بایگانی ادبیات مقدس/4/ نگاهی بر "ارمیا" برگزیده بیست سال ادبیات دفاع مقدس؛ ارمیا ماهی حلال گوشتی شده بود روی زمین!
تهران- حیات
خاک جنوب برای ارمیا مانند آب شده و او خودش را در آب خفه کرده و در سراسر داستان و اتفاقاتی که برای ارمیا رخ می دهد او ماهی حلال گوشتی است که به خودش می پیچید، این مضمون در آخر داستان و زمان شنیدن خبر فوت امام(ره) بیشتر نمایان می شود، آنجا که نویسنده می گوید: ماهی حتی اگر نهنگ هم باشد، درکی از خارج آب ندارد. امام مثل آب بود.
به گزارش سرویس فرهنگی حیات، "ارمیا" نوشته رضا امیرخانی، داستان سرگشتگی و شوریدگی جوانی است که پذیرش زندگی بعد از جنگ برایش ناممکن جلوه می کند. زندگی که نه در آن مصطفی، رفیق هم سنگرش، هست و نه شور، معنویت و سادگی لحظات جبهه. او رفیق خودش را بعد از آتش بس با شلیک شدن خمپارهای در سنگر از دست داده و یقین دارد مصطفی آخرین شهید جنگ است.
این دانشجوی جوان معماری که برخلاف نظر خانوادهی مرفهاش، تصمیم میگیرد به جبهه برود، مصطفی؛ نماد همه خوبی ها را از دست داده و شهادت او تاثیری عمیق بر روحیه اش گذاشته است. بعد از بازگشت به خانه یاد و خاطره مصطفی هنوز با ارمیا است و او همیشه مصطفی را درنظردارد و نمیخواهد به جز یاد او چیزی به ذهنش خطور کند. فاصله زیادی میان ارمیا و آنچه در جامعه می گذرد وجود دارد و برای همین او منزوی و مردم گریز می شود.
خاک جنوب برای ارمیا مانند آب شده و او خودش را در آب خفه کرده است. در سراسر داستان و اتفاقاتی که برای ارمیا رخ می دهد او ماهی حلال گوشتی است که به خودش می پیچید. این مضمون در آخر داستان و زمان شنیدن خبر فوت امام(ره) بیشتر نمایان می شود. آنجا که نویسنده می گوید: "ماهی حتی اگر نهنگ هم باشد، درکی از خارج آب ندارد. امام مثل آب بود. ماهی ها به جز آب چه می دانند؟ تمام زندگیشان آب است. وقتی ماهی از آب جدا می شود و روی زمین بیافتد، تازه زمینی که آرام تر از دریا است، شرع می کند به تکان خوردن.
ماهی دست و پا ندارد(!) وگر نه می شد نوشت که به نحو ناجوری دست و پا می زند. تنش را به زمین می کوبد. پاهی به اندازه طول بدنش از زمین بالاتر می رود و دوباره به زمین می خورد. ستون مهره هایش را خم و راست می کند. مثل فنر از جا می پرد. با سر و دمش به زمین ضربه می زند. به هوا بلند می شود. با شکم روی زمین می افتد و دوباره همین کار را دنبال می کند. اگر حلال گوشت باشد و فلس داشته باشد در طی این بالا و پایین پریدن ها مقداری از فلس هایش از پوست جدا می شود و روی زمین می ماند البته بعضی ماهیگیرها اشتباه می کنند و روی شکم ماهی سنگ می گذارند تا بالا و پایین نپرد(!)
علم می گوید ماهی به خاطر دور شدن از آب به دلایل طبیعی می میرد. اما هرکس یک بار بالا و پایین پریدن ماهی را دیده باشد تصدیق می کند که ماهی از بی آبی به دلیل طبیعی نمی میرد. ماهی به خاطر آب خودش را می کشد. خشم، عجز، تنهایی، خفقان... اینها لغاتی علمی نیستند. ارمیا ماهی بی دست و پای حلال گوشتی شده بود روی زمین!" پایان پیام
ثبت کننده مطلب: 18
|