در حال بارگذاری ...
  • یادداشت اختصاصی:

    غواص دست های بسته تو معجزه می کند

    غلامرضا بنی اسدی_ دو سال پیش بود که آمدند با دست های بسته تا دیده های ما را، دل ما را باز کنند. آمدند و معجزه را تعریفی نو بخشیدند. آمدند و جامعه را به عطر شهادت بهاری کردند. آمدند تا دوباره یک ملت را سر خط بیاورند. سر خط حق خواهی و حق گویی. سر خط استقلال، آزادی و جمهوری اسلامی. آمدند و ما به استقبال شان رفتیم و هر کدام به زبانی شرح حال کردیم و به تشریح باور خود پرداختیم در همکلامی با امام زاده های عشق.

    یادم هست حرف های آن روز را که در زیارت شهدا، مثل زیارت نامه خواندم. خواندم و گریستم. هر قطره اشک اما به سخن برخاست، کلام در کلام غواصان شهید؛ دست هایت را بسته اند تا بگویند «یدا... مغلوله» غافل از این که «مبسوطتان» شأن همیشه یدا... است و تو با دست بسته، ثابت کردی، دست باز و مقتدر خداوند را ثابت کردی، «یدا... فوق ایدیهم» را و چنین است که تو با دست بسته درهای آسمان را باز می کنی با سلام «قول من رب رحیم» که دروازه های بهشت را به رویت می گشاید و آنان، نوادگان معنوی ابوسفیانیسم و صهیونیزم و بازوان امپریالیزم با دست های باز در زمین نفرین خدا فرو رفتند تا درهای جهنم را به روی خویش باز ببینند.

     

    تو دست باز خدایی غواص شهید، کربلا از دایره فهم ما می رفت اگر تو شهید نمی شدی. تو با همه مظلومیتت با دست های بسته کربلا را فریاد کردی تا باور کنیم کل یوم عاشورا و کل ارض کربلا را، باور کنیم در نگاه سرشار از یقین تو حسینی رفتن، تکلیف آن روز بود تا امروز و فردا و همه فرداها بر مدار حسین بچرخد و سربرگ همه روزهای تقویم، عاشورا باشد.

     

    نازنین برادر! دست های بسته تو راه را باز می کند راهی که تا قیامت روشن است و هر کس خواستن را به توانستن گره بزند می تواند خود را به راه برساند و به مقصد نیز هم. نازنین برادر! بزرگ مظلوم من برخلاف پندار آنانی که می پرسند چرا رفتی به یقین باور دارم، تو باید می رفتی، مگر می شود فریاد هل من ناصرینصرنی حسین را شنید و برنخاست؟ مگر می شود عاشورا را دید و نرفت؟ تو را نمی شناسند آنانی که به افسوس، قامت رشید تو را با دستان بسته نگاه می کنند و در نمی یابند این دست های بسته، دست باز استقلال خواهی و خدا محوری را پیامد دارد.

     

    نازنین! تو همین دستان بسته را به عشق وضو دادی و برخلاف باور آنانی که می پنداشتند زنده به گورت کردند؛ گور را زندگی بخشیدی و امروز آمده ای تا سرمه بکشی چشمان مان را به کربلاهای امروز. تا بسیج کنی همه ما را برای یاری حسین، برای درهم شکستن یزید و عمر سعد و شمر و ...

     

    نازنین، تو نه بی دلیل رفتی و نه بی دلیل آمدی. رفتنت فلش بود که به سوی شهادت و سعادت فلاش می زد و باز آمدنت، پیغام آور ماندگاری سعادت و شهادت است. من باز آمدنت را سفر چهارم عشق می بینم. سیر سفر فی الخلق بالحق و تو خلق را با آمدنت به سوی خدا می بری...

     

     

        کانال تلگرام
       کانال اینستاگرام



    مطالب مرتبط

    منزل شهدا، محل نزول رحمت الهی است

    منزل شهدا، محل نزول رحمت الهی است

    مدیرکل بنیاد کرمانشاه با اشاره به اینکه منزل شهدا محل نزول رحمت الهی است، اظهار داشت: ما در دیدار با خانواده شهدا، از برکت شهدای عزیز حاجات خود را می‌گیریم و امیدواریم در قیامت نیز از شفاعت این عزیزان بهره‌مند شویم.

    |

    روایت یک فرمانده از آزادسازی خرمشهر

    روایت یک فرمانده از آزادسازی خرمشهر

    آزادسازی خرمشهر یکی از مهم‌ ترین اهداف عملیات «الی بیت‌المقدس» در دوره جنگ ایران و عراق بود که پس از ۵۷۸ روز اشغال در روز سوم خرداد سال ۱۳۶۱ خورشیدی صورت پذیرفت .

    |

    آزادی خرمشهر آزمون‌ بزرگ مردم ایران بود

    آزادی خرمشهر آزمون‌ بزرگ مردم ایران بود

    رئیس شورای هماهنگی تبلیغات اسلامی گیلان، آزادی خرمشهر را یکی از آزمون‌های بزرگ مردم همیشه در صحنه ایران دانست و گفت: معمار کبیر انقلاب اسلامی آزادسازی خرمشهر را موهبت الهی اعلام کردند و فرمودند «خرمشهر را خدا آزاد کرد».

    |

    فرمانده تکاوران نبرد خرمشهر در گفت و گو با حیات:

روز سوم خرداد تکاوران با سجده شکر و اشک ذوق وارد خرمشهر شدند
    فرمانده تکاوران نبرد خرمشهر در گفت و گو با حیات:

    روز سوم خرداد تکاوران با سجده شکر و اشک ذوق وارد خرمشهر شدند

    ناخدا صمدی گفت: در دهم اردیبهشت سال 61 عملیات بیت المقدس در چهار مرحله آغاز شد، سه قرارگاه، عملیات آزادسازی را انجام می دادند که گردان ما جزو جبهه جنوب بود، از همان روز های اول که عملیات شروع شد، ما در منطقه بودیم و در مرحله چهارم عملیات هر سه قرارگاه در راه آهن و گمرک خرمشهر به ...

    |

    نظرات کاربران