثر دوستی با جوانان پاک این سر زمین، ره به جبهه بردند و خود در شمار جوانان پاک ایران قرار گرفتند که دوستی با آنان بهشت را به جان آدمی می آورد. جوانانی که نه تنها پاک که پاک کننده هم بودند و در عداد مطهرات هم قرار گرفتند، وطن را از لوث وجود بیگانه، پاک کردند و هم در تصفیه روح و جان مردمان این دیار نقش آب ، پیدا کردند. اینان فراتر از دوستی، برادری را در حق همه تمام کردند مثل همین شهیدان گمنامی که در روز های اخیر دگر باره به وطن بازگشتند تا قرار های رفته را به یاد ما آورند و همه را به آغازی دیگر بخوانند. دلیل پر ثمری این دوستی ها و انوار مهرافرین ان در جامعه را هم در کلام معیار امام محمد تقی(ع) می توان بازخواند که ؛ «مَن استفادَ أخاً فی الله فَقد إستفادَ بیتاً فی الجنّة»؛(2) هر کس در راه خدا برادر و دوست پیدا کند، خانه ای در بهشت به دست می آورد. ما هم دوست و برادر خود را از میان عباد عارف خدا و در راه خدا و برای خدا انتخاب می کردیم و رابطه ها چنان زلال شده بود که ادبیات رسمی و اجتماعی را هم تحت تاثیر و حتی تغییر قرار داده بود به طوری که واژه متعالی، مومنانه و صمیمانه "برادر" جای عبارت رسمی "آقای..." را گرفته بود و بانوان را به جای "خانم" خوشتر داشتیم که "خواهر" بخوانیم و این رابطه مومنانه، جامعه را هم عطر ایمان زده بود، رفق و مروت در رفتار ها موج می زد و این همانی بود که امام جواد به حدیث و نشان، از ما می طلبید و ما عمل می کردیم. کاش دوباره به آن سبک زندگی برگردیم که حدیث را زندگی کنیم. این هزار بار به شیعگی نزدیک تر است تا اینکه فقط در عزا به گریه برخیزیم و بعد در غفلت بنشینیم.

    پینوشت:

    1 – امالی شیخ مفید، ص 329.

    2 – کشف الغمّه فی معرفة الائمه(ع) علی بن عیسی اربلی، ج 2، ص 346

        کانال تلگرام
       کانال اینستاگرام



    نظرات کاربران