یکشنبه 24 شهریور 1398 |

یک قدم تا بهشت به شیوه شهدا

1398/05/12

یک قدم تا بهشت به شیوه شهدا

حیات:غلامرضا بنی اسدی

به گزارش پایگاه خبری حیات، با خود که می نشینم، به کلاه خویش کار ندارم که قاضی بشود یا نشود اما وجدانی داریم همه ما که معمولا به راضی بودنش، اهمیت می دهیم لذا با او نشست هایی داریم هر از چند گاهی و برای من این گاه ها نه گاه به گاه که فراوان تکرار می شود. 
مثلا همین دیروز بود که با خود فکر می کردم میان این زمینی که هستیم تا بهشتی که باید باشیم چقدر فاصله است؟ جوابش را در تابلویی یافتم که با عکس شهید علی آقا عبداللهی مزین شده بود به این سخن که؛
"از شخصی پرسیدند تا بهشت چقدر راه است؟ گفت: یک قدم! 
گفتند: چطور؟ گفت: مثل شهیدان یک پایتان را که روی نفس شیطانی بگذارید پای دیگرتان در بهشت است..." نغز یافتم این سخن را و پر مغز نیز هم که شکافت این مغز، هزار بار از شکافت هسته اتم می تواند بیشتر غنی سازی داشته باشد. غنی سازیی که به غنای انسانیت می انجامد و شعاع آن هر چه بیشتر شود، جمعیت فراوان تری را به سلامت و سعادت می رساند. مردمان اگر به این غنا برسند از هرچه غیر این است مستغنی خواهند شد. 
کاش انسان ها به جای شکافت هسته اتم به درک رازی چنین بلند همت می کردند تا بر بلندای آفرینش صاحب جایگاه شوند بی آن که پنجه در صورت هم کشند و زخم در پهلوی هم بنشانند و حتی بی آنکه در نگاه هم، چهره در هم کشند. 
تا بهشت فقط یک قدم فاصله است به سبک شهدا و خدا کند به این سبک، زیستن بیاموزیم. راستی در همین فکر که بودم یاد یک جمله راهبردی افتادم از شهید علی چیت سازیان که مورد عنایت حضرت رهبری هم قرار گرفته بود؛ " کسی می تواند از سیم های خاردار دشمن عبور کند که از سیم های خاردار نفس خویش عبور کرده باشد." حالا من به سکوت نشسته ام و جناب وجدان دارد نگاه بارانم می کند که تکلیف تو با سیم های خاردار نفست چیست؟ آیا توانت هست گذشتن از آن؟ 
یاد روزهای جنگ می افتم و عبور از میدان موانع که در فصل آموزش باید پشت سر می گذاشتیم تا در عملیات، پشت میدان موانع، گیر نکنیم. آن روزها هر که باریک تر و لاغرتر بود خیلی راحت تر از زیر سیم های خاردار می گذشت و ان که تن، فربه کرده بود، نمی توانست به راحتی بگذرد که گاه خارهای سیم بر تنش فرو می رفت. یاد قیامت می افتاد آدم که هر که بار، سبک داشت، می گذشت به راحتی و هر که باری بر دوشش مانده بود، می ماند تا خارهای پرسش را از جان به در آورد.
بگذریم، آن قصه هست و زندگی امروز ما. آیا می توانیم از سیم های خاردار نفس بگذریم و پای بر گلوی شیطان نفس به سبک شهدا بگذاریم تا بهشت به روی مان آغوش بگشاید؟ وجدان دارد همچنان نگاه می کند و من همچنان سر به زیر دارم، دعا کنید بتوانم با یقین سر بلند کنم. من هم دعا می کنم همه سربلند باشیم در امتحان زندگی. حتما یاران شهید هم برای مان دعا می کنند....

فایل های ضمیمه :

فایل های ضمیمه :

نظرات کاربران
نظر شما
نام :
ایمیل :
نظرات کاربران :
لطفاً کد امنیتی که در عکس نشان داده شده، را وارد کنید کد امنیتی :