در حال بارگذاری ...
  • یادداشت:

    سیب هایی با طعم شهادت از باغ امام مهربانی

    غلامرضا بنی اسدی _ جان که بهشتی باشد، بوی بهشت را هم متوجه می شود. این رایحه که جان را به شمیم خوش، به درک شهود رساند، سیب ها خود قاصد دوست خواهند شد و این حالت ناب، به برکت عنایت امام مهربانی هاست برای مردمی که خود را با امام رضا (علیه السلام) تعریف می کنند که رفتارشان رنگ و بوی رضوی می گیرد.

    به حرم بیایند یا از دور دست ارادت بر سینه بگذارند، به السلام علیک یا اباالحسن (ع)، جواب می گیرند. بخوانند، یا بخواهند، اجابت می شوند، چنان که بسیاری از شهدای ما، شهادت را پس از توسل به امام و توکل بر خدا، به دست آوردند، چنان که امیر شهید ارتش اسلام، «مسعود منفردنیاکی»، سفره نشین کرامت رضوی بود، بی آن که ادعایی داشته باشد، دعاهایش به حرم می رسید و به اجابت نیز.

     

    ماجرای حماسه آفرینی های او را برای خیلی ها گفته ام و در همین گفتم _ گفت ها ، به همکلامی مردی افتخار یافتم از عاشورائیان آخر الزمان، یک جانباز پژوهشگر، که از قضا رگه زن لحظه های ناب  و گنج های این معدن بزرگ است می گفت: امیر شهید، یک عشق ویژه به خورشید خراسان داشت و سعی می کرد در بازگشت از جبهه اول یه خانه دل و زیارت حضرت دلدار مشرف شود ، سپس به خانه خود در شمال برود.

     

    رضا محمودی، اما از یک جلوه دیگر زندگی اعتقادی شهید هم پرده برداری کرد. روایت یکی از همرزمان شهید، که یک روز با شهید از راهی عبور می کردیم، تعدادی سیب نزدیک یکی از مقرها ریخته بود. او از خودرو پیاده شد، سیب ها را برداشت، بویید و با حالی خاص پرسید چرا این سیب ها این جا افتاده است؟ پی جوی پاسخ، به مقری در آن حوالی رسید که گفتند، یگانی از لشکر ۷۷ پیروز ثامن الائمه است. لشکر پیروز خراسان. امیرنیاکی - که آن روزها سرهنگ بود و فرمانده لشکر۹۲ زرهی اهواز - سراغ مسئولان مقر را گرفت و از ماجرای سیب ها پرسید و پاسخ شنید، این سیب ها از باغ های آستان قدس آمده است، از باغ های امام رضا (ع) و...

     

    امیر انگار به راز آن سیب ها رسیده بود! چندی بعد که طبق روال به مشهد مشرف شدیم و با شهید به حرم رفتیم، حال خوشی داشت به گاه مناجات و دعا. زیارت هم که تمام شد بدون این که با شخص دیگری ملاقات داشته باشیم، برگشتیم، چند روز بعد ۳کامیون آمدند جلوی مقر ما و گفتند با فرمانده کار داریم. گفتیم، حرف تان، گفتند فقط با فرمانده تان صحبت می کنیم، شهیدمنفرد نیاکی آمد و... معلوم شد بار آن ۳ کامیون سیب است، سیب هایی از باغ های امام رضا (ع) یاد حالت شهید افتادم در حرم و گویی، نگفته، امام رئوف اجابتش کرده بود، به سیب، که نشانه ای است میان عاشقان. اشارتی است که طعم خوش بشارت دارد. آیتی است که "زیارتنامه" را برای ما معنایی نو می بخشد و شهادت ها را متجلی می کند؛ اشهد انک تسمع کلامی و ترد سلامی...آقا صدای ما را می شنود و سلام مان را پاسخ می دهد و حتی نگفته ها مان را هم اجابت می فرماید، پس رو کنیم به این آستان که آبرو می دهد آدم را.

     

        کانال تلگرام
       کانال اینستاگرام



    مطالب مرتبط

    جزیره‌ای که واقعا مجنون بود

    جزیره‌ای که واقعا مجنون بود

    «...وقتی بچه‌ها از روی خاکریز شمارش کردند، دیدند حدود ۴۵۰ تانک تی۷۲ روبه‌روی خاکریز آرایش گرفته و همه همزمان شلیک می‌کنند. ما هم گلوله آرپی‌جی کم داشتیم و به دشمن دسترسی نداشتیم...»

    |

    یادداشت:

پیچک تحریف و خرافه و نهال دفاع مقدس
    یادداشت:

    پیچک تحریف و خرافه و نهال دفاع مقدس

    محمد رضا شهیدی_ راه شهدا تا همیشه روشن است، این را با همه ایمانم می گویم. آنان در "صراط مستقیم" حق، خود را تعریف کردند. راهی که بن بست هم ندارد. راهی که چون به عاشورا و کربلا می رسد، بن بست شکن است.

    |

    نظرات کاربران