یکشنبه 27 آبان 1397 |

ابوالفضل در دانشگاه امام حسین(ع) درس خواند و در محرم امد

1397/06/22 مادر شهید تفحص شده پس از 36 سال در گفت و گو با حیات:

ابوالفضل در دانشگاه امام حسین(ع) درس خواند و در محرم فارغ التحصیل شد

ابوالفضل عاشق جبهه بود چون عاشق حسین زمانش امام خمینی (ره) بود .او در خواب به پدرش گفته بود در دانشگاه امام حسین درس می خواند، او بعد از 36 سال به خاطر دل پدرش امد، او در ماهی که متولد شده بود امد.

حیات: ابوالفضل کلهر متولد 1344، 36 سال پیش در عملیات رمضان مفقودالاثر شد. پیکر این شهید به تازگی تفحص و شناسایی و به تهران انتقال داده شد. پیکر پاکشان امروز تشییع و به خاک سپرده می شود. پایگاه خبری حیات در گفت و گویی با مادر شهید، از ابوالفضل و احساس ان ها در هنگام شنیدن خبر پیدا شدنش بعد از 36 سال پرسید. این گفت و گو در ادامه از نظر شما می گذرد:

مادر ابوالفضل در مورد فرزند شهیدش به پایگاه خبری حیات گفت: پسرم 5 ماه در سقز کردستان بود در نقاط کوهستانی که حتی نمی توانست برای من نامه ای بدهد.ان زمان که تلفن موبایل نبود چشم ما به در بود تا نامه رساننامه ای از فرزندمان بیاورد. سال 1361 بعد از 5 ماه اوایل ماه رمضان، برای دیدن ما به تهران امد و شب 23 ماه رمضان به خاطر این که امام گفته بود کسانی که مجرد هستند به جبهه بروند رفت و اصرار من هم مبنی بر این که تازه امده ای بیشتر بمان تا تو را بیشتر ببینیم، فایده نداشت چون به گفته خودش مقتدایش و رهبرش گفته بود بروید رفت و دیگر من ندیدمش تا دیروز( 20 شهریور) در معراج الشهدا.

وقتی 23 رمضان رفت، مرحله چهارم عملیات رمضان بود مدتی گذشت نه نامه ای، نه خبری، نه تلفنی، هیچاطلاعی از ابوالفضل نداشتیم تا 40 روز صبر کردیم او برج 4 رفته بود 5 مرداد خواهرزاده همسرم شهید شد و ما سرگرم برگزاری مراسم ایشان بودیم بعد از مراسم ایشان، حاج اقا(همسرم) در مسجد از بچه های رزمنده در باره ابوالفضل پرسیده بود، بچه ها که می دانستند پسرم مفقود شده است از حاج اقا خواسته بودند سری به جبهه بزند حاج اقا به پادگان دوکوهه در منطقه رفتند انجا متوجه شدند پسرم مفقود الاثر شده است. ما اولین بار بود این واژه را می شنیدیم وقتی معنی ان را پرسیده بود گفته بودند نه زنده بودنش معلوم است و نه شهادتش. وقتی برگشتند تا یک سال ما حیران وسرگشته بودیم نمیدانستیم باید چه کنیم تا این که فرمانده اش را پیدا و کسب تکلیف کردم که ما برای فرزندمان چه کنیم ایشان به من گفتند، از 600 نفری که برای این عملیات رفتند فقط دو یا سه نفرشان زنده مانده اند ولی چونعملیات داخل خاک عراق صورت گرفته است ما نمی توانیم کاری برای کسانی که مفقود شده اند انجام دهیم با این حال شما یک درصد احتمال اسارت برای ایشان قایل شوید .

به گفته مادر شهید، بنابراین ما بعد از یک سال برایش مجلس گرفتیم و از ان تاریخ به بعد، طبق همان تاریخ 28، 29 و 30 تیر که گفته می شود زمان احتمالی شهادت پسرم هست برایش مراسم برگزار می کنیم، شب 23 ماه رمضان هم که زمان رفتن وخداحافظی اش بود تا الان مراسم گرفته ایم.

مادر شهید کلهر در مورد چگونگی اطلاع از تفحص و شناسایی پیکر پاک فرزندش گفت: دو روز پیش از بنیاد با حاج اقا(همسرم)تماس گرفتند و گفتند که قرار است به دیدن ما بیایند حاج اقا گفته بود روز سه شنبه بیایید وقتی امدند از من خواستندخاطره ای از ابوالفضل برایشان بگویم که من گفتم شهدا زندگیشان برای ما خاطره بود میان صحبت هایم اشاره کردم که پسرم در همین محرم به دنیا امده است با شنیدن این جمله ان ها گفتند خبر خوشی دارند و ان هم این که ابوالفضل امده است و می خواهد برای امام حسین عزاداری کند. حاج اقا یک هفته قبل خواب دیده بود که روبروی درب دانشگاه تهران فریاد می زنند که جنازه شهید کلهر امده است و برای دیدن ان هر کس می خواهد به دانشگاه بیاید، بنابراین تا خبر را شنید شوک شد من هم همانجا خدا را سجده کردم و از کسانی که زحمت تفحص را کشیدند و نیز بنیاد شهید و امور ایثارگران برای این خبر خوش تشکر کردم.

بانو کلهر افزود: من همیشه در سفرهای راهیان نور می گفتم که فرزندانمان در اینجا شهید شده اند تا ما بایستیم تا پشت رهبرمان باشیم همانطور که پشت امام مان بودیم الان شرایط سخت تر از ان زمان است و به همین دلیل هر چند وقت یک باز عده ای از ایشان می ایند تا تغییر و تحولی ایجاد کنند تا مردم تکانی به خودشان بدهند این عزیزان همچنان در راه هستند می ایند تا ما فراموش نکنیم چه کردند.

به بیان این مادر شهید، فرزند عشق و زندگی پدر و مادر است اما درخت اسلام با خون شهیدان ابیاری می شود و منخوشحالم که خون فرزند من درخت اسلام را ابیاری کرده است به همین خاطر است که اسلام هیچگاه ضعیف نمیشود. مردم این ها را فراموش نمی کنند.

مادر ابوالفضل گفت: من ٤ فرزند داشتم که ابوالفضل بزرگ ترین ان ها بود الان دو دختر و یک پسر دارم خدا را شکرمی کنم که ابوالفضلم امد و چشم انتظاری حاج اقا تمام شد چشمش به در بود ایشان از پارسال تصادف کرده ومریض حال است و من خوشحالم که ایشان انتظارش به پایان رسید و ارامش یافت.

مادر شهید کلهر یاداور شد ابوالفضل به پدرش در خواب گفته بود چرا اینقدر برای من ناراحتید مگر خودتان از من نخواستید درس بخوانم خب من الان در دانشگاه امام حسین دارم درس می خوانم.

من باورم نمی شد ابوالفضل بیاید و میدانم که فقط به خاطر دل پدرش امد تا کمی دل او ارام بگیرد.

ایشان در پایان یاداور شد: ما در قبال این ها وظیفه داریم، نباید کاری کنیم که مدیون این ها بشویم که خونشان را پایمال کنیم که رویشان را فردای قیامت از ما برگردانند که ما را شفاعت نکنند البته خانواده شهید مسئولیتش از بقیه بیشتر است چون ما خانوادهها می دانیم که فرزندان شهیدمان هزار امید و ارزو را گذاشتند و رفتند و می دانیم برای چه رفتند و از ما چه می خواهند ان ها میخواهند راهشان را ادامه دهیم ما نباید با کارهایمان ان ها را ناراحت کنیم یا زیرسوال ببریم ما مسئولیت خطیریداریم.

 


فایل های ضمیمه :

فایل های ضمیمه :