در حال بارگذاری ...
  • با حال وخیم، یک ماه تمام را روزه گرفت

    در عملیات بدر مجروح و حالش خیلی وخیم بود، موقعی که به کرمان آوردنش، ماه رمضان بود، از او پرسیدم روزه را چه می‌کنی، گفت من باید یک ماه را روزه بگیرم.

    به گزارش حیات و به نقل از دفاع پرس، سردار شهید «حمیدرضا جعفرزاده» یکم دی 1337، چشم به جهان گشود. تا دوم راهنمایی درس خواند. سال  1362 ازدواج کرد و بیستم بهمن 1364 در اروندرود بر اثر اصابت ترکش به شهادت رسید.

     در ادامه به ذکر خاطره به روایت مادر و همرزمش عبدالرحمن جعفرزاده‌پور می‌پردازیم.

     

     خوابیدن در مسجد کراهت دارد

     

    شبی من نگهبان مسجد بودم و حمید به گشت شهری رفته بود. آن وقت‌ها، ما با چماق نگهبانی می‌دادیم و پاس ما دو ساعتی طول می‌کشید. موقعی که نگهبانی من تمام شد، مثل بقیه به داخل مسجد رفتم و همان جا خوابیدم. وقتی حمید از گشت برگشت و مرا در خواب دید، بیدارم کرد و گفت برویم خانه. فردای آن روز پرسیدم: چرا نگذاشتی در مسجد بخوابم؟

    در جواب گفت: خوابیدن در مسجد کراهت دارد، در مسجد خوابیدن گناه نیست، امّا حرمت مسجد را باید نگاه داشت.

     

    من باید یک ماه را روزه بگیرم

     

    در عملیات بدر مجروح شد. حالش خیلی وخیم بود. موقعی که به کرمان آوردنش، ماه رمضان بود. از او پرسیدم: روزه را چه می‌کنی، می‌خوری؟

    گفت: نه، من باید یک ماه را روزه بگیرم.

    با همان حال وخیم، یک ماه تمام را روزه گرفت. با همان حال هم می‌رفت مسجد جامع تا نمازش را به جماعت بخواند.

    با ذره‌بین، مورچه و پروانه و عنکبوت را نگاه می‌کرد و ذکر خدا می‌گفت.

    اگر کسی به کمک احتیاج داشت، حتماً به یاری‌اش می‌رفت. مدت‌ها به دنبال ذره‌بینی بزرگ می‌گشت. دنبال نوع خاصی بود. می‌گفت می‌خواهم موجودات ریز را با آن به راحتی ببینم. عاقبت چیزی را که می‌خواست، به دست آورد. با همین ذره‌بین، موجوداتی مثل مورچه و پروانه و عنکبوت را به دقت نگاه می‌کرد و یکسره ذکر خدا می‌گفت.

     

    باید بفهمم چه کسی شب‌ها دستشویی‌ها را نظافت می‌کند

     

    هر روز صبح زود که برای وضو گرفتن می‌رفتیم، می‌دیدیم که دستشویی‌ها تمیز است؛ انگار کسی همه جا را شسته باشد. حتّی شیرهای آب را برق انداخته بودند. از هر کس می‌پرسیدیم، چیزی نمی‌دانست. پیگیر شدم که بفهمم چه کسی شب‌ها محیط را نظافت می‌کند. من با برادر جعفرزاده هم اتاق بودیم. شبی خوابم نمی‌برد. دیدم که او بلند شد و رفت بیرون. چند لحظه بعد، من هم پا شدم و دنبالش رفتم. فهمیدم که هر شب قبل از اینکه نماز شبش را بخواند، اول دستشویی‌ها را نظافت می‌کند، بعد وضو می‌گیرد. هیچ وقت ندیدم که نماز شب، زیارت عاشورا و قرآنش را ترک کند. آن شب، وقتی به اتاق برگشت، رویش را بوسیدم. او که دید من همه چیز را فهمیده‌ام از من خواست که در این مورد چیزی به کسی نگویم.

     

        کانال تلگرام
       کانال اینستاگرام



    مطالب مرتبط

    منزل شهدا، محل نزول رحمت الهی است

    منزل شهدا، محل نزول رحمت الهی است

    مدیرکل بنیاد کرمانشاه با اشاره به اینکه منزل شهدا محل نزول رحمت الهی است، اظهار داشت: ما در دیدار با خانواده شهدا، از برکت شهدای عزیز حاجات خود را می‌گیریم و امیدواریم در قیامت نیز از شفاعت این عزیزان بهره‌مند شویم.

    |

    روایت یک فرمانده از آزادسازی خرمشهر

    روایت یک فرمانده از آزادسازی خرمشهر

    آزادسازی خرمشهر یکی از مهم‌ ترین اهداف عملیات «الی بیت‌المقدس» در دوره جنگ ایران و عراق بود که پس از ۵۷۸ روز اشغال در روز سوم خرداد سال ۱۳۶۱ خورشیدی صورت پذیرفت .

    |

    آزادی خرمشهر آزمون‌ بزرگ مردم ایران بود

    آزادی خرمشهر آزمون‌ بزرگ مردم ایران بود

    رئیس شورای هماهنگی تبلیغات اسلامی گیلان، آزادی خرمشهر را یکی از آزمون‌های بزرگ مردم همیشه در صحنه ایران دانست و گفت: معمار کبیر انقلاب اسلامی آزادسازی خرمشهر را موهبت الهی اعلام کردند و فرمودند «خرمشهر را خدا آزاد کرد».

    |

    فرمانده تکاوران نبرد خرمشهر در گفت و گو با حیات:

روز سوم خرداد تکاوران با سجده شکر و اشک ذوق وارد خرمشهر شدند
    فرمانده تکاوران نبرد خرمشهر در گفت و گو با حیات:

    روز سوم خرداد تکاوران با سجده شکر و اشک ذوق وارد خرمشهر شدند

    ناخدا صمدی گفت: در دهم اردیبهشت سال 61 عملیات بیت المقدس در چهار مرحله آغاز شد، سه قرارگاه، عملیات آزادسازی را انجام می دادند که گردان ما جزو جبهه جنوب بود، از همان روز های اول که عملیات شروع شد، ما در منطقه بودیم و در مرحله چهارم عملیات هر سه قرارگاه در راه آهن و گمرک خرمشهر به ...

    |

    نظرات کاربران