جمعه 28 تیر 1398 |

گذر از معبر اسارت با عروج ملکوتی روح‌الله و تابش خورشید ولایت

1395/05/25

گذر از معبر اسارت با عروج ملکوتی روح‌الله و تابش خورشید ولایت

به گزارش خبرگزاری حیات، مردادماه یادآور روزهای شادمانی برای ملت ایران است. روزهایی که آزادگان عزیز ملت پس از سال‌ها اسارت پا به خاک پاک ایران اسلامی نهادند. آنچه پیش رو دارید حاصل گفتگو با یکی از آزادگان است. عابدین عابدی مقدم جانباز 70 درصد و آزاده جنگ تحمیلی که در حال حاضر مدیرکل بنیاد شهید و امور ایثارگران خراسان رضوی است، به تشریح برخی زوایای آشکار و پنهان دوران جنگ و اسارت پرداخت:**لطفاً نحوه اسارت خود را شرح دهید. با آغاز عملیات بیت‌المقدس در 10 اردیبهشت‌ماه 1361، رزمندگان غیورمرد ایران اسلامی با رساندن خود به نزدیک‌ترین خاکریزهای دشمن، بخشی از سرزمین اسلامی را از لوث وجود دشمنان آزاد کردند تا اینکه نهایتاً در سوم خردادماه و آزادسازی خرمشهر، عملیاتی را برای دفع دشمن آغاز کردیم که پس از طی مسافتی به میدان مین رسیدیم ولی با این وجود جوانان غیور ما از پا ننشستند و برای بازگشایی معبر تلاش کردند که متأسفانه با مجروح و شهید شدن تعداد بسیاری از رزمندگان از میدان مین عبور کردیم.سپس با فریاد رمز عملیات که یا علی ابن ابی‌طالب (ع) بود به سمت دشمن حمله‌ور شدیم که در همان ابتدا تیری از سوی دشمن به‌پای چپم اصابت کرد و باعث شکسته شدن استخوان ران پایم شد ولی عملیات توسط نیروها ادامه یافت و خاک‌ریزهای دشمن به دست همرزمانم افتاد، در ادامه عملیات مجدداً از ناحیه کمر مورد اصابت تیر قرار گرفتم و در نهایت با اصابت ترکش خمپاره به چشم راست و بخشی از فک و دهانم از هوش رفتم و بر زمین افتادم، همرزمانم بسیار تلاش کردند که من را به عقب انتقال دهند ولی موفق نشدند تا این که گمان کردند که به شهادت رسیده‌ام ولی نمی‌دانستند که توسط نیروهای بعثی به بیمارستان بصره منتقل شده‌ام، 10 روز در این بیمارستان بودم و پس‌ازآن به ترتیب به بیمارستان‌های نیروی هوایی به مدت دو ماه و بیمارستان واقع در اردوگاه اسرا انتقال یافتم.**زمانی که خبر اسارت را شنیدید چه احساسی داشتید؟خبر اسارتم را وقتی که در بیمارستان بصره به هوش آمدم از زبان برادر کابلی که یکی از فرمانده گردان‌های تیپ 21 امام رضا (ع) بود شنیدم. بی‌شک هرکسی با شنیدن خبر اسیر شدنش در بهت فرو می‌رود و ناراحتی سراسر وجودش را فرا می‌گیرد که چرا شهادت به‌جای اسارت برای او رقم نخورد ولی ازآنجایی‌که تمامی ما اعتقاد به تکلیف و ادای دین خود داریم باز هم خود را با اسارت همسان کردیم و در مقابله با دشمن از پای ننشستیم.**خاطراتی از دوران اسارت خود بفرمایید.من ا ز تاریخ 4 خردادماه 1361 تا 19 شهریورماه 1369 اسیر دشمن بودم، تلخ‌ترین خاطره به‌جای مانده از آن زمان در ذهنم خاطره دردناک رحلت امام خمینی (ره) بود که تمامی اسرا به امید دیدار روی مبارک ایشان دوران اسارت خود را سپری کردند، این واقعه فاجعه بزرگ برای جهان اسلام و همچنین بسیار دردناک برای اسرای دردناک بود، هرچند این انتخاب مقام معظم رهبری به‌عنوان رهبر انقلاب التیام‌بخش اسرا در اسارت شد ولی باز هم رحلت امام راحل تلخ‌ترین خاطره از دوران اسارت هر آزاده‌ای است.خاطره تلخ دیگری که می‌توان به آن اشاره کرد عملیات مرصاد قبل از قبول قطعنامه 598 بود، زمانی که خبر این عملیات به گوش اسرا رسید با وجود تبلیغات بسیار زیاد دشمن، خبرهایی مبنی بر حرکت منافقین به سمت اهواز و تهران به گوش می‌رسید که منجر به تکدر خاطر اسرا می‌شد، ولی با دفع این حملات توسط رزمندگان غیورمرد آرامش اسرا نیز تا حدی بیشتر شد.شیرین‌ترین خاطره نیز به انتخاب مقام معظم رهبری به‌عنوان ولی امر مسلمین جهان و رهبری نظام اسلامی ایران در کنار پیروزی‌های پی در پی دفاع مقدس باز می‌گردد که خبر خوشی بود و بعد از رحلت امام خمینی (ره) که اسرا را در بهت و اندوه فرو برد، شیرینی دوباره‌ای به اردوگاه باز گرداند.**واکنش جنابعالی و اسرا به رحلت حضرت امام خمینی (ره) چه بود؟کسالت امام راحل در جراید و روزنامه‌ها منعکس شده بود، از طرفی اسرا با استفاده ماهرانه از رادیو به صورت محرمانه از اخبار روز مطلع می‌شدند. با وجود این صبح روز رحلت امام خمینی (ره)، رادیو عراق خبری مبنی بر پخش صوت قرآن از صداوسیمای جمهوری اسلامی ایران مخابره کرد و بعد از گذشت یک ساعت خبر رحلت بنیانگذار کبیر انقلاب اسلامی از رادیوی اردوگاه و هم از رادیوی مخفی اسرا به گوش تمامی اسرا رسید که پس از آن همه در بهت و فرو رفتند و در اردوگاه شیون به پا شد.پس از قبول قطعنامه 598 نحوه آزادسازی اسرا به چه شکل انجام شد؟آزادسازی اسرا پس از قبول قطعنامه 598 عمدتاً با انتظار اسرا برای آزادی همراه بود ولی به مرور زمان اسرا دریافتند که آزادی از اسارت به قبول قطعنامه و آتش‌بس ربطی ندارد بلکه سازوکار جدایی را برای خود دارد، با وجود این بعد از مدتی اسرا دریافتند با وجود شقاوت صدام و 100 ماه اسارت تا آزادی راهی طولانی دارند دوباره برای خود در دوران اسارت برنامه‌ریزی کردند.پس از گذشت چند روز از آزادی اسرا چندین نفر به‌عنوان متخلفین که من هم در میان آنان بودم در اردوگاه کمپ 4 و اردوگاه‌های دیگر ماندیم و جزء آخرین گروه‌هایی بودیم که به وطن بازگشتیم، در این مدت بارها و بارها اردوگاه این تعداد اندک اسرا عوض می‌شد و وعده آزادی می‌دادند و با آنها بدرفتاری می‌شد، البته زمانی که اعلام شد صدام اسرای ایرانی را قرار است با اسرای عراقی تعویض کند هیچ‌کس باور نمی‌کرد که از صدام ظالم این رفتار سر بزند لکن به جهت شرایط ایجاد شده برای عراق به‌ویژه جنگ عراق و کویت این تصمیم سخت را صدام گرفت، در همین راستا وقتی توسط صلیب سرخ برای تبادل اسرا به سمت میهن اسلامی حرکت می‌کردیم باز هم باور این را نداشتیم که به کشور باز گردیم ولی تنها زمانی بازگشت به وطن برای ما مسلم شد که عکس حضرت امام راحل و رهبر معظم انقلاب اسلامی را در بالای کوه و در مجاورت مرز خسروی مشاهده کردم، به عبارتی دیگر اولین صحنه‌ای که بعد از اسارت و بازگشت به میهن اسلامی دیدم تصویر چهره نورانی امام خمینی (ره) و رهبرم بود. پس از آن وقتی زنجیر میان مرز ایران و عراق را دیدم که بر روی زمین گذاشته شد تا اتوبوس حامل اسرا از روی آن حرکت کند دیگر اشک شوق چهره تمامی اسرا را پوشاند. در آغوش گرفتن بچه‌های سپاه، مسئولین و مردم لحظه شیرینی بود که هیچ‌گاه فراموش نمی‌کنم.**از ویژگی‌های دوران اسارت و تأثیر آن بر اسرا توضیحاتی بفرمایید.اسارت مانند یک کلاس درس و یک دانشگاه تمام‌عیار بود، در این دانشگاه انسان با محدودیت‌ها مقابله می‌کرد و با مدیریت امکانات محدود موجود، اسارت را راهبری می‌کرد، قدر زمان را می‌دانست و به نعمت آزادی توجه می‌کرد، در دوران اسارت انسان دلدادگی‌های بسیاری را آموخت و فضای رقابتی را برای ترویج روحیه ایثارگری و دفاع از یکدیگر توسعه داد، اگر در فضای پنهان اسارت قدری بنگریم درمی‌یابیم که در این دوران خوبی‌ها و دلدادگی‌ها بسیار مشهودتر از سختی‌ها و بدی‌های آن است.شب‌زنده‌داری‌ها، روزه‌داری‌ها، فعالیت‌های فرهنگی این دوران به ما کمک کرد تا بدانیم می‌توان با کمترین امکانات بهترین خدمات و فعالیت را ارائه داد.**وظیفه مسئولین و خدمتگزاران نظام نسبت به خانواده‌های معظم شهدا و ایثارگران چیست؟من به‌عنوان یک آزاده به‌تمامی کسانی که به خانواده‌های شاهد و ایثارگر خدمت می‌کنند خدا قوت می‌گویم، آنان با وجود اینکه در حد وسع خود برای این خانواده‌ها تلاش می‌کنند ولی باید بدانند که حق خانواده‌های شهدا و ایثارگران با این فعالیت‌ها ادا نمی‌شود، خدمتگزاران به خانواده‌های شهدا و ایثارگران باید در درجه اول با استعانت از پروردگار توفیق خدمت هرچه بیشتر را به این جامعه ارزشی از خداوند متعال مسئلت کنند و در درجه دوم باید خدمتگزاران به جامعه ایثارگری بدانند که این افراد قهرمانان این ملت هستند و بخشی از ذخایر ارزشمند این آب و خاک محسوب می‌شوند و باید ضمن خدمت‌رسانی در حوزه‌های مختلف فرهنگی، معیشتی، درمانی و اجتماعی در حوزه ترویج فرهنگ ایثار و شهادت از وجود این جامعه ارزشی نهایت استفاده را برد و تلاش می‌کنیم خدایی ناکرده خدمت به جامعه ایثارگری به یک عمل روزمره تبدیل نشود بلکه باید به این عزیزان توجه داشت چراکه این افراد قهرمانان ملی ایران اسلامی هستند.**رسالت آزادگان شاغل در سازمان‌ها و نهادهای کشور چیست؟مرحوم ابوترابی (ره) همواره بیان می‌کرد اگر دعای مردم پشت اسرا نبود معلوم نبود که عاقبت چه در انتظار آنان است، آزادگان هیچ منتی به این مردم و نظام نداشتند و نخواهند داشت بلکه خود را همواره بدهکار این نظام ولایی و مردم شهیدپرور آن می‌دانند، بر همین اساس آزادگان با کمک از اهل‌بیت (ع) و خداوند متعال باید در هر کجای این مرز و بوم مشغول به خدمتگزاری هستند از هیچ کوششی در جهت تقویت نظام اسلامی ایران دریغ نکنند و با برگزاری جلسات و نشست‌های یادآوری خاطرات دوران اسارت یاد آن دوران را گرامی داشت و نسل‌های بعد از جنگ را با آن فرهنگ آشنا کنیم.دشمن معتقد بود که اسرا را تا حد امکان باید زنده نگه داشت و آنان را با فشارهای جسمی و روحی از هم پاشید، آنها بر این عقیده بودند که باید با اسرا کاری کرد که بعد از بازگشت به ایران دیگر برای وطن خود مؤثر نباشند و به عبارتی سربار جامعه شوند ولی اسرا با این تفکر به مقابله می‌پرداختند و اسارت را ادامه دفاع مقدس می‌پنداشتند، اسرا برنامه‌ریزی می‌کردند تا بتوانند روحیه فرهنگی خود را تقویت کنند و از آرمان‌های نظام ولایی خود در مواقع حساس دفاع کنند.روحیه مقاومت اسرا به حدی بود که فرماندهان عراقی بر خستگی خود در مقابل اراده آهنین اسرای ایرانی اذعان داشتند و آنان خود را اسیر ایرانی‌ها می‌دانستند. بسیاری از این مقاومت‌ها در جهان منعکس می‌شد و یکی از مهم‌ترین آنها درست زمانی بود که خبرنگاران خارجی برای مصاحبه با اسرای بخش کوچک سالان وارد اردوگاه ما شدند و زمانی که یکی از این خانم‌های خبرنگار به قصد مصاحبه با یک نوجوان وارد آسایشگاه شد با رفتار مؤدبانه اسرای جوان کشورمان مواجه شدند و از او خواستند حجاب خود را رعایت کند و سپس برای مصاحبه بازگردد، وقتی این خانم با پوشش برمی‌گردد علیرضا یکی از این نوجوانان شعری را از قول حضرت زهرا (س) بیان می‌کند که این‌گونه بود: «از فاطمه به تو این‌گونه خطاب است که زیبنده‌ترین زینت زن حفظ حجاب است.» این نمونه یکی از بهترین نمونه‌های مقاومت اسرا به‌ویژه اسرای نوجوان بود که به تصویر کشیده شد که بیانگر پایبندی اسرا به اعتقادات مذهبی خود بود.انتهای پیام/   

فایل های ضمیمه :

فایل های ضمیمه :

نظرات کاربران
نظر شما
نام :
ایمیل :
نظرات کاربران :
لطفاً کد امنیتی که در عکس نشان داده شده، را وارد کنید کد امنیتی :