دوشنبه 30 اردیبهشت 1398 |

چگونه منزل مادر شهید پناهگاه نیازمندان شد

1398/02/22 خاطرات یک عمر نیکوکاری مادر شهیدان طهرانی مقدم از زبان عروس خانواده

چگونه منزل مادر شهید پناهگاه نیازمندان شد

حیات: مادر شهیدان طهرانی مقدم، چهره آشنا برای بچه های جبهه و جنگ بود. مادری که سه مرد جهادی در دامن خویش پروراند، علی آقا در حالی که فقط 18 سال داشت در آبان 1359 به کاروان شهدا ملحق شد، حسن طهرانی مقدم پدر صنعت موشکی ایران هم در آبان ۱۳۹۰ به آرزوی دیرینش، شهادت رسید و سردار محمد طهرانی مقدم از رزمندگان و جانبازان عزیز است که مسئولیتهای کلیدی را در جبهه های غرب و جنوب کشور عهده دار بوده است. مادری که چنین خانواده تأثیرگذار جهادی شکل داده بود، بعد از جنگ همت خود را صرف ایثار اجتماعی کرد. او خانه خویش را به مرکز خیریه و دستگیری از افراد نیازمند و گرفتار اختصاص داد و می گفت: تمام مخارج خیریه را حسن آقا می دادند و همیشه با لیست جدید از افراد نیازمند وارد می شد.

به این صورت خانه مادری سردار شهید عرصه موشکی ایران، به محل مراجعه افراد نیازمند از نقاط مختلف ایران تبدیل شد. همه اعضای خانواده طهرانی مقدم در چرخش امور این مرکز خیریه فعال بودند.

به این ترتیب بود که خبر رفتن مادر شهید طهرانی مقدم کام بسیاری از بچه های جهاد و ایثار را تلخ کرد. روز تشییع این مادر، به صحنه عظیم اظهار ارادت به مقام او تبدیل شد. بسیاری از فرماندهان دفاع مقدس در این روز حکایتها و توصیه های پر از حکمت او در باره انقلاب، امام و ایران اسلامی را بازگو کردند. این که او انقلاب را فرزند و پاره تن خویش می خواند و یاری افراد نیازمند و امداد رسانی به آسیب دیدگان  از زلزله تا سیل زده را عین مجاهدت می خواند.

در فردای تشییع این مادر فرصتی فراهم شد تا با سرکار خانم الهام حیدری همسر سردار شهید حسن طهرانی مقدم دفتر زندگی پر از خاطره این بانو را ورق بزنیم.

شما و اعضای فامیل و نزدیکان شهیدان طهرانی مقدم، مادر شهیدان را به چه خصوصیاتی می شناختند؟

ویژگی اول ایشان مهربانی و صمیمیت بود؛ نه تنها با ما که اعضای خانواده بودیم بلکه با همه کسانی که در خانه ایشان می آمدند. اگر بخواهم این خصوصیت او را در یک جمله بیان کنم، همین کافی است که من ۱۰ سال زندگی را واقعاً به دور از هر گونه رنجش و تنش با خود حاج خانم گذراندم. وقتی عروس خانه شدم در همین خانه، کنار ایشان زندگی می کردم. حاج حسن هیج وقت نبود. اغلب ۳ ماه یا ۵ ماه به مأموریت می رفت و من هم با حاج خانم می ماندم. بعد از چند ماه اول زندگی مشترک، کم کم تحت تأثیر بزرگی شخصیت مادر قرار گرفتم.

دومین خصوصیت او که زبانزد همه است و لابد شما در این باره مطالب زیادی خوانده اید، روحیه ایثارگری او در زندگی اجتماعی بود. از این نظر فعالیت های حاج خانم در سطحی بود که واقعاً کسی نمی توانست به آن جایگاه برسد. او شریک غم و روزهای سخت بسیاری از خانواده ها بود. درِ خانه اشان همیشه به روی همه باز بود.

تا آنجا که ما در جریان بودیم کارهای خیریه و نیکوکاری مادر عزیز، حالت منظم و سازمان یافته پیدا کرده بود، از چه زمانی ایشان تصمیم به این کار گرفتند؟

تا جایی که من در جریان هستم حاج خانم بعد از شهادت فرزند کوچک شان، علی آقا این حرکت را شروع می کند. مخصوصاً برای آنکه ثابت کنند خودشان هم مثل فرزندانشان پای این انقلاب و نظام ایستاده اند و برای روحیه دادن به بچه های جبهه، منزل خود را به مرکز پشتیبانی جنگ و انقلاب تبدیل می کنند. خودش در مناسبت های مختلف می گفت که شهادت علی این باب [ایثار اجتماعی] را باز کرد. لذا شما می بینید بعد از این که علی آقا در همان روزهای شروع جنگ یعنی پاییز 59 شهید می شوند، مادر ضمن دعوت دیگر پسرانش برای حضور در میدان جنگ، خودش برای جمع آوری و تهیه لوازم رزمندگان پیشقدم می شود.

همان روزها هم اگر صحبت های حاج خانم را جست و جو کنید می بینید، با همین شور و حرارت می گوید، نظام جمهوری اسلامی مانند فرزند اوست و همه دارایی خود را از جان و مال، وقف نظام کرده است. این زمانی بود که فرزندان ایشان به عنوان اولین گروه مدافعان سوسنگرد مبارزه می کردند و در این درگیری ها شهید علی طهرانی مقدم به شهادت رسید. 

 می توانید مصداق و نمونه هایی از اقدامات او در بحث ایثار اجتماعی که یکی از نیازهای مبرم جامعه بویژه در صحنه حوادث ویرانگر سیل و زلزله و ... است را برای مخاطبان بگویید؟

اولین کارهایی که به عنوان خاطره شیرین از زمان جنگ در ذهن ما باقیمانده است، تهیه غذای و لوازم تغذیه برای رزمندگان بود. ایشان این کار را با عشق خاصی انجام می دادند و همراه این کمک های غذایی، شور و حرارت خاصی در میان رزمندگان ایجاد می کردند.

همانطور که اشاره کردید، کمک رسانی و پشتیبانی او از جبهه، یک برنامه گسترده بود. مثلاً بارها با کمک بچه ها، از بنادر مختلف ایران چند کامیون ماهی برای رزمندگان سفارش می دادند.

خانم جلیلی منزل خود را مانند یک حسینیه آماده کرده بودند. فصل میوه که می شد میوه ها را به صورت انبوه از باغات خریداری می کردند و برای بچه های جبهه مربا تهیه می کردند. 

بعد از جنگ فعالیت های حاج خانم در زمینه نیکوکاری تنوع زیادی پیدا کرد. ایشان توانستند گروه زیادی از زنان و خانواده های خیّر را گردهم آوردند و به همراه آنها در روستاها و مناطق محروم به ساخت مدرسه یا مسجد مبادرت و یا برای زوج های جوان و نیازمند جهیزیه تهیه کنند. 

یکی از نکات جالب این بود که حاج خانم از ارادت و ارتباطی که مسئولین مختلف با خانواده شهید طهرانی مقدم برای گشودن گره مشکلات زندگی افراد بهره می گرفتند.

سبک زندگی که برای خود اعضای خانواده و شماها می پسندیدند، چه بود.؟

عقیده ایشان بر این بود که هر فردی باید یک زندگی در شأن خویش داشته باشد. ایشان دنبال تجملات بی رویه یا لوکس گرایی در زندگی نبودند اما در عین حال خواهان زندگی آبرومند و مرتب برای اعضای فامیل بودند.

شما وقتی این خصوصیات شخصیت مادر شهید را ارزیابی می کنید، چه پیشنهادی برای رواج آنها در جامعه دارد؟

من این درجه از خیرخواهی و نوعدوستی را ناشی از قدرت ایمان در زندگی می دانم. کسی که باور پیدا می کند، خداوند قبل از هر چیز خود را بخشنده، رئوف و رحمان معرفی می کند، حتماً از فرصت های زندگی برای دستگیری از افراد و ایثار برای آرامش و آسایش دیگران بهره می گیرد.

به ارادت و علاقه ویژه مسئولان نظام به خانواده شهید طهرانی مقدم بویژه مادر عزیزشان اشاره کردید. از دیدگاه شما، ارتباط و پیوندی هم که میان مادر و کلاً خانواده شهید طهرانی مقدم با انقلاب و نظام برقرار بود، به چه صورت بوده است؟

حاج خانم تا آنجا که من اطلاع دارم از قبل انقلاب پا به پای فرزندانش در جریانات سیاسی انقلاب شرکت داشتند. زمانی که فرزندان ایشان دانشجو بودند، بخاطر همراهی این خانواده با انقلاب، مأمورین ساواک به منزل شان هجوم می آورند. حاج خانم مثل بسیاری از خانواده های مبارز، این حوادث را تجربه کرده بود و به این خاطر بحث انقلاب و حفظ نظام اسلامی برای ایشان اهمیت خاصی داشت.

از شعار دادن خالی و افراد بی عمل به شدت پرهیز می کردند و توصیه اش به فرزندانش هم این بود که مرد عمل باشید. به همین خاطر رهبر انقلاب مان می گویند اگر مادران شهدا نبودند این حماسه ها رخ نمی داد.

روحیات و شخصیت مادران شهدای دفاع مقدس ما، حقیقتاً بی نظیر بود. آنها با اراده خود زیباترین و عزیزترین ثمره زندگی خویش را تقدیم نظام جمهوری اسلامی کردند. 

از نظر شما چگونه می توانیم به امثال مادر شهید طهرانی مقدم ادای دین کنیم. چه باید کرد تا دختران امروزمان شبیه این مادران دیروز باشند؟

اولین رکن، آگاهی است. بچه های ما باید خودشان به این سمت قدم بردارند. من پیشنهادم این است که جوانان ما به سمت کتاب ها و آثاری بروند که زندگی شهدا و سرگذشت مادران و پدران شهدا در آن نقش بسته است. شهدایمان را از زبان مادران شان بشناسیم. بنابراین در این سو، تکلیف مهم ما تدوین خاطرات و گفته ها و تحقیق کردن در زوایای زندگی مادران و تربیت کنندگان این قهرمانان جنگ است.

فایل های ضمیمه :

فایل های ضمیمه :

نظرات کاربران
نظر شما
نام :
ایمیل :
نظرات کاربران :
لطفاً کد امنیتی که در عکس نشان داده شده، را وارد کنید کد امنیتی :