چهارشنبه 22 آبان 1398 |

از خانه سازی برای خانواده شهدا تا نقش آفرینی در صنعت خودرو

1397/07/23 گفت و گو با عبداله یوسفی، برادر شهید و کارآفرین

از خانه سازی برای خانواده شهدا تا نقش آفرینی در صنعت خودرو

جوان خطه خراسان جنوبی بعد از شهادت برادرش شهید ابراهیم یوسفی مدتی را در بنیاد شهید همین منطقه مشغول به کار شد اما از آنجا که کار اداری و کارمندی مورد علاقه اش نبود در پی فعالیتی رفت که در آن خلاقیت و نوآوری باشد. بعد از جست و جو و مشورت با فعالان اقتصادی اولین حرکت خود در صحنه اقتصادی را در قالب پیمانکاریِ ساخت و ساز آغاز می کند. این رشته از فعالیتش با استقبال و تشویق دوستانش بویژه طیف ایثارگران منطقه روبرو می شود. عبدا... یوسفی می گوید حلاوت این رشته فعالیت اقتصادی را زمانی چشیدم که توانستم ساختمان هایی برای خانواده بنیاد شهید احداث کنم. وی با افتخار می گوید بسیار خوشحالم که شماری از خانواده شهدا در منازلی ساکن هستند که گروه ما آنها را ساختند. از جمله یادگاری های این عضو خانواده ایثارگران، مزار باشکوهی است که برای شهدای گرانقدر خراسان جنوبی ساخته است.

به گزارش پایگاه خبری حیات به نقل از حیات طیبه، او به این صورت اعتماد و توجه بسیاری از مدیران و تصمیم گیران اقتصادی و اجرایی استان را به خود جلب کرد و در سایه همین اعتماد، امروز مدیریت نمایندگی چند شرکت بزرگ از سایپا و سایپا دیزل تا پارس خودرو در خطه خراسان جنوبی به او سپرده شده است. برادر شهید یوسفی اکنون فازهای جدیدی از فعالیت در عرصه فنی خودرو را تجربه می کند. او دارای حق صدور گواهینامه بین المللی و پلاک ترانزیت شده است و مسئولیت یکی از مراکز معتبر معاینه فنی در منطقه را برعهده دارد. ابتکار او در این زمینه توجه کمپانی های کره جنوبی را به خود جلب می کند تا جایی که مدتی را نیز برای تکمیل تجارب و دانش خویش در این کشور سپری می کند.

در تازه ترین اتفاق، از وی خواسته است تا به اتفاق آزادگان عزیز مسئولیت معدن سنگ استان را عهده دار شود. در فرصت گفت و گویی که فراهم شد با این عضو خانواده ایثارگران چند و چون فعالیت در عرصه اقتصاد و نیز بحث مهم کارآفرینی و پیشبرد امر تولید را مرور کردیم.

آقای یوسفی رزومه فعالیت تان را در عرصه اقتصادی و کارآفرینی که مرور می کردم اولین نکته جالب توجه برای من این بود که همه کارها را از صفر شروع کردید. دوست دارم به عنوان شروع بحث بدانم که چه کسانی فکر ورود به این فعالیت را در ذهن شما جرقه زدند و مشوق ها و طرف های مشورت شما چه کسانی بودند؟

من در تمامی مراحل زندگی از کسانی که در فعالیت های مختلف اقتصادی سر رشته داشتند مشورت گرفتم. البته بیشتر تجاربم در این زمینه را مدیون تحقیق و جست و جو در عرصه فعالیت های اقتصادی تهران می دانم. همیشه تهران به عنوان کانون اصلی اقتصاد کشور برای من حکم یک الگو را داشته است. دائم سفرهایی به تهران داشتم که هدف اصلی ام مطالعه و ارزیابی نزدیک از فرصت های فعالیت اقتصادی بوده است. به طور مثال وقتی طرح مرکز معاینه فنی که در استان خراسان را دنبال کردم بسیاری از دوستان می گفتند اینجا تهران نیست که مردم به این چیزها علاقه نشان دهند، اما مدت کوتاهی نگذشت که تب مراجعه مردم به مراکز معاینه فنی بالا گرفت تا جایی که امر معاینه فنی جنبه الزامی و فراگیر در سراسر کشور پیدا کرد. به لطف الهی مرکز معاینه فنی ما یک سال در کشور رتبه اول را کسب کرد و از طرف شرکت سانگ یانگ خودرو به کره جنوبی دعوت شدم.

این اتفاق به شکل دیگری در زمینه کسب گواهینامه بین المللی تجربه شد. من ۱۵ سال پیش، مرکز صدور این نوع گواهینامه را در استان خراسان جنوبی راه اندازی کردم این در حالی است که آن روزها کسی دنبال این مسئله نمی رفت.

هر کارآفرین تکنیک ها و شیوه های خاصی را برای کسب برتری در فعالیت اقتصادی دنبال می کند. شما چه روش هایی را بکار بردید؟

بدون اغراق بگویم در تجربه فعالیت اقتصادی نسبت به عنایت خداوند و فرجام کار و کسب حلال باور دارم. چنان که اشاره کردم اولین شیوه من این بود که به یک نقطه و یک سطح از کار در حوزه اقتصادی خود را محدود نکرده ام. برای رسیدن به موفقیت در شغلم، عرصه های زیادی را آزموده ام. از هر دری که شما فکر کنید وارد شدم.

معتقدم مشکل امروز در زمینه کارآفرینی این است که متأسفانه جوانان امروز، نفس کار و فعالیت های خلاقانه را جدی نمی گیرند. درست است که امروز بازار کار در استان ما هم راکد است. خراسان جنوبی منطقه ای خشک است و قابلیت کشاورزی در سطح گسترده را ندارد اما شاید خبر نداشته باشید که در همین بیابان های ما یک نوع خار رشد می کند که فوق العاده خاصیت دارویی دارد اما کسی در فکر بهره برداری از آن نیست. نسل امروز ما به قول قدیمی ها لقمه آماده می خواهند با همین روحیه ای که اشاره کردم فرزندان من، دخترانم یا پسرانم شاغل هستند.

نگاه جامعه و اطرافیان نسبت به رشته فعالیت اقتصادی شما چه بوده؛ آیا مواردی وجود داشته که احساس کنید نظر و نگاه دیگران مزاحم کار شما هست؟

هر کسی بخواهد با دید و قضاوت دیگران پیش برود، موفق نخواهد شد. من این نظر را با تجربه عینی و با قطعیت بیان می کنم. ممکن است بعضی ها از سر دلسوزی حرفهایی بزنند یا گروهی دیگر از سر تنگ نظری و حسادت برای اخلال در فعالیت شما تلاش کنند اما نباید به این رشته سخنان یا مانع تراشی ها توجه شود.

اگر بخواهیم فضای کسب و کار در جامعه امروز را آسیب شناسی کنیم، فکر می کنید مشکل و موانع جدی در مسیر کارهای تولیدی و خلاقانه چیست؟

مدتی را که در کره جنوبی بودم. نکات جالب توجهی را آموختم. یک نمونه این است که جوانی در تولید یک سطل زباله، ابتکاری به خرج داده بود، بعد از اعلام این خبر یک کار گروه به سراغ این جوان رفته بود. آنها مأموریت شان تشویق این جوان کارآفرین بود و تسهیلات و وام و اعتبار در اختیار او نهاده بودند تا بتواند طرح ابتکاری اش را با خاطری آسوده دنبال کند و تولیدش را به سطح گسترده عرضه کند. جالب اینجاست که گروه مذکور برای دادن تضمین بیشتر، یک قرارداد۵ ساله با وی بسته بودند. به نظرم جای این نوع حرکت ها در کشور ما خالی است و فرهنگ حمایت و تشویق و تضمین فعالیت های خلاقانه طیف جوان جامعه در میان شرکتها و سازمانها و مراکز اقتصادی ما نهادینه نشده است. من جداً افراد مبتکر و جوانان مستعد زیادی می شناسم که سرشار از انرژی و هوش و استعداد هستند اما متأسفانه پشتیبانی نمی شوند.

مطمئن هستم که از این رشته موفقیت های شما، بیش از همه خانواده ایثارگران خرسند هستند بویژه اینکه در مرحله اول، پروژه خانه سازی برای این عزیزان را دنبال کرده اید. از این که به عنوان یک عضو خانواده معظم ایثارگران این مسیر را پیموده اید، چه احساسی دارید؟

احساس من همیشه این است که ما هرآنچه در زندگی داریم را مدیون آن انسان های آسمانی هستیم. آرامش و تمام امکانات امروز، مدیون خون شهداست. خدمات و فعالیت های ما حقیقتاً مقابل ایثارگری های آنها به شمار نمی آید. بالاخره همه ما در مقابل کاری که انجام می دهیم مزد و مواهب اقتصادی آن را می بینیم اما شهیدان از عزیزترین سرمایه شان که دنیا و مافیها بود گذشتند بی آنکه رنگی از ریا و تمنا در کارشان باشد لذا همیشه می گویم که جامعه ما و بویژه نسل امروز باید نسبت به درک ارزش های ایثارگری و فداکاری نسل دفاع مقدس آگاهی عمیق پیدا کند. فضای روزهایی که پیکرهای خونین شهدا را می آوردند از خاطرم نمی رود. من و شهید درویشی برخی از پیکر عزیزان که بسیار جراحت برداشته بود و خونین بود را شبانه می شستیم تا خانواده آنها با آن حال عزیزان شان را نبینند. البته درویشی عزیز هم در نهایت به صف شهدا پیوست و متاسفانه من سعادت نیافتم.

چه وقت هایی برای دل تان برای شهیدتان تنگ می شود؟

واقعاً نمی دانم چطور این دلتنگی ام را برای شما توصیف کنم. برادرم یار و پشتیبان من بود. هرگاه دو برادر را کنار هم صمیمی و خندان می بینم از ته دل آرزو می کنم که ای کاش او امروز کنارم بود. بسیاری از اوقات، زمانیکه وارد خانه می شوم می حس می کنم در مقابلم نشسته است یا روزهایی که دوستانش را می بینم، جای خالی اش بیشتر به چشمم می آید.

برای آنکه آرمانها و اهداف ایثارگران و شهیدان به بار بنشیند، نسل جوان و نیز مسئولان امور چه قدم هایی را باید بردارند؟

خانواده ها باید تربیت نسل امروز و ترویج فرهنگ ایثار را از منزل خود شروع کنند. یک کودک وقتی شرح حال ایثارگری و فداکاری قهرمانان دفاع از این آب و خاک را از زبان پدر یا مادر بشنود، تأثیر بیشتری خواهد داشت تا اینکه در سخنرانی ها و تریبون های رسمی تبلیغ شود. باید خاطره گرانسنگ و آموزنده حماسه رشادت های شهدای مان را سینه به سینه به نسل آینده منتقل کنیم.

فایل های ضمیمه :

فایل های ضمیمه :

نظرات کاربران
نظر شما
نام :
ایمیل :
نظرات کاربران :
لطفاً کد امنیتی که در عکس نشان داده شده، را وارد کنید کد امنیتی :