بایگانی گودرزی در جلسه نقد و بررسی "خط ترمز روی گیجگاه زن": نوعی سرگشتگی اجتماعی در داستان "تاپو" وجود دارد
تهران- حیات
محمد رضا گودرزی گفت: در داستان "تاپو" از مجموعه "خط ترمز روی گیجگاه زن" با نوعی سرگشتگی اجتماعی روبرو هستیم که این امر، یکی از مسائل روز جامعه ایرانی است و می توان داستان را نمونه موفقی از داستان های پسا مدرن دانست که دو ناسازه سنت و مدرنیسم را درکنار هم قرار داده است.
به گزارش خبرنگار فرهنگی حیات، جلسه نقد و بررسی مجموعه داستان " خط ترمز روی گیجگاه زن" نوشته "بهاره الله بخش" با حضور نویسنده و "محمد رضا گودرزی"؛ منتقد و جمعی از ادب دوستان، عصر روز پنج شنبه در "کانون ادبیات ایران" برگزار شد.
درابتدای جلسه نویسنده کتاب یکی از داستان های این مجموعه به نام " تاپو" را خواند و سپس حاضران به نقد و بررسی داستان پرداختند.
گودرزی با توجه به دیدگاه حاضران که ژانر داستان را گوتیک می دانستند، گفت: در این داستان خصوصیات داستان های گوتیک را نمی بینیم، اگر دقیق تر نگاه کنیم متوجه می شویم داستان، بین دو ژانرشگفت و واقع گرا بلاتکلیف است، یعنی از لحاظ فرم در بلاتکلیفی به سر می برد. قسمت های اول داستان منطقی پیش می رود و در قسمت های پایانی شاهد جریاناتـی هستیم که متعلق به ژانر شگفت است.
همچنین این منتقد با بررسی تعلیق در این مجموعه اظهار داشت : در این داستان تعلیق و اضطراب داستان های شگفت دیده می شود، وقتی بر مبنای کل حرکت می کنیم متوجه می شویم داستان در کلیت بر جای خود است و تنها در بعضی از صحنه ها می گریزد. این مدرس داستان نویسی با توجه به نقطه نظرات متفاوت حاضران در مورد نقش راوی داستان گفت: راوی مفسر، جهت دهنده و دانای کل است. اگر ما از راوی هویت بیشتری داشتیم و یا اینکه راوی یک عنصر متافیزیکی بود فضای داستان در حالت بهتری پیش می رفت.
وی خاطر نشان کرد: اگر با توجه به الگوی ازلی "یونگ" پیش برویم راوی داستان تفکر حاکم بر روستا است و به نوعی می توانیم قهرمان را خود روستا بدانیم.
این نویسنده با اشاره به عدم رعایت اصل ضرورت مندی در داستان، افزود: راوی اصل ضرورت مندی را رعایت نکرده و گاهی مسائل را تا حدی مختصر عنوان کرده که موجب ایجاد ابهامات غیر ضروری شده و حالتی پیش آمده که گویی قسمت هایی از داستان سانسور شده است.
این منتقد در پایان افزود: در این داستان با نوعی سرگشتگی اجتماعی روبرو هستیم که این امر یکی از مسائل روز جامعه ایرانی است، می توان داستان را نمونه موفقی از داستان های پسا مدرن دانست که دو ناسازه سنت و مدرنیسم را درکنار هم قرار داده است.
خلاصه داستان: رامین، پریسا و... در پی یافتن یادگارهای پدران و مادران خود به روستای محل زندگی آنان در کودکی می روند. در این مسیر اتفاقات عجیبی رخ می دهد که آن ها را گیج می کند و همین اتفاقات جریان داستان "تاپو" از مجموعه "خط ترمز روی گیجگاه زن" را می سازد.
یادآور می شود "بهاره الله بخش" کتاب داستانی " نامه های دلقک" را نیز در کارنامه خود دارد. پایان پیام
ثبت کننده مطلب: 18
|