جمعه 9 آبان 1399 |

به انگیزه فرا رسیدن فجر انقلاب

پای آرمان شهیدان، به جان، می ایستیم

00:0:0    1395/11/11

به انگیزه فرا رسیدن فجر انقلاب پای آرمان شهیدان، به جان، می ایستیم

محمد رضا خراسانی - هرکس سنت حسنه ای را پایه گذاری کند تا زمین برمدار می گردد او نیز در صواب آن عمل شریک است.

اصلا برای پیشتازان خیر، شانی چنان بلند قائل شده اند که حضرت خداوند خود به گواهی آمده است تقرب شان را؛ وَالسَّابِقُونَ السَّابِقُونَ، أُولئِک الْمُقَرَّبُونَ به این معنا که؛ سبقت گیرندگان، آنان مقربان درگاهند. این را می شود به تاویل خواند برای روز هایی که سرآغاز نهضت می شوند و در قامت "ایام الله" مردمان را از ظلمت به سوی نور می برند. روزهایی که در دل عزیز می شوند . واقعیت این است که آدم حسرت می خورد برای روزهایی چنین . برای درک دم به دم ایام انقلاب که هر روز شهادت در نگاه و جان مردمان معنا می شد . برای اشک ها و خون هایی که پای لحظه به لحظه زمان ریخته شد تا زمین شکوفا شود. و برای لبخند هایی که در میان اشک و خون شکوفا شده است. آنقدر پر جذبه و کشش است، پر از بیم و امید. پر از فریاد و سکوت، پر از حیرت و هیبت که دوست داری ساعت ها پای هر لحظه اش بنشینی. روز های انقلاب را می گویم. روز هایی که با همه روز ها متفاوت بود. روز هایی که می شد طی الارض کرد، طی العصر کرد و به ایام الله رسید. روزهایی که می شد از یک فرد معمولی و رهگذر کوچه و خیابان به شکوه یک شهید تعالی یافت که کوچه ها و خیابان ها و شهر و کشور و جهان و تاریخ به تو افتخار کنند و مردمان پس از طریق نشانی نام تو به خانه شان برسند و مگر امروز از نشانی نام شهیدان به خانه نمی رسیم در همه شهر هامان؟ مگر در هر دیاری، نام شهیدی ، سند حریت ما را گواهی نمی کند؟ بله در روز های انقلاب، پسرهای ما هم یک دفعه مرد شدند و راه حسین(ع) را در پیش گرفتند. دختران مان زن شدند و شوکت زینبی گرفتند و عاشورا، پر کاربرد ترین واژه شد در این دیار. عاشورا با همه فراز های بی فرودش. خون دادیم ، زخم خوردیم و در برابر طاغوتیان ابن زیاد اندیش، حنجره بی بی زینب شدیم که مارئیت من الله الاجمیلا و ما از خدا هر چه دیدیم زیبایی بود. این را می توان از بزرگ تر هایی که آن روزها را به یاد دارند پرسید که چطور یک ملت، یک تن شدند و تاریخ را به کوچه های روشن بردند؟ چه شد که یک تن، ملت شد و راه را نشان داد. چه شد که زن و مرد، پیر و جوان، همه بزرگی کردند آن روز ها و چه شد که در اوج عسرت، شاهد یسر و آسانی بودیم و لبخند ها از دل اشک ها متولد می شد. بله روز هایی چنین، باید هم حسرت برانگیز باشد برای ما که امروز ایستاده ایم و دیروز را از دوردست ها می بینیم اما این حسرت را باید با بازخوانی وقایع و مهمتر از آن معارفی که آدم را پای جبهه حق می آورد، به فرصت باز ایستادن پای انقلاب و در مسیر حق تبدیل کنیم. باید انقلابی بمانیم تا فجر صادق، سهم بامدادی ما باشد و هیچ طاغوتی نتواند حتی در خیال خود پا به این دیار بگذارد.از آن روز ها 38 سال می گذرد اما خون شهدا همچنان تازه است و عهد و پیمانی که با آنان بستیم هم تازه است پس حواس مان "جمع "باشد که با" تفرقه "، تیغ در میان مان ننهند و ما را از هم و از انقلاب جدا نکنند . حواس مان باشد که ضد انقلابی ترین رفتار تفرقه است پس انقلابی و متحد پای انقلاب بمانیم.که هم روز های السابقون این را اقتضا می کند و هم زنان و مردانی که با شهادت، در صدر السابقون ایستادند این را از ما می خواهند. ما هم به خواست شهیدان مان تمکین می کنیم و تا آخرین قطره خون ، پای آرمان شهدا می ایستیم.

فایل های ضمیمه :

فایل های ضمیمه :

چاپ
نظر شما
لطفاً کد امنیتی که در عکس نشان داده شده، را وارد کنید کد امنیتی :
نظرات کاربران