بایگانی نگاهی بر روی پرده/1/ "بیپولی"؛ سوژه "نداری" اینبار اسیر مهر پدری شد نگاهی بیغش به مقوله مذهب در خانواده ایرانی
تهران- حیات
زندگی شخصیت های اصلی داستان همزمان با داستان سایر کاراکترها پیش رفته اما در نهایت آنچه مورد توجه قرار می گیرد؛ تغییر شخصیت های اصلی در گذر از بحران مالی است که در این بین نقش پدری و مادری را نمی توان در تغییر رویه زندگی و رشد اخلاقی این زوج نادیده گرفت.
جلو بردن سیر داستان "بیپولی" چنان هنرمندانه پیشرفته که لو رفتن قصه با عنوان فیلم(بی پولی) و حدس زدن انتهای خوب ماجرا، برای سازندگان آن چندان مهم به نظر نرسیده و مخاطبان 90 دقیقه روی صندلیهای سینما نشسته و بدون دست و پا زدن در بی پولی مفرط با اغلب صحنهها همذات پنداری می کنند. از این رو فیلم بی پولی از یک مسابقه فوتبال هیجانی که نتیجه آن هم مشخص نیست جذاب تر است.
به گزارش خبرنگار فرهنگی حیات، "بیپولی" به کارگردانی "حمید نعمت الله" داستانی اجتماعی بوده که به موضوع تکراری و در ظاهر نخ نما شده بی پولی پرداخته است. این پرداخت و جلو بردن سیر داستان چنان هنرمندانه پیشرفته که لو رفتن قصه با عنوان فیلم در سر در سینما ها به هیچ وجه جای نگرانی برای سازندگان آن نمی گذارد. حتی بن مایه طنز داستان و حدس زدن انتهای خوب ماجرای بی پولی زوج جوان نیزچندان مهم نبوده که وقتی مخاطبان می توانند 90 دقیقه روی صندلی های سینما بنیشنند و بدون اینکه در بی پولی مفرط دست و پا بزنند با اغلب صحنهها همذات پنداری کرده، لبخند بزنند و یا متاثر شوند. چراکه بی پولی داستان مشکلات مقطعی است که ممکن است گریبان اغلب خانواده های سطح متوسط را بگیرد.
کلکسیونی از آدم معمولیهای دوست داشتنی "بیپولی" داستان زندگی زوج جوانی است(لیلا حاتمی و بهرام رادان) که در ابتدای زندگی خود به دلیل بیکاری دچار مشکلات مالی می شوند و با تولد فرزندشان، عمق این مشکلات بیشتر نمایان می شود.
پرداخت قوی به سوژه "نداری" در قالب شخصیت پردازی قوی، دیالوگهای موثر، صحنه و بازخوردهای طبیعی در عین آشنایی زدایی در مخاطب، او را تا انتها راضی نگه می دارد. نویسندگی داستان را نعمت الله و هادی مقدم به عهده داشتند و پرداخت به دیالوگها را تاجایی پیش بردند که جذابیت گفتار باعث اتهام دیالوگ محوری به آنان نشود. جذابیت دیالوگ ها در سکانس های شرکت ورشکسته بیشتر خودنمایی کرده و هنرنمایی کوتاه اما زیبای بازیگران را دوچندان می کند. البته خالی از لطف نیست که به بازی "بابک حمیدیان" نیز اشاره کرد که در نقشی متفاوت و در همان سکانس ابتدایی ورود خود به قصه، نوید نقش آفرینی زیبایی را در قالب فردی کر و لال می دهد.
ساخت "بیپولی" بعد از اثر موفق "بوتیک" نشان از علاقه نعمتالله برای پرداختن به مشکلات رایج اجتماعی بوده که در آن پول، نقش محوری را بازی می کند. البته در هر دو اثر شاهد ساختاری کاملا متفاوت هستیم و کارگردان به خوبی با پرداختن به جزئیات باورپذیری کاراکترها را در ذهن مخاطب پررنگ می کند.
شخصیت پردازی و معرفی خوب کاراکترهای حاضر در قصه، به خصوص شرکت، باعث شده است افراد در عین فراز و فرودهای شخصیتی و گاه منفی شان، باور پذیر و به نوعی دوست داشتنی باشند. صحنه های نمایش داده شده در شرکت علاوه بر اینکه به طنز داستان کمک می کنند راهی هستند برای نشان دادن رفاقت های صمیمی که حتی در نداری هم ادامه می یابند. کلکسیون دوستان متفاوتی که نمونه کوچکی از اجتماع را نشان می دهد؛ معتاد، معلول، مذهبی و ...
شخصیت های اصلی داستان (شکوه و کیانوش) نیز همزمان با داستان زندگی سایر کاراکترها پیش رفته اما در نهایت آنچه مورد توجه قرار می گیرد؛ تغییر شخصیت های اصلی در گذر از بحران مالی است. البته در این بین نقش پدری و مادری را نمی توان در تغییر رویه زندگی و رشد اخلاقی این زوج نادیده گرفت که در سیر داستان، خصوصا سکانس پایانی، به خوبی به آن پرداخته شده است؛ خانه ای خالی، بدون اسباب و دکور اما نشستن زن و شوهر در کنار هم و احساس خوشبختی که با حضور فرزند مضاعف می شود.
***
در این بین می توان به نقش آفرینی درخشان لیلا حاتمی اشاره کرد که به خوبی تغییر شخصیت یک دختر ناپخته و نازپروده را به زنی صاحب تصمیم گیری و اعمال نظر، نشان می دهد؛ اگرچه او در مصاحبههای مطبوعاتی خود ابراز کرده، تنها مجری خوبی برای شخصیت پرداخته شده از سوی کارگردان بوده است.
همچنین بازی های دوستان "کیانوش" در دفتر یک شرکت ورشکسته نیز قابل توجه است. در این دفتر که به نوعی طعنه کارگردان به مشکل فراگیر بیکاری نسل امروز است، امیر جعفری، بابک حمیدیان و سیامک انصاری به خوبی توانسته اند با بازی خود بخشی از بار طنز داستان را هم به دوش بکشد.
علاوه بر آن حبیب رضایی نیز در نقش "پرویز" توانسته با ارائه شخصیت آدمی بی خیال که برای گذران زندگی خود از ظاهرسازی بی حصری بهره می گیرد، شخصیتی ماندگار در ذهن مخاطب خلق کند. البته با دخیل کردن "احمد رنجه" در قصه، نمی توان طعنه نویسنده به آدم هایی که دور از واقعیات زندگی کرده و در افکار انزوا طلبانه خود سیر می کنند را نادیده گرفت.
اما نکته قابل توجه در این میان شخصیت "کیانوش" بوده که علیغم بازی خوب رادان تا حدودی برای مخاطب گنگ می ماند و ایجاد سوال می کند. او پسر خانواده ای سطح پایین در اجتماع و داماد خانواده ای متمول است که برای حفظ غرور و آبروی خود در بحران بی کاری و بی پولی، تظاهر به بی نیازی کرده و بار مشکلات را تنهایی به دوش میکشد. در سراسر فیلم این نقش به خوبی از آب درآمده اما نکته گنگ شخصیتی کیانوش، بی توجهی او به همسرش است که از همان سکانس های ابتدایی فیلم شاهد آن هستیم.
صحنه ای که بعد از رفتن میهمانان "شکوه" به خاطر بی اعتنایی همسر در حال گریستن است اما "کیانوش" با جملاتی سرسری از او می خواهد که گریه نکند و نیمرویی مطابق میلش بپزد(!) شاید در حین دست و پنجه نرم کردن مرد خانه با مشکلات زندگی، سر زدن چینین رفتاری طبیعی جلوه کند اما نشان دادن این خلق در بدو زندگی نشان از شخصیت درونی اوست درحالی که اجباری برای چنین شخصیت پردازی وجود ندارد و درصورت حذف یا تلطیف سکانس اول لطمه ای به روال داستان وارد نمی شود.
اما صرف نظر از این ایراد، به خوبی رشد شخصیتی این زن و شوهر در حین مشکلات به تصویر درآمده و اعتقادات مذهبی مطرح شده در قصه نیز با ظرافت صورت گرفته است که نشان از نگاه بیغش نویسنده به مقوله مذهب در خانوادههای ایرانی دارد. همچنین استفاده از ژانر طنز باعث شده، فیلمساز علاوه بر پرداختن آسان به موضوعات از اقبال مخاطب و فروش اثر هم اطمینان حاصل کند.
هنوز هم چهره ها ملاک انتخاب مردم هستند در پایان می توان گفت "بیپولی" یکی از آثار درخور توجه و زیبای بیست و هفتمین جشنواره فیلم فجر بود وگرچه در اکران خود با موفقیت روبرو شد اما انتظار می رفت که 17 روز پس از نمایش عمومی و 390 میلیون تومان فروش، نه هم سطح فروش فیلم هایی چون "دوخواهر" بلکه بالاتر از آن قرار بگیرد. هرچند ساخت این فیلم برحسب دغدغه های فرهنگی کارگردان صورت گرفته اما این آمار نشان از این دارد که هنوز سلیقه مخاطب بر حسب بازیگران روی پرده تنظیم می شود و فیلم هایی که از بازیگران محبوب استفاده کنند، موفق خواهند بود؛ چه با محتوا و چه بی محتوا. یاد آور می شود لیلا حاتمی برنده سیمرغ بلورین بهترین بازیگر نقش اول زن برای فیلم «بی پولی» است. پایان پیام
ثبت کننده مطلب: 18
|