شنبه 5 مهر 1399 |

«شهید منا» که پس از شهادتش به یک محکوم به اعدام زندگی بخشید

15:32:0    1399/05/12 گفتگو با دختر َشهید رحیمیات ثابت :

"شهید منا" پس از شهادت هم به یک اعدامی زندگی بخشید

لیلا رحیمیان ثابت گفت: پدرم از معتمدین شهرمان بود و در طول زندگی، کار های خیر زیادی انجام داد و پاداش آن ها را با شهادت در منا گرفت. زمانی که بعد از فاجعه منا و شهادت پدر به کشور برگشتیم ، اولیاء دم یکی از پرونده هایی که پدرم پیگیر حل وفصل آن بود، به احترام تلاش های ایشان پیش از شهادتش، از حکم اعدام صرف نظر کردند و این اتفاق را هرگز فراموش نمی کنم که پدرم حتی با شهادتش جان انسانی را نجات داد.

 

 

 

فاجعه منا با همه غم و اندوه جانکاهی که در پی داشت، برای انسان های نیک سیرتی که در مسیر زندگی، عاقبت بخیری را برگزیدند، دروازه ورودی بهشت بود و چه سعادتی از این بالا تر که بتوان با مدال شهادت از این گذرگاه عبور کرد. به مناسبت سالروز شهادت مظلومانه مهاجران الی الله در سرزمین منا، پایگاه خبری حیات در گفت و گو با "لیلا رحیمیان ثابت"، دختر شهید منا "رضا رحیمیان ثابت" به وجوه مختلف شخصیتی این شهید پرداخت که مشروح آن را در ادامه می خوانید:

لطفا در ابتدا  از با پدرتان برای ما بگویید.


ایشان در سال 1315 در شهرستان خرم آباد به دنیا آمد و فرزند ارشد خانواده ای بود که معتمد و مورد وثوق اهالی منطقه بودند و از همان سن کودکی با الگوبرداری از پدربزرگم که به حل مشکلات مردم می پرداخت، مسئولیت پذیر و خیّر بار آمد.

 

 



این مسئولیت پذیری در رفتار پدر از چه دوره ای بروز و ظهور پیدا می کند؟
پدرم به خدمت سربازی اعزام شده بود که مادرش را از دست داد و به دلیل مشکلات ارتباطی در آن دوران، از این اتفاق بی خبر بود تا زمانی که به خانه بازگشت وعلیرغم حضور پدربزرگم، مسئولیت خواهر و برادران کوچکترش را به عهده گرفت.

از اقدامات انسان دوستانه و نیکوکارنه "شهید رحیمیان ثابت" بگویید.
ایشان علاوه براهمیتی که برای خانواده قائل بودند، کارهای خیر فراوانی در طول زندگی خود انجام دادند که بعضی از آن ها را من که فرزندشان بودم، پس از شهادت پدر متوجه شدم و از جمله این کارهای خیر باید به نجات 5 اعدامی از پای چوبه دار، صلح و سازش درارتباط با اختلافات ملکی و نزاع های محلی به مدت نزدیک چهل سال و سرپرستی و کمک به خانواده های کم بضاعت اشاره کنم که باعث عاقبت به خیری ایشان شد.

خاطره ای از نحوه نجات جان اعدامی ها توسط پدرتان  دارید؟
در مورد یکی از پرونده ها که حکم قصاص صادر شده بود، پدرم نزدیک به یک سال وقت گذاشت تا رضایت خانواده مقتول را بگیرد و دقایقی قبل از اجرای حکم اعدام، خود را به محوطه رساند و در حالی که حتی چهارپایه را از زیر پای شخص اعدامی کشیده بودند، دو پای او را نگه داشت و از مقام های قضایی خواست تا حکم را متوقف کنند که این صحنه باعث شد، اولیای دم تحت تاثیر قرار بگیرند و از قصاص قاتل صرف نظر کنند.

چگونه پدر اولیای دم را قانع می کردند که از اجرای حکم اعدام بگذرند ؟
ایشان با دقت و ظرافت ویژه ای این کار را انجام می دادند ومعتقد بودند که اگر فردی فرزند خود را از دست داده است، با بخشش به آرامش بیشتری دست می یابد تا اینکه جان یک فرد دیگر را بگیرد و خانواده ای را داغ دار کند، ضمن اینکه پدر در مواردی هم با برگزاری گلریزان و جمع آوری دیه، رضایت اولیا دم را جلب می کردند و در کنار این قبیل اقدامات، در زمینه هایی مثل ساخت مدرسه و مسجدهم کوشا بودند.
از زمان اعزام به حج تمتع سال 94  که همراه پدر به مکه مشرف شدید، خاطره خاصی دارید؟

 

 


در یکی از روز هایی که مراحل اداری تشرف به خانه خدا را طی می کردیم، یکی از مراجعین پدر که گرفتار پرونده قتل بود، به سراغ ایشان آمد و پرسید که حاج آقا پرونده ما چه می شود و پدر گفت: «نمی گذارم حکم اعدام اتفاق بیافتد.» و جالب است بدانید، زمانی که بعد از فاجعه منا به کشور برگشتیم ، اولیاء دم به احترام تلاش های پدرم پیش از شهادتش، از حکم اعدام صرف نظر کردند و این اتفاق را هرگز فراموش نمی کنم که پدر حتی با شهادتش جان انسانی را نجات داد.

از همراهی پدر در سفر حج سال 94 بگویید

زمانی که من به اتفاق پدر به سرزمین وحی مشرف  شدیم از همان ابتدای سفر مثل یک دختر بچه دستم در دست پدر بود و در کنارش احساس امنیت و آرامش می کردم، اما تلخی تصویر لحظه ای که چهره پدرم را پس از شهادت دیدم به قدری من را تحت تاثیر قرار داد که همه خاطرات شیرین گذشته از ذهنم پاک شد.شخصا اعتقاد دارم، شهدای منا در زندگی مسیری را انتخاب کردند که انتهایش عاقبت به خیری بود و من با اینکه هر روز به آل سعود لعنت می فرستم و زخم خورده این رژیم منحوس هستم، اما به آن ها اجازه نمی دهم که حق حضورم  دراماکن مقدس را سلب کنند، چرا که این اماکن هرچند تحت تسلط آل سعود قرار دارد، اما نیاز مذهبی همه مسلمانان را برای رسیدن به آرامشی معنوی تامین می کند. 

فقط یک نکته برای دوستانی که معتقدند، هزینه سفرهای زیارتی باید به اقشار نیازمند اختصاص پیدا کند، آیا این عزیزان که به سفر زیارتی نمی روند، دردی از درد های مردم کم می کنند؟ پدر من مصداق انسانی بود که حل مشکلات مردم را از اولویت های خود می دانست و در کنار آن به سفر زیارتی هم مشرف می شد و با شهادت خود، عاقبت به خیری تمام و کمال رسید.

مصاحبه از پوریا بهرادکیان


فایل های ضمیمه :

فایل های ضمیمه :

چاپ
نظر شما
لطفاً کد امنیتی که در عکس نشان داده شده، را وارد کنید کد امنیتی :
نظرات کاربران