سه شنبه 8 مهر 1399 |

شهیدی که شرطش برای ازدواج حضور در جبهه بود

15:14:0    1399/05/01 به مناسبت سالروز ازدواج حضرت علی (ع) و حضرا زهرا (س)؛

شهیدی که شرطش برای ازدواج حضور در جبهه بود

شهید محمد ابراهیمی سریزدی یکی از شهدای خالص دفاع مقدس از استان یزد است که با آغازین روز های نهضت انقلابی امام خمینی (ره) فعالیت های خود را آغاز کرد و در دوران جنگ نیز به عنوان یک رزمنده از جان خود ستونی به سقف آسمان آبی وطن زد تا نسل امروز در امنیت و آسایش زندگی کند.

به گزارش حیات، سید محمد ابراهیمی سریزدی، فرزند سید رضا در پانزده شهریور سال 1341 در شهرستان انار به دنیا آمد. وقتی در دوران کودکی از ارتفاع 6 متری سقوط کرد و هیچ آسیبی به او نرسید، خانواده او باید حدس می زدند که اتفاقات مهمتری در آینده پیش روی سید محمد قرار دارد.
مادر شهید می گوید: « از نظر اخلاقی خیلی مودب بود، ولی از نظر کاری اراده و پشت کاری قوی داشت و از مهمترین محسنات او ادای فریضه نماز جماعت در مسجد بود و به نوعی از همین حضور مستمر با آثار استاد مطهری آشنا شد.

 


کار به جایی رسیده بود که در همان دوران نوجوانی مشوق دوستانش به مطالعه آثار مذهبی بود و اعلامیه های حضرت امام خمینی (ره) و آیت الله صدوقی را هم در کمدی داخل اتاقش نگهداری می کرد که تعدادی از آن ها همچنان از دوران مبارزه انقلابی شهید ابراهیمی به یادگار مانده است. 
اوایل انقلاب هم از کسانی بود که کتابخانه سریزد را جهت رشد فرهنگی جوان ها راه اندازی کرد و در کنار این اقدامات فرهنگی، با شروع درگیری های کردستان وظیفه خود دانست که هر چه زودتر به سربازی برود. 
سید محمد پس از آنکه به دلیل سن کم نتوانست به سربازی اعزام شود، برای دفع فتنه دشمن به عضویت سپاه پاسداران در آمد و پس از  اینکه دوران آموزشی خود را در پادگان شهید صدوقی، در باغ خان آموزش دید و آماده رفتن به منطقه شد، از مادر اجازه گرفت و علیرغم نگرانی های او می گفت: «مادرجان، ما باید تسلیم خدا باشیم و هر سختی وشکنجه ای که باشد در راه خداست.»
در کردستان، مدتی مسئول آموزش واحد سپاه قروه بود و سپس به عنوان مسئول هماهنگی سپاه قروه و سنندج و مدتی هم در واحد طرح عملیات سپاه سنندج خدمت کرد.
پس از بازگشت از کردستان، زیر نظر اساتیدی همچون شهید صیاد شیرازی دوره تخصصی طرح و عملیات را گذراند و به یزد بازگشت  تا مسئولیت امور اداری و پرسنلی واحد عملیاتی سپاه یزد را بر عهده بگیرد.
برادرش می گوید: «تا اواخر سال 1364 هر وقت از طرف والدین به سید محمد پیشنهاد ازدواج می دادند، پاسخش این بود که تا جنگ هست، باید در صحنه باشیم و ازدواج را نمی پذیرفت.»
اما پس از دستور امام خمینی (ره) به خانواده می گوید که برایم به خواستگاری بروید اما با خانواده عروس طی می کنم که نمی توانم جبهه را ترک کنم، شاید من شهید، مفقود یا معلول شدم، اگر راضی هستید، جواب دهید.


یکی از همسایه ها به خانواده عروس می گوید: «دخترتان را به پاسداری می دهیدکه همیشه به جبهه می رود؟ سرنوشت این ها مشخص نیست.» اما شب خواب می بیند:« جوانی قرآن می خواند و هر کس سوال می کند این کیست؟ می گویند: همان کسی که می خواهد داماد آقای باقی زاده شود، چرا گفتی که با او ازدواج نکند؟» و جالب است که دو سه روز بعد که این همسایه به مراسم عروسی می رود، متوجه می شود داماد همانی است که چهره اش را در خواب دیده بوده است.
نهایتا، سید محمد در 25 سالگی با خانم زهرا باقی زاده ازدواج می کند  که ثمره این ازدواج پسری به نام علی محمد است که 21 روز پس از شهادت پدر به دنیا آمد.

منبع: سرگذشت پژوهی شهدای یزد  به قلم  ابراهیمی، رباب

فایل های ضمیمه :

فایل های ضمیمه :

چاپ
نظر شما
لطفاً کد امنیتی که در عکس نشان داده شده، را وارد کنید کد امنیتی :
نظرات کاربران