شنبه 2 آذر 1398 |

محتوای یکپارچه

گفت و گوی حیات باآزاده نخبه محمد رضا شایق از دوران اسارت و حال و هوای امروزش

ماجرای قاپیدن دفتروقلم از دستان نماینده صلیب سرخ

حیات:محمدرضا شایق چهره نام آشنای عرصه فرهنگ در یزد است گرچه وی دستی بر آتش سیاست دارد اما در قبای پر کبکبه سیاست هم بر اخلاق تاکید دارد. شایق از حافظان، کاتبان، مفسران وپژوهشگران نام آشنای قرآنی کشور نیز است وامروزه بیشتر وقتش را ردای معلمی می پوشد و در دانشگاه به جوانان اخلاق ومعرفت درس می دهد. تفسیر وتلاوت قرآن در مساجد وجلسات مختلف مذهبی از دیگر فعالیت های این استاد دانشگاه است. شایق از نزدیکترین یاران شادروان حجت الاسلام ابوترابی در دوران اسارت محسوب می شود و نقش حساسی را در مقاومت آزادگان و رهبری ایشان در زندان ها و سیاه چال های رژیم بعث عراق ایفا کرد. وی در سال 1374 نشان ایثار را از دست رییس جمهور وقت دریافت کرده است. شایق در تاریخ 23 مرداد 1398 به عنوان نخبه آزاده در همایش الماس های درخشان از وی تقدیر شد.

به گزارش پایگاه خبری حیات، به همین منظور گفت وگویی با وی انجام داده است.که گزارش این گفت وگو را می خوانیم:
محمدرضا شایق عضو هیأت علمی دانشگاه یزد از آزادگان هشت سال دفاع مقدس، سال 1341 در مریم آباد یزد بدنیا آمده است.
وی از چهارده سالگی نزد مرحوم علی محمد کاوه یزدی، به آموزش خوشنویسی پرداخته و از سال 1361 تحصیلات حوزوی را آغاز و به فراگیری دروس خارج فقه و اصول همت گماشت.
نمی توان مردم را به جهاد دعوت کرد وخود به خط مقدم نرفت
این آزاده هنرمند، بواسطه توانایی هایی که در کارهای هنری وتبلیغاتی داشت، در  سال 61 در حالی که طلبه بود، در جبهه شروع به فعالیت کرد واز آنجا که فعالان حوزه تبلیغات تنها تا نزدیکی خط رزمندگان را همراهی می کردند و وی معتقد بود  که نمی توان مردم را به جهاد دعوت کرد اما خودبه خط مقدم نرفت، برهمین اساس با درخواست واصرار فراوان از فرمانده گردان، که شهید انتظاری بود،  راهی خط مقدم شد.

محمد رضا شایق، در تاریخ 21 بهمن 1361 در سن 21 سالگی در منطقه دلیجان نزدیک فکه به اسارت دشمن بعثی رسید و در تاریخ 29 مرداد 1369 از اسارت آزاد شد.
داستان برداشتن قلم و دفتر نماینده صلیب سرخ
وقتی بحث خاطره زمان اسارت مطرح شد این نخبه آزاده،  به ماجرای برداشتن قلم و دفتر نماینده صلیب سرخ اشاره می کند و این خاطره شیرین  را اینگونه تعریف می کند: به جز مقطع محدودی در اردوگاه قلم ودفتر ممنوع بود واز هر کس که می گرفتند تنبیه می شد.یکبار که نماینده صلیب سرخ، با جعبه خودکارهای خود ایستاده بود یکی از اسرا یک دفعه به زیر دست او زد و همه خودکارها روی زمین ریخت وبچه ها در چند ثانیه همه را برداشتند قبل از این که نماینده صلیب سرخ، به خودش بیاید،یکی دیگر از اسرا از آن طرف چند دفتر را از روی دستش قاپید.در حین نماینده صلیب سرخ به سختی ناراحت شده و ناسزاگویان از اتاق بیرون رفت و به مسئول ایرانی اردوگاه گفت من مصاحبه می کنم و به دنیا اعلان می کنم ایرانیان دزدند و باعصبانیت خواست به سمت در خروجی اردوگاه برود که مسئول اردوگاه جلویش را گرفت و گفت به دو سه سوال من جواب بده وبعد هرچه خواستی علیه ما مصاحبه کن.نماینده صلیب قبول کرد،مسول اردوگاه گفت به پای بچه ها نگاه کن چندنفر دمپای داشتند و بقیه پابرهنه راه می رفتند!
گفت:هیچ کس!
چرا این بچه ها کفش قشنگ تورا ندزدیدند؟!چرا سیگارتوی جیبت را ندزدیدند؟ چرا قلم ودفترت را برداشتند؟!مانعی نیست وبرو وبه دنیا اعلان کن ایرانی ها دزد علم ودانش اند.
نماینده صلیب سرخ که دیگه آرام شده بود با رضایت گفت فهمیدم!
دفعه های بعد که آمد جبعه قلمها را روی دستش گرفته واشاره می کرد که آنها را بقاپید .البته بچه ها با احترام برداشتند واو هر باری که می آمد قلم ودفتر به بچه ها می رساند.
ادامه تحصیل بعد از آزادی
عضو هیات علمی دانشگاه یزد، پس از آزادی از اسارت ابتدا تحصیلات حوزوی خود  را در پایه دهم دروس خارج فقه و اصول با کسب رتبه یک کشوری به پایان رساند و همچنین دوره کارشناسی ارشدم را در رشته علوم قرآن و حدیث در دانشگاه تربیت مدرس تهران با پایان نامه خصوصیات جهان آخرت از دیدگاه قرآن وحدیث گذراند و  اکنون نیز دانش آموخته  دکترای فقه هست و بیش از 30 سال از عمرش  را صرف کسب علوم و معارف دینی و نشر و تبیین آنها کرده است.
تدریس علوم قرآن، فقه و اصول، تفسیر قرآن کریم و نهج البلاغه در مراکز حوزوی و دانشگاهی یزد را از سال ۱۳۷۱آغاز کردو طراحی و تدریس در دوره‌های متعدد تفسیر موضوعی و ترتیبی قرآن کریم را با همکاری مؤسسه‌های قرآنی و فرهنگی و همچنین تدریس خوشنویسی و تذهیب در دانشگاه از سوابق کاری محمد رضا شایق است.
وی علاوه بر آثار خوشنویسی که با خط‌های ثلث، نستعلیق، نسخ فارسی و عربی، دیوانی و رقعه است ؛انواع نقاشی و تذهیب و کتابت قرآن کریم را نیز در رزومه کاریش دارد وسال 1373 موفق شدکه با رای مردمی در فستیوال مالزی در سال 1373 مقام کسب کند. 
این مدرس علوم قرآنی درسال 1374 به عنوان آزاده نمونه برگزیده شد و از دست رئیس جمهور وقت نشان ایثار دریافت کرد و در سال 1375 در امتحانات وزارت علوم شرکت و با رتبه استادیاری به تدریس در دانشگــاه ها مشغول شد.
راه های گسترش فرهنگ ایثار و شهادت
وی گسترش فرهنگ ایثاروشهادت را درجامعه ضروری می داند و در این رابطه معتقد است که اگرچه بنیادشهید وامور ایثارگران فعال است اما باید بیشتر کارکرد.
بحث نگارش خاطرات ایثارگران و انتشار آن را یکی از راه های گسترش فرهنگ ایثار و شهادت می داند ومعتقد است آشنایی هرچه بیشتر اقشار مختلف  مردم با ایثارگران تاثیر مثبت بر جامعه خواهد گذارد و پیشنهاد دیگر این آزاده، ایجاد پایگاهی در فضای مجازی که ابتدا اطلاع رسانی عامه شود وبعد ازآن خاطرات ایثارگران وآزادگان وجانبازان وخانواده هایشان در آنجا نوشته شود ودر دسترس مردم قرار بگیرد.