سه شنبه 29 آبان 1397 |

شهدا ، حساب شان پاک بود که کربلایی شدند

1397/06/21 یادداشت؛

شهدا ، حساب شان پاک بود که کربلایی شدند

کربلا را باید خواند. باید فراز و فرود آن حادثه همیشه حدیث را بارها خواند چه کربلا فقط یک قطعه از جغرافیای خاک نیست بلکه جایگاه بازنمایی انسان است. در کربلاست که پرده ها کنار می رود و واقعیت ها، رخ می نماید.

محمد رضا شهیدی خراسانی

کربلا را باید خواند. باید فراز و فرود آن حادثه همیشه حدیث را بارها خواند چه کربلا فقط یک قطعه از جغرافیای خاک نیست بلکه جایگاه بازنمایی انسان است. در کربلاست که پرده ها کنار می رود و واقعیت ها، رخ می نماید. این جاست که می بینیم خیلی ها با امام علی بودند و حتی به جبهه رفتند و جنگیدند و زخم برداشتند. با امام حسن(ع) هم بودند و به جبهه هم رفتند، اما به کربلا که رسید در لشکری صف بستند که در برابر امام حسین(ع) بود. تیغی از نیام برکشیدند که چون فرود می آمد، بر پیکر حق و حقیقت می نشست. سنگی که می انداختند، پیشانی حجت خدا را می شکافت.

راستی چه شد که چنین شد؟ چه اتفاقی افتاد که جهت حرکت برخی ها، 180 درجه تغییر پیدا کرد؟ بهترین جواب را در کلام خود سید الشهدا می توان یافت که در جواب جناب علی اکبر فرمود که شکم هاشان از حرام پر شده است. این حرام خوری هم آنان را به اسارت گرفته بود. برای فرار از اسارت های این نوعی و گرفتاری هایی که انسان را از امام حق و مسیر حق دور و در برابر حق قرار می دهد، به فرموده حضرت آیت الله صفائی حائری(ره) ، در صفحه 271 کتاب وارثان عاشورا، اسارت‏ها را باید شناخت. وقتى‏ که من به تجارت، به صنعت، به علم و طبابت و یا فقه و اصول خودم مشغول باشم و در کنار این شغل‏ها به تربیت مردم و تلقى جدید توده‌‏ها فکر نکنم و در کنار شغل‏ ها به تربیت مهره‏‌هاى کارساز و به جایگزینى آن‏ها فکر نکنم، فقط و فقط خودم را بخواهم و شیرینى و لباس رنگارنگ و هوس‏هاى بچه‌‏هایم را، خوب معلوم است که "ولىّ خدا" محصور مى‌‏شود و تنها مى‌‏ماند و معلوم است که" وتر"، " موتور" مى‌‏گردد. چنانکه در کربلا اتفاق افتاد.
مشکل در همین اسارت ‏هاست‏ که ما را از حسین علیه السلام جدا مى‏ کند. معیّت حسین علیه السلام و همراهى او در دنیا و آخرت، رزق معرفت و رزق برائت مى‌‏خواهد. باید ذمه ای بری داشت تا فرصت همراهی با امام را یافت. هرکسی که نمی تواند حسینی بشود. حساب باید چنان پاک باشد که انسان خود را، مدام، آماده محاسبه داشته باشد و نه تنها از آن باکی به دل راه ندهد که مشتاق هم باشد. برای رسیدن به شانی چنین هم قطعا باید ذمه ای بری از حقوق و به ویژه حق الناس داشت چه امام حسین(ع) در کربلا، تاکید دارند فقط کسانی همراه ایشان باشند که هیچ حقی بر گردن نداشته باشند. حقی که قبل از حرکت نتوانند ادا کنند. یعنی نمی توان به انحاء مختلف به مردم بدهکار بود و هزار جور حق بر ذمه داشت و آن وقت همراه حسین شد. نه اسارت دقیقا همین است که حقوق دیگران، دست و پایت را بسته باشد والا از اسارت سیاه چال ها هم می توان رهید و خود را به کاروان حق رساند.
این اسارت و دربند حقوق دیگران بودن است که راه را بر آدم می بندد. اگر زندگی شهدای خودمان را و ایثارگری های شان را، هم از این زاویه بخوانیم خواهیم دید که اینان حساب ها را صاف کردند تا به عددی در کتاب حساب خدا تبدیل شدند. ذمه هاشان بری شده بود از حق الناس که در شمار اولیاء الله قرار گرفتند.
بخوانید وصیت نامه هاشان را، بشنوید شرح زندگی شان را، آنان اول به ادای حق مردم پرداختند و بعد به جهاد، قامت افراشتند. امروز هم ماجرا همین است. اگر می خواهیم در شمار بندگان خدا صاحب جایگاه باشیم باید حساب ها را صاف کنیم. به ویژه در امروز جامعه که حساب ها بد جوری درهم و برهم می شود. حساسیت امروز می تواند حساب فردا را روشن کند. این را شهدا از مکتب اباعبدلله یاد گرفتند و به ما آموختند. اینک مائیم که باید نشان دهیم در این درس چه نمره ای می گیریم....

فایل های ضمیمه :

فایل های ضمیمه :