در حال بارگذاری ...
  • خدایا فرزندم را به تو هدیه دادم

    وقتی خبر شهادت «اکبر» به گوش پدرش رسید، دست به سوی آسمان گرفت و گفت: خدایا! تو را شکر که چنین فرزندی داده بودی. خدایا! فرزندم را به تو هدیه دادم.

    به گزارش حیات، «اکبر جداری سیلاب» در سیزدهمین روز از اولین ماه پاییز سال 1341 شمسی در شهر تبریز در محله بازارچه سیلاب چشم به جهان گشود. او صاحب خانواده‌ای مذهبی و با ایمان بود، که جز عشق به اهل بیت سرمایه دیگری نداشتند.


    پدرش نوحه‌خوان عزاداری‌های حضرت سیدالشهدا (ع) بود و اکبر را از همان دوران کودکی به همراه خود به این مجالس می‌برد، تا از تلاوت قرآن کریم و سخنرانی‌های علما بهره‌مند شود.

    وقتی اکبر هفت ساله شد، به دبستان سینا واقع در خیابان ششگلان رفت و بعد از آن دوره راهنمایی را در مدرسه شیخ عطار شروع کرد. اکبر از دوران کودکی علاقه زیادی به کارهای فنی و مکانیکی داشت. روح جستجوگرش موجب می‌شد تا با شکستن اسباب‌بازیهایش و سر در آوردن از قطعات داخلی آن متوجه شود وسایل بازی چطور ساخته شده‌اند؟

    در دوران راهنمایی بود که درس را  نیمه تمام گذاشت و برای یادگیری و کار به مغازه مکانیکی رفت. در سایه همت و علاقه‌ای که به این حرفه داشت خیلی زود آن را به خوبی فرا گرفت.

    در کنار فراگیری کار، در راهپیمایی‌ها نیز شرکت می‌کرد و با بینش سیاسی خود حضوری پر رنگ در این مراسمات داشت. در مراسم عزاداری امام حسین (ع) نیز حضور گسترده‌ای داشت و یکی از اعضای مقاومت مسجد در آن زمان بود.

    به خاطر علاقه‌ای که به انقلاب و سپاه داشت، در سال 1362 وارد سپاه پاسداران شد و سه سال بعد از آن بود که در سال 1365 در یکی از واحد‌های تعمیراتی لشکر عاشورا در منطقه  جنوب مشغول به کار شد و از اینکه در جمع رزمندگان اسلام حضور یافته بود به خود می‌بالید.


    عملیات «بیت‌المقدس 2 » در منطقه عمومی ماووت عراق بود. کوههای سر به فلک کشیده که از برف سفیدپوش شده بود و منطقه عملیاتی به حساب می‌آمد. قرار بود ارتفاعات «قامیش» را فتح نمایند. ماموریت سنگین و سختی بود و هوا بیرحمانه سرد.

    پس از طی چند کیلومتر با پای پیاده، درگیری شروع شد. اکبر با تمام وجودش در برابر دشمن ایستاده بود. 

    جوانمردانه با دشمن مزدور می‌جنگید، طولی نکشید که در خون خود غلطید و تاریخ انقلاب روز شهادتش را در دل خود برای 26 دی‌ماه 1366 ثبت کرد. 

    او رفت اما صدای نوحه‌هایش و دفترچه نوحه‌هایش برای همیشه در دل دوستان و همسنگران به یادگار ماند. 

    وقتی خبر شهادت این دلاور به گوش پدرش رسید دست به سوی آسمان گرفت و گفت: خدایا تو را شکر که چنین فرزندی به من داده بودی، خدایا فرزندم را به تو هدیه دادم و...

     

        کانال تلگرام
       کانال اینستاگرام



    مطالب مرتبط

    منزل شهدا، محل نزول رحمت الهی است

    منزل شهدا، محل نزول رحمت الهی است

    مدیرکل بنیاد کرمانشاه با اشاره به اینکه منزل شهدا محل نزول رحمت الهی است، اظهار داشت: ما در دیدار با خانواده شهدا، از برکت شهدای عزیز حاجات خود را می‌گیریم و امیدواریم در قیامت نیز از شفاعت این عزیزان بهره‌مند شویم.

    |

    روایت یک فرمانده از آزادسازی خرمشهر

    روایت یک فرمانده از آزادسازی خرمشهر

    آزادسازی خرمشهر یکی از مهم‌ ترین اهداف عملیات «الی بیت‌المقدس» در دوره جنگ ایران و عراق بود که پس از ۵۷۸ روز اشغال در روز سوم خرداد سال ۱۳۶۱ خورشیدی صورت پذیرفت .

    |

    آزادی خرمشهر آزمون‌ بزرگ مردم ایران بود

    آزادی خرمشهر آزمون‌ بزرگ مردم ایران بود

    رئیس شورای هماهنگی تبلیغات اسلامی گیلان، آزادی خرمشهر را یکی از آزمون‌های بزرگ مردم همیشه در صحنه ایران دانست و گفت: معمار کبیر انقلاب اسلامی آزادسازی خرمشهر را موهبت الهی اعلام کردند و فرمودند «خرمشهر را خدا آزاد کرد».

    |

    فرمانده تکاوران نبرد خرمشهر در گفت و گو با حیات:

روز سوم خرداد تکاوران با سجده شکر و اشک ذوق وارد خرمشهر شدند
    فرمانده تکاوران نبرد خرمشهر در گفت و گو با حیات:

    روز سوم خرداد تکاوران با سجده شکر و اشک ذوق وارد خرمشهر شدند

    ناخدا صمدی گفت: در دهم اردیبهشت سال 61 عملیات بیت المقدس در چهار مرحله آغاز شد، سه قرارگاه، عملیات آزادسازی را انجام می دادند که گردان ما جزو جبهه جنوب بود، از همان روز های اول که عملیات شروع شد، ما در منطقه بودیم و در مرحله چهارم عملیات هر سه قرارگاه در راه آهن و گمرک خرمشهر به ...

    |

    نظرات کاربران