چهارشنبه 15 مرداد 1399 |

یادداشت:

بهترین تیتر تاریخ؛ «شاه رفت»

00:0:0    1396/10/26

یادداشت: بهترین تیتر تاریخ؛ «شاه رفت»

پوریا بهرادکیان_ روزشمار تقویم ما را به بیست و ششم دی ماه نقطه عطف انقلاب اسلامی می رساند، روزی که تیتر درشت روزنامه اطلاعات تعبیر رویای یک ملت شد، آری، شاه با پلک هایی افتاده و چهره ای مندرس در فرودگاه مهرآباد از رفتن دیو سیاه استبداد خبر می داد و ملتی در خیابان ها با گل و شیرینی سرود آزادی سر می دادند.

مردان جوانی با خط ریش های چکمه ای، شلوار های پاچه گشاد و پیراهن های یقه خرگوشی روزنامه اطلاعات را مانند یک بیانیه سیاسی بالای دست گرفته بودند و بانوان هم سر هر کوچه و خیابان اسپند دود می کردند و با گل و شیرینی از پیروزی در دقیقه نود یک مبارزه سیاسی خبر می دادند، در این میان، سربازانی مسلح با خشاب های خالی هم حاشیه خیابان را پر کرده بودند که مردم به آن ها شقایق اهدا می کردند و  مشت هایی که هوا را می شکافت تا آسمان ایران آبی تر از هر روز دیگر به نظر برسد.   آری، آن روز آتش بازنده جدال با فریاد آزادی خواهی یک ملت شد، شهر جانی دوباره گرفت، خفقان سیاسی دیگر توان به بند کشیدن ققنوس آزادی را نداشت و توپ، تانک و مسلسل هم یارای رویارویی با مشت های گره کرده انقلابیون تازه نفس را در خود نمی دید.   در آینه تاریخ می توان به وضوح مشاهده کرد که بیست و شش دی ماه سراب یک شکوه کاغذی بود، نمایشی جعلی از اقتدار پهلوی دوم که در سیرک جشن های دو هزار و پانصد ساله نتیجه ای جز فساد و اتلاف بیت المال ببار نیاورده بود و حالا بعد از حدود هفت سال از برگزاری آن سیرک،  در سال پنجاه و هفت، مردم اریکه سلطنت شاه بی کفایت را واژگون کرده بودند، درست در همان روز هایی که رو به پاسارگاد ایستاده و با لحنی ابلهانه جمله کوروش بخواب که ما بیداریم را ادا کرده بود، گویی در خوابی دو هزار و پانصد ساله فرو رفته و مشکلات مردم، حلبی آباد ها و شکنجه گاه ها را از یاد برده بود و خاکستر همان آتش بی تدبیری به دامان خودش رسید و حالا دیگر چاره ای جز فرار از خاک ایران برایش باقی نمانده بود.   در اصل می توان گفت، کاخ شیشه ای محمد رضا همان لحظه ای شکست که در بالگرد و بر فراز خیابان های شهر طنین شعار «مرگ بر شاه »  ملت ایران را شنید، او به ایستگاه آخر رسیده بود و تنها مسافر قطاری شد که مقصدی جز سقوط نداشت.   بختیار هم که سودای احیای مشروطیت را در سر می پروراند و در این توهم به سر می برد که با اقدامات نمایشی مانند انحلال ساواک و اشاعه آزادی های تصنعی موج خروشان قیام مردمی را به انزوا می کشاند، به مجسمه بلاهتی تبدیل شد که نه پشتوانه مردمی برایش باقی مانده بود و نه توانی برای ادامه مسیر بی بازگشت.   در واقع، بیست و شش دی ماه در حافظه تاریخ به نماد سقوط استبدادی تا دندان مسلح در برابر خواست و اراده ملتی آزادی خواه و آرمان گرا تبدیل شد که با استعانت از فرهنگ ایثار، ردای شهادت به تن کردند تا سیمرغ از فجر انقلاب اسلامی بال بگشاید و بهار آزادی را در زمستان پنجاه و هفت شکوفا کند.

فایل های ضمیمه :

فایل های ضمیمه :

چاپ
نظر شما
لطفاً کد امنیتی که در عکس نشان داده شده، را وارد کنید کد امنیتی :
نظرات کاربران