جمعه 9 آبان 1399 |

«خاطرات اسارت» انسانی‌ترین ادبیات جهان است

18:50:0    1399/06/18 مرتضی سرهنگی در نشست نقد و بررسی کتاب "تن های محجر":

«خاطرات اسارت» انسانی‌ترین ادبیات جهان است

مرتضی سرهنگی گفت: محجر در فرهنگ لغات دفاع مقدس به بخشی از زندان مخوف الرشید عراق اطلاق می شود که اسرای ایرانی را در آن مکان به شدت شکنجه می کردند که این عمل در مقایسه با رفتاری که در ایران با اسرای عراقی می شد نشان دهنده عمق فاجعه ای است که آزادگان سرفراز ما در روز های اسارت تجربه کردند.

 

 

به گزارش حیات، روز سه شنبه (۱۸ شهریور ماه) مرتضی سرهنگی از نویسندگان پیشکسوت حوزه دفاع مقدس در نشست نقد و بررسی کتاب " تن های محجر" با بیان اینکه، بعضی از مفاهیم در مقایسه بین مصادیق به دست می آید، اظهار داشت: زمانی که زیست اسرای ایرانی در اردوگاه های بعثی را با نوع زندگی اسرای عراقی در ایران قیاس می کنیم به نکات خاصی بر می خوریم که از آن جمله رفتار مناسب ارتش جمهوری اسلامی ایران با اسرای عراقی بود.

وی افزود: با وجود اینکه اسارت در هر موقعیتی سختی های خاص خود را دارد، اما رسیدگی به اسرای عراقی در ایران به گونه ای بود که غذای یک اسیر از غذای روزنامه نگارانی که در فضای اردوگاه اسرای عراقی فعالیت می کردند، بهتر بود تا جایی که من معمولا به یکی از اسرا می گفتم که از غذای خود برای من هم نگه دارند.

سرهنگی بیان داشت: در سال ۶۹ که آزادگان به کشور بازگشتند، به دلیل غذای اندکی که در اسارت گاه به آن ها داده بودند، حتی ظرفیت هضم یک کلوچه به همراه آب میوه را نداشتند و مدت ها زمان برد تا به حالت عادی برگردند‌. 

این نویسنده حوزه دفاع مقدس تصریح کرد: شاید گذر بسیاری از اسرا به محجر نیفتاده باشد اما آن ها که مانند "سردار گرجی زاده" در آن فضا اسیر بودند، شرایط بسیار سختی را با مقاومت خود پشت سر گذاشتند.

وی با اشاره به اینکه اسیر اولین چیزی را که پس از اسارت می آموزد، فرار است، خاطرنشان کرد: بر خلاف اردوگاه های عراقی که با اسرای در حال فرار، بدترین و شدیدترین واکنش ها را داشتند، در اردوگاه های ایران موارد متعددی از فرار اسرای عراقی داشتیم که معروف ترین آن "جمعه عبدالله" بود که زیر کامیونی تا مرز بازرگان پنهان می شود و آنجا دستگیرش می کنند و علی رغم دو بار تلاش برای فرار از اردوگاه، با رفتار خشنی مواجه نمی شود و به اردوگاه پرندک منتقل می کنند که در آن، حدود ۴ هزار بعثی اسیر بودند و من خودم شاهد بودم که صندوق های پرتقال و نارنگی به آنجا می آوردند و بین اسرای عراقی تقسیم می‌کردند.

مرتضی سرهنگی گفت: بسیاری از اسرای عراقی در اردوگاه ها کوبلن می دوختند و خیاطی می کردند و حتی یکی از آن ها برای من یک‌ دست کت و شلوار دوخت و باید بگویم اگر "تن های محجر" را می خوانید و سختی هایی که به اسرای ما در عراق گذشت، گوشه چشمی هم به رفتار ارتشی های خودمان با اسرای عراقی در ایران داشته باشیم تا به فرق میان مفهوم اسارت از دید اسرای ایرانی و عراقی پی ببریم، هر چند که تاکید می کنم اسارت در هر حالتی سختی های خود را دارد.

فایل های ضمیمه :

فایل های ضمیمه :

چاپ
نظر شما
لطفاً کد امنیتی که در عکس نشان داده شده، را وارد کنید کد امنیتی :
نظرات کاربران