جمعه 28 تیر 1398 |

سردار شهید غلامعلی پیچک؛ فرمانده سپاه غرب کشور

1394/09/22

سردار شهید غلامعلی پیچک؛ فرمانده سپاه غرب کشور

جنازه ی مرا روی مین ها بیندازید که منافقین فکر نکند ما در راه خدا از جنازه مان دریغ داریم. به دامادی دوماهه ی من نگریید که دامادی بزرگی در پیش دارم…

به گزارش خبرگزاری حیات، ملت موحد، آرمان گرا و استوار ایران، در طول تاریخ پر فراز و نشیب خود همواره جوانان برومندی را در راه اعتلای اسلام و آرمان هایش به مسلخ عشق فرستاده است و 20 آذر هر سال یادآور به مسلخ رفتن یکی دیگر از این دلاور مردان است، شهید غلامعلی پیچک:  غلامعلی پیچک به سال 1338، در خانواده ای مذهبی و پاکدامن در تهران پا به عرصه هستی گذاشت . پدرش کارمندی متوسط و آبرومند بود و در تربیت دینی فرزند ، از هیچ کوششی دریغ نکرد . غلامعلی در سن پنج سالگی پای در راه مدرسه گذاشت .  غلامعلی با موفقیت و نمره های عالی ، دوره ابتدایی را به پایان می برد و هر سال شاگرد ممتاز می شود . او با سن کم ، ولی جثه درشت ، وارد دبیرستان می گردد و با شور و علاقه فراوان ، به تحصیل ادامه می دهد . او همچون گذشته با نمره های خوب ، تحصیلات متوسطه را به پایان می برد و در سن شانزده سالگی ، با بهترین معدل ، مدرک دیپلم را دریافت می کند و همان سال در کنکور قبول شده ، و در رشته انرژی اتمی وارد دانشگاه می گردد . در دانشگاه به خاطر کسب امتیاز بالا ، بورس تحصیل در خارج از کشور به وی تعلق می گیرد ولی از پذیرفتن بورس ، سرباز می زند و تحصیل در داخل کشور را به خارج ترجیح می دهد .  غلامعلی ، همزمان با تحصیل در دانشگاه ، از کسب معارف دینی غفلت نمی ورزد و به آموختن و یاددادن به دیگران می پردازد . او « جامع المقدمات » را به خوبی یاد می گیرد و برای دوستان و همسالان آموزش می دهد . او از ده سالگی در انجام فرائض دینی مقید و از شروع تکلیف ، مقلد حضرت امام(قدس) می شود . از نوجوانی ، هر فرصتی که به دست می آورد ، کار می کند تا خرج تحصیل خود را تامین نماید . اگر اوقات فراغتی برایش پیش می آید ، به مطالعه کتابهای مذهبی مصروف می دارد .  پیچک پس از ورود به دانشگاه و آشنایی با تعدادی دانشجوی مسلمان و مبارز جدیتر از گذشته وارد جریانهای سیاسی می شود . او خیلی سریع نسبت به مسائل سیاسی داخلی ، اطلاعات کسب می کند و با هوش و درایتی که داشت ، رژیم شاه را رژیمی فاسد و ظالم می یابد و از این رو ، مصممتر از پیش ، وارد مبارزات سیاسی  می شود . از آن پس تحت مراقبت و تعقیب عوامل ساواک قرار می گیرد . او طی فعالیتهای خود ، مبارزات خود را گسترش می دهد ، اکبر حمزه ای ، یکی از همرزمان پیچک می گفت : یک روز در کتابخانه شخصی غلامعلی، دنبال کتابی می گشتم ، دیدم لای یک کتاب ، یک کلت جاسازی شده است . تازه فهمیدم که در مبارزات مسلحانه نیز دست داشته است .  پس از شهادت پیچک اطرافیانش متوجه شدندکه او در سن پانزده سالگی طرح ترور خسروداد را می کشد بعد مساله را با نماینده حضرت امام در میان می گذارد که ایشان اجازه نمی دهد و او دوستانش را مجاب می کند که از ترور خسرو داد صرف نظر کنند .  با اوج گیری انقلاب اسلامی، غلامعلی با دلگرمی و امید بیشتر، به روشنگری و هدایت مردم می پردازد. با ارائه تحلیلهای خوب سیاسی مفاسد و وابستگی رژیم شاه را افشا می کند و بویژه قشر جوان را به مبارزه علیه نظام ستمشاهی ترغیب می نماید . با ارتباطی که با برخی از روحانیون برجسته داشت، اعلامیه ها و نوارهای سخنرانی حضرت امام (ره) را چاپ و تکثیر و در اختیار دیگران می گذارد. با تجاوز رژیم عراق به ایران و تحمیل جنگی نابرابر به انقلاب نوپای اسلامی ، پیچک عازم جبهه های نبرد می "گردد . از آن جا که لیاقت و شجاعت او در درگیریهای کردستان که فرماندهان محرز بود ، به عنوان فرمانده محور غرب کشور منصوب می شود . پیچک توان بالای نظامی خود را در این محور به منصه ظهور می رساند و با ارائه طرحهای دقیق و واقع بینانه نظامی ، حیرت نیروهای سپاه و ارتش را برمی آنگیزد . به رغم سن کم ذهنی نقاد و خلاق برخوردار بود و از این رو ، موفق می شود بهترین طرحهای عملیاتی را با توجه به شناسایی منطقه ارائه نموده و اجرا نماید . او اغلب شناساییها را خودش انجام می دهد و تا عمق بیش از سی کیلومتر ، در پشت جبهه دشمن نفوذ می کند . با اجرای عملیاتهای موفق در محور غرب کم کم شهرت و آوازه اش در غرب می پیچد . توانمندی نظامی و اندام و قامت رشید پیچک از او شخصیتی دوست داشتنی و در عین حال پر از ابهت می سازد . اکبر حمزه ای می گوید: آوازه پیچک در غرب کشور پیچیده بود . هر کجا که می رفتی ، او را می شناختند ، از سومار تا ارتفاعات بمو . همین شهرت او باعث شد که جذب او شوم . رفته رفته با او که آشنا شدم . پای صحبتها و سخنرانیهایش نشستم . بینش سیاسی خوبی داشت . وقتی از سیاست حرف می زد ، گویی یک سیاستمدار برجسته ای است که سالها در عرصه سیاست فعالیت داشته است . بیشتر شناساییها را خودش انجام می داد و تا پشت سنگرهای دشمن هم نفوذ می کرد . در عملیات « بازی دراز » آخرین کسی بود که از ارتفاعات عقب نشینی کرد .  شهید پیچک اهل تقوا و ورع بود و در انجام فرائض دینی ، تقید و تعبد خاصی داشت . همان گونه که اشارت رفت، از سن ده سالگی به نماز ایستاد . پس از انقلاب ، نماز شبش ترک نشد . در نماز آن چنان حضور می یافت که خارج از خود را فراموش می کرد .  او اهل مطالعه و کتاب بود . در عین اشتغال به کارهای نظامی ، از فعالیتهای فرهنگی غافل نمی شد . سخنرانیهایش مشهور بود . او در اخلاق و رفتار الگوی دیگران بود . شهامت و شجاعتش کم نظیر بود . به حضرت امام خمینی(ره) عشق می ورزید و تابع و مرید معظم له بود . در انجام هرکاری تنها جلب رضای خدا را در نظر می گرفت و هرگز ریب و ریا به اخلاص او نفوذ نکرد .  شهید پیچک در عملیات مطلع الفجر ، در نوک پیکان گردان وارد نبرد علیه دشمن شد و در منطقه « قاسم آباد» واقع در ارتفاعات « برآفتاب » با نیروهای دشمن تن به تن درگیرشد . نزدیک ظهر روز 20 آذرماه 1360 در اثر اصابت گلوله به گلو و سینه اش ، به درجه رفیع شهادت نایل آمد . پیکر پاک شهید پیچک در عمق خاک عراق و درست زیر دید دشمن قرار گرفت. سرانجام پس از دو روز تلاش مستمر از سوی رزمندگان و شهادت دو تن از دوستانش هنگام تلاش انتقال پیکر او، جسم پاکش به میهن اسلامی بازگردانده شد. در سال ۱۳۶۰ شهید پیچک به همراه عده ای از فرماندهان دوران دفاع مقدس به دیدارامام خمینی (ره ) رفتند . در این دیدار غلامعلی پیچک برای اولین بار با لباس رسمی سپاه به همراه برخی دیگر از رزمندگان به دست بوسی امام راحل (ره ) رفتند. پس از پایان دیدار حضرت امام (ره) شش سهمیه حج تمتع رو به او دادند و گفتند: یکی از این سهمیه ها مُختَصِ خودته و بقیه رو بین فرماندهانی که خودت تشخیص میدی توزیع کن. اون شهید والامقام در حضور رزمندگانش این سهمیه ها رو قرعه کشی کرد و بین افرادی که قرعه به نامشون افتاده بود توزیع کرد. چند روز بعد که شهید حاج علی موحد از ماموریت برگشت وقتی موضوع رو فهمید با شوخی یا با طعنه به شهید پیچک گفت: خوب سهمیه حج رو بین خودتون تقسیم می کنید! پس ما چی؟ شهید پیچک در جواب به اون میگه : قرعه به نام تو هم افتاده! به این ترتیب شهید حاج علی موحد هم حج تمتع رو به جا آورد و پس از شهادت غلامعلی متوجه شد اون شهید سهمیه خودش رو به حاج علی موحد داده! در ضمن در سال ۱۳۸۶ هم حاج رضا برادر شهید به نیابت از شهید پیچک پس از تشرف به مکه، حج تمتع رو به جا آورد. قسمتی از وصیت نامه سردار شهید غلامعلی پیچک بسم رب الشهداء و الصدیقین جنازه ی مرا روی مین ها بیندازید که منافقین فکر نکند ما در راه خدا از جنازه مان دریغ داریم. به دامادی دوماهه ی من نگریید که دامادی بزرگی در پیش دارم… خدا کند که حکومت سرنگون گردد، اما منحرف نگردد، چون انحراف، خیانت به خون شهداست. بگذارید بگویند حکومت دیگری هم به جز حکومت علی (ع) بود به نام خمینی که با هیچ ناحقی نساخت تا سرنگون شد، ما از سرنگونی نمی هراسیم بلکه از انحراف می ترسیم. من در این راهی که انتخاب کرده ام، سختی بسیار کشیده ام؛ خیلی محرومیت ها لمس نموده ام. همه ی هدفم این است که زحماتم از بین نرود. از خدا می خواهم که حتماً این کارها را از من قبول کند و اجرم را بدهد. اجر من تنها با شهادت ادا می شود و اگر در این راه شهید نشوم، همه زحماتم هدر رفته است.   

فایل های ضمیمه :

فایل های ضمیمه :

نظرات کاربران
نظر شما
نام :
ایمیل :
نظرات کاربران :
لطفاً کد امنیتی که در عکس نشان داده شده، را وارد کنید کد امنیتی :