جمعه 30 فروردین 1398 |

حکایت همزیستی با سیل از زبان عضو خانواده ایثار

1398/01/26 گفت و گو با برادر شهید سپهوند هموطن خوزستانی

حکایت همزیستی با سیل از زبان عضو خانواده ایثار

شهر و دیاری که زمانی کانون حماسه دفاع و مقاومت در دفاع از آب و خاک ایران اسلامی بود از آخرین روزهای سال 97 شاهد وقوع یک سانحه مهیب شد. سیل خانمانسوز، چند استان و چندین شهر و آبادی ایران را در نوردید اما اکنون در خوزستان خیمه زده است استانی که نام و جایگاه بزرگ در تاریخ ایران اسلامی دارد و مردمانش به دلیری و شکیبایی شهره هستند. گویی برای ساکنان خطه جنوب، سیل نیز آزمون تازه ای را رقم زده است و آنها مرحله جدیدی از جنگیدن و ایستادن برای زندگی را تجربه می کنند. تصاویری که این روزها بر پیشانی رسانه های ایران و جهان از خوزستان نقش می بندد، پیام هایی از جنس غرور و پایمردی ساکنان این خطه دارد. تصاویر مردان و زنانی که به دل فاجعه می زنند و با کمترین امکانات راه تهاجم سیل و سیلاب را می بندند، برای همه ما غرور انگیز است. زیباترین بخش این تصاویر بی شک حضور مردان جهادی و خانواده بزرگ ایثارگران در نهضت امداد رسانی و نجات خوزستان از چنگ سیل است. فرشاد سپهوند برادر شهید نورمحمد سپهوند از این جرگه مردان جنوب است که حرف های گفتنی بسیار از روزهای سخت زندگی با سیل دارد.

جناب سپهوند رسانه ها کم و بیش خبرهای مربوط به فاجعه سیل خوزستان را به افکار عمومی منعکس کرده اند، اما اینجا می خواهیم از زبان یک عضو خانواده ایثارگر که در متن این واقعه قرار دارد بشنویم که سیل با خانه ها و خانواده های عزیز خوزستانی چه کرد و خانه شما به عنوان یکی از یادگارها و زادگاه های شهیدان این مرز و بوم چه آسیب هایی را متحمل شده است.

ابتدا به عنوان یک نکته توضیح بدهم که من و خانواده ام از عشایر شهر اندیمشک هستیم. شهری که مثل همه نقاط خوزستان در دوران جنگ تحمیلی یکی از مراکز پشتیبانی و تغذیه میدان جهاد ما بوده است و برای ما و همه رزمندگان و ایثارگان این شهر و منطقه، خاطرات زیادی را در دل خود دارد. می دانید در کنار خسارت های مادی و مالی، یکی از نگرانی های ما آسیب دیدن و از بین رفتن همین نمادهای تاریخی و خاطره های نسل امروز و آینده در این حوادث طبیعی بوده است؛ اما در پاسخ سوال شما باید عرض کنم که از اولین روزهای ورود موج سنگین بارشی به خوزستان و بالا آمدن سطح آب رودخانه ها، اوضاع اندیشمک به ویژه از نظر حمل و نقل به کلی مختل شد. راه ارتباطی بسیاری از عشایر و قبایل که در اطراف شهر ساکن هستند با خود اندیمشک قطع شد. طبیعی بود که بیشترین خسارت ها به مناطق روستایی وارد شود بسیاری از خانه های مسکونی که در روستاهای خوزستان از جمله اندیمشک، کاه گلی بودند، همان روزهای اول هجوم سیلاب فروریختند.

خانه ما نیز در هجوم همین سیلاب ها تخریب شد. از طرف دیگر چون از گذشته، خانواده و طایفه ما به حرفه دامپروری اشتغال دارند با پیشروی ناگهانی و سریع سیل، بسیاری از سرمایه های دامی ما از بین رفت. مثلاً مراکز نگهداری دام ها تخریب شد و در جریان فروریختن سقف محل استراحت دام های ما، چندین رأس گوسفند تلف شد.

بنابراین در دشت خوزستان و منطقه کشاورزی اندیمشک، سیل بیشترین تلفات را بر همین زندگی دامپرورها و کشاورزان وارد کرده است. خسارت های سیل بر زمین های زراعی واقعاً قابل وصف نیست. محصولاتی که در وضعیت فعلی اقتصادی، خانواده های اندیشمکی با زحمت و رنج زیاد کاشته بودند با هجوم سیل از بین رفت و یکی از نگرانی اصلی ساکنان اندیمشک و کلاً خوزستان این است که بعد از این سال و برای سال آینده از لحاظ تأمین غلات یا میوه و ... در مضیقه شدید قرار بگیرند.

برای جذب یا هدایت این سیلاب ها آیا اندیمشک از سد و استحکامات لازم برخوردار نبود؟

احتمالاً در جریان هستید که از حدود 3 سال پیش، ساخت سدی در بالارود شهر، کلید خورد که علاوه بر اراضی کشاورزی اندیمشک، آب مورد نیاز دشت لور و منطقه پشمینه زار که منطقه مسکونی ما است را تأمین می کرد. ظرفیت سد هم قابل توجه بود که طبق گفته کارشناسان، حجم ذخیره سازی آن 160 میلیون مترمکعب آب بود. یکی از اهداف این سد کنترل سیلاب های رودخانه بالادست اندیشمک تعیین شده بود.

اما با شدت گرفتن بارندگی ها، رودخانه بالارود اندیمشک هم طغیان کرد. بعد از این بود که مسئولان شهر دستور تخلیه روستاهای در معرض خطر را صادر کردند. طغیان رودخانه اندیشمک همزمان بود با بالا رفتن ورودی آب در سد دز و سیلابی که از رها سازی آب کرخه به راه افتاد و جاده ارتباطی خوزستان و اندیشمک را قطع کرد.

همه این اتفاقات ظرف یک هفته و با سرعت عجیب رخ داد و ما چنان غافلگیر شدیم که امکان تصمیم گیری یا مقاومت در برابر سیل را نداشتیم.

بعد از این که سیل فراگیر شد و مزارع و دام ها را از بین برد، شما برای سکونت و نجات خانواده از فاجعه چه تمهیدی در پیش گرفتید؟

ما در منطقه پشمینه زار زندگی می کنیم که احتمالاً اسمش را در اخبار سیل اخیر زیاد شنیده اید. واقعیت این است که اکثریت خانواده ها، خطرهای زیادی را به جان خریدند و حاضر نشدند زادگاه خود را رها کنند. حتی برای پدران و مادران ما تصور این که از این محل و خاستگاه شان جدا شوند غیرممکن است. لذا هر کسی در گوشه ای پناه گرفت و مشکلات و خطرها را هم به جان خریدند. تنها راه چاره ما هم این بود که در یکی از اتاقهای منزل که کمی از سطح زمین بالاتر است و آسیب کمتر دیده است، اتراق کردیم. اگر در جریان معماری خانه های سنتی ما باشید منازل ما به صورت اتاق به اتاق ساخته شده است و الان همه خانواده پرجمعیت ما در یک اتاق ۱۲ متری ساکن شده ایم.

چه میزان از کمک های امدادی و لوازم ضروری که برای سیل زده ها ارسال شده، بهره مند بوده اید؟

در حال حاضر مشکل اصلی در امداد رسانی به مردم آسیب دیده از سیل، نبود راه ارتباطی است. سیل و سیلاب قبل از ورود به شهر و روستاها، جاده ها و پل ها را تخریب می کند و در واقع شاهرگ زندگی ما را قطع می کند، الان نیز ارتباط ما و بسیاری از عشایر و قبایل با مرکز شهر قطع شده است. نیروهای امدادی بیشترین تلاش شان را می کنند تا جاده های اصلی و ترانزیتی میان شهرهای بزرگ بازگشایی شود. وقتی راههای ارتباط بخش ها و روستاها به مرکز شهرها قطع شده باشد معلوم است که امدادها و کمک ها به دوردست شهرها نمی رسد.

منطقه ما هم از این نظر تاکنون دور از چشم امدادگران قرار گرفته است و متأسفانه هنوز بعد از چند روز از وقوع سیل برای تمین حداقل نیاز زندگی دچار مضیقه هستیم. ‌

برق و آب وگاز نداریم. آب منطقه با تانکر از شهر آورده می شود و آن نیز با راه افتادن هر سیلاب و سیل دچار آسیب می شود.

به عنوان عضو خانواده عزیز ایثارگر بفرمایید که چه میزان از سوی بنیاد شهید و امور ایثارگران پیگیر مشکلات شما بوده اند ؟

دوستان بنیاد شهید پیگیر مشکلات ما بعد از وقوع سیل بوده اند اما آنها نیز مثل همه مراکز امدادی استان و شهر، با مشکل جاده های زیرآب رفته و تخریب شده روبرو هستند. اتفاقاً همین هفته با من تماس گرفتند. آنها در تدارک آمدن به منطقه سیل زده ما بودند اما من خودم، آنها را از این سفر نهی کردم زیرا وضعیت جاده ها بد و خطر راه افتادن سیلاب هر لحظه بالا می گیرد. در نهایت آن عزیزان از من تقاضا کردند که تصاویر مربوط به تخریب منزل را برایشان ارسال کنم.

یک سوالی که برای بسیاری از ما که در مناطق امن نشسته ایم و از صحنه حوادث سهمگین آنجا بی خبریم این است که واقعاً شما و یا سایر شهروندان خوزستانی چگونه با این فاجعه کنار می آیید؟

از نظر من این اتفاق، یک بلای طبیعی است. دولت و رسانه ها همگی اعلام کرده بودند که سیل در راه است و میزان بارندگی ها شدید تر خواهد شد، این ما مردم بودیم که رعایت نکردیم.

اگر تلفات جانی سیل اخیر را با دقت مرور کرده باشید(اعم از کشته یا مجروح) درخواهید یافت که چه میزان آسیب پذیری شهر و روستاها را با تبدیل مسیل رودخانه به تفریحگاه یا رستوران بالا برده ایم؛ یعنی ما با دو مسئله در این سیل مواجه هستیم، بی اعتنایی مردم و اهمال مسئولان. در این وضعیت بحرانی که ما قرار داریم فرصت این بحث ها نیست و فعلاً باید برای نجات مردم بویژه زنان و کودکان که در محلهای وقوع سیل بوده اند تلاش کرد. در اینجا تقاضایی که به صورت عاجل از مسئولان می خواهم برق و آب منطقه را که نوعی نگه داشتن چراغ زندگی است تأمین کنند.

جناب سپهوند بی شک این حادثه یک شک روحی روانی بر مردم سیل زده وارد می کند و جدای از خسارت های مادی که اشاره کردید مشکلات روحی هموطنان بعد از دست دادن منازل شان بیشتر خواهد شد. چطور میتوان این بخش از عوارض سیل را کنترل کرد و زخم روحی مردم را التیام بخشید؟

درست است این اتفاق شوک بزرگی برای مردم بود. اتفاقی بود که برخی از خانواده ها علاوه بر اموال شان، عزیزان شان را هم از دست دادند .هر چه زمان بگذرد رد پای مشکلات و عوارض آن در زندگی شان خواهد ماند. در همه جای دنیا مسئولیت مقابله با سوانح بزرگ طبیعی مثل زلزله و سیل بر عهده دولت است. حتی اگر نهادهای مردمی هم نقش داشته باشند اما بار اصلی کار بر دوش مسئولان دولتی است.

در سیل اخیر نیز واقعیت همین است که نگاه همه مردم به سمت دولت دوخته شده است. من از این که از دولت انتظاراتی بیش از حد توان و امکاناتش را داشته باشیم، موافق نیستم اما در مقابل می خواهم هر اندازه در توان دارند برای نجات خوزستان و دیگر شهرها از بحران اخیر، همت کنند. شک نکنید اگر برنامه های اعلام شده برای عادی سازی اوضاع بحرانی سیل و جبران خرابی ها به موقع اجرا شود، جراحت و ناراحتی روحی و روانی مردم نیز بهبود خواهد یافت.

در میان مناطق سیل دیده ما، استان خوزستان به دلیل آنکه خط مقدم جنگ و نماد مقاومت کشور در هشت سال جنگ خانمانسوز بود، ویژگی خاصی دارد. در روزهای اخیر که هموطنان ما در نقاط مختلف، دست در دست هم برای جلوگیری از پیشروی سیل و سیلاب می جنگند، آیا شما نیز رد پای روحیه مقاومت و صبوری شهر و دیارتان را در این سیل می بینید؟

همینطور است مردم خطه جنوب از جمله خوزستان، امتحانشان را در شرایط سخت پس داده اند. آنها حوادث بزرگتر از سیل اخیر را سپری کرده اند. اکنون نیز نشانه های زیادی از این همبستگی و ایثار را در حرکت مردم شهر مقابل سیل می بینیم. عکس هایی که شما هم از رفتن جوانان و مردان و زنان به دل سیلاب و نگه داشتن سیل بند با چنگ و دندان دیده اید، دلالت بر همین دارد.

از طرف دیگر مردم خطه خوزستان اعتقادات و باورهای دینی قوی دارند و هیچ گاه به وقوع یک سیل یا راه افتادن سیلاب از توجه خدا مأیوس نمی شوند بلکه این قبیل حوادث را امتحان الهی می بینند.

من از این بابت که از چنگ خشکسالی طاقت فرسا نجات یافتیم، خوشحالم و خیلی امیدوارم که سالهای آتی همه ایران از بحران بی آبی و کم آبی خارج شود و زمین های ما دوباره احیا و سر سبز شود.

فایل های ضمیمه :

فایل های ضمیمه :

نظرات کاربران
نظر شما
نام :
ایمیل :
نظرات کاربران :
لطفاً کد امنیتی که در عکس نشان داده شده، را وارد کنید کد امنیتی :