چهارشنبه 12 آذر 1399 |

00:0:0    1392/07/20

به مناسبت شهادت امام محمد باقر(علیه السلام)

زائران بیت الله الحرام در حالی مدینه را به قصد انجام دادن مناسک حج ترک می کنند که مزار بی شمع و چراغ امام باقر(ع) در غربت و ماتم دو چندان می کند.

به گزارش حیات، اگر چه اهل بیت فرمودند «ان قبورنا فی قلوب محبینا» یعنی مزارهای ما در دل های دوستداران ماست ولی غربت زیارتگاه چهار ستاره پرفروغ امامت در قبرستان بقیع داستانی دیگر از مظلومیت ائمه معصومین(ع) است؛ به ویژه امام پنجم شیعیان که در شب شهادتش، زائران بیت الله الحرام برای انجام مناسک حج عازم صحرای عرفات می شوند. امام باقر(ع) فرزند امام سجاد (ع) به عنوان پایه گذار انقلاب فرهنگی شیعه در اول ماه رجب سال ۵۷ هجری در مدینه دیده به جهان گشود و طی ۵۷ سال عمر مبارک خود به نشر معارف اسلام پرداختند. باقر العلوم لقبی است که پیامبر اعظم (ص) به آن حضرت دادند. چون رسول خدا (ص) به «جابر بن عبدالله انصاری» فرمود:‌ ای جابر، تو زنده می مانی و مردی از اولاد حسین را که نامش محمد است؛ ملاقات می کنی که او علم انبیا را می شکافد و هنگامی که او را دیدی سلام مرا به او برسان. آن حضرت در حماسه کربلا سه سال بیشتر نداشتند و بعد از آن واقعه در مدت ۳۴ سال با پدر بزرگوار خود زندگی پرتلاطمی را پشت سر نهادند. مدت امامت آن حضرت ۱۹ سال بود و در هفتم ذیحجه سال ۱۱۴ هجری به دست ابراهیم بن ولید و به دستور هشام بن عبدالملک مسموم شده و به شهادت رسیدند. اینک به مناسبت سالروز شهادت امام محمد باقر(ع) روایاتی از آن حضرت را مرور می کنیم تا درس و ره توشه ای برای سبک زندگی تمام رهپویان و شیعیان آن امام باشد.   حفظ زبان امام باقر علیه السلام می فرماید: هیچ کس از گناهان سالم نمی ماند، مگر اینکه زبانش را نگه دارد. لا یُسَلِّم أَحَدٌ مِنَ الذُّنُوبِ حَتَّی یخزَن لِسانَه بحارالانوار،ج75،ص178   رفع نیاز مسلمانان امام باقر علیه السلام می فرماید: هرکس حاجتی را برای مسلمانی برآورده کند و گره از مشکلش بگشاید، خداوند متعال به او خطاب کند: ثواب و پاداش تو بر عهده من خواهد بود و غیر از بهشت چیز دیگری لایق تو نخواهد بود. أنْ قَضی مُسْلِماً حاجَتَهُ، قالَ اللهُ عَزَّ وَ جَلَّ: ثَوابُکَ عَلَی وَلا اَرْضی لَکَ ثَواباً دُونَ الْجَنَّهِ مستدرک الوسائل، ج 12، ص 402، ح 6     نهایت کمال امام باقر علیه السلام می فرماید: نهایت کمال ، فهم در دین و صبر بر مصیبت ، و اندازه گیری در خرج زندگانی است. الکَمال کُلُ الکَمال التَّفَقهُ فِی الدِّینِ وَ الصَبرُ عَلی النائِبَه وَ تَقدِیرُ المَعیشَةِ  اصول کافی، ج 1 ، ص 39   پرهیز!!! امام باقر علیه السلام می فرماید: از گناهانى که به نظرتان کوچک مى‏آید بپرهیزید. اِتَّقُوا المُحَقَّراتِ مِن‏الذُّنوبِ  میزان الحکمه، ح 6808               مشورت با چه کسی؟                                                                                   امام باقر علیه السلام می فرماید: در کار خود، [فقط] با کسانى مشورت کن که از خدا می ‏ترسند. اِستَشِر فی أمرِک الَّذینَ یخشَونَ اللَّهَ تحف العقول، ص 293   حیا و ایمان امام باقر علیه السلام می فرماید: حیا و ایمان به یک ریسمان پیوسته‏اند . چون یکى برود، دیگرى نیز ازپىِ آن برود. . اَلحَیاءُ والإیمانُ مَقرونانِ فی قَرَنٍ فَإذا ذَهَبَ أحدُهُما تَبِعَهُ صاحِبُهُ الکافى، ج 2، ص 106   مداومت بر عمل امام باقر علیه السلام می فرماید: هیچ چیز نزد خداوند عزّوجلّ محبوبتر ازعملى نیست که بر آن مداومت شود ؛ هر چند اندک باشد. ما مِن شَیءٍ أحَبَّ إلَى اللّهِ عَزَّوجلَّ مِن عَمَلٍ یداوَمُ عَلَیهِ ، وإن قَلَّ الکافی : ج 2 ، ص 82 ، ح 3 سبک زندگی امام باقر (علیه السلام) ابن شهر آشوب در کتاب مناقب در مورد امام باقر (علیه السلام) می نویسد : « او راستگو ترین و گشاده رو ترین و بخشنده ترین مردمان بود . در میان اهل بیت کمترین ثروت و در عین حال بیشترین هزینه را داشت . هر جمعه یک دینار صدقه می داد و می فرمود : « صدقه روز جمعه به خاطر فضیلت این روز بر دیگر روزها ، دو چندان می شود . » چون پیشامدی غم انگیز به او روی می نمود زنان و کودکان را جمع می کرد و آن گاه خود دعا می کرد و آنان آمین می گفتند . بسیار ذکر خدا می گفت . راه می رفت در حالی که ذکر خدا می گفت. غذا می خورد در حالی که ذکر خدا می گفت . با مردم سخن می گفت ، اما این امر او را از ذکر خدا باز نمی داشت . فرزندانش را جمع می کرد و به آنان می فرمود تا طلوع آفتاب ذکر بگویند . هر کس از آنان را که می توانست قرآن بخواند به تلاوت قرآن و هر کس را که نمی توانست به گفتن ذکر ، امر می فرمود . »   زیباترین نصیحت محمد بن منکدر یکی از زهاد معروف عصر امام باقر (علیه السّلام) است که همانند طاووس یمانی و ابراهیم بن ادهم و عده‏ای دیگر، دارای گرایشهای صوفیانه بوده است.او خود نقل می‏کند:در یکی از روزهای گرم تابستان، از مدینه به سمت یکی از نواحی آن، خارج شدم، ناگاه در آن هوای گرم، محمد بن علی (علیه السّلام) را ملاقات کردم که با بدنی فربه و با کمک دو نفر از خدمتکارانش مشغول کار و رسیدگی به امور زندگی است.با خود گفتم: بزرگی از بزرگان قریش، در چنین ساعت گرم و طاقت فرسا و با چنین وضعیت جسمی، به فکر دنیا است! به خدا سوگند، باید پیش رفته و او را موعظه کنم.به آن حضرت نزدیک شدم و سلام کردم.او نفس زنان و عرق ریزان، سلامم را پاسخ گفت.فرصت را غنیمت شمرده، به او گفتم:خداوند، کارهایت را سامان دهد! چرا بزرگی چون شما در چنین شرایطی به فکر دنیا و طلب مال باشد! براستی اگر مرگ در چنین حالتی به سراغ شما بیاید، چه خواهید کرد! امام باقر (علیه السّلام)، دست از دست خدمتکاران برگرفت و ایستاد و فرمود: به خدا سوگند، اگر در چنین حالتی مرگ به سراغم آید، بحق در حالت اطاعت از خداوند، به سراغم آمده است.این تلاش من خود اطاعت از خداست، زیرا با همین کارهاست که خود را از تو و دیگر مردم بی‏نیاز می‏سازم (تا دست حاجت و تمنا به کسی دراز نکنم) .من زمانی از خدا بیمناک هستم که هنگام معصیت و نافرمانی خدا، مرگم فرا رسد! محمد بن منکدر می‏گوید:پس از شنیدن این سخنان، به آن حضرت عرض کردم: خدای رحمتت کند، من‏می‏خواستم شما را موعظه کنم، اما شما مرا راهنمایی کردید. ارشاد شیخ مفید، جلد2، صفحه159   بهترین برادران سود بن کثیر می‏گوید: تهیدست شدم و دوستانم به من رسیدگی نکردند.نزد امام باقر (علیه السّلام) رفتم و از نیازمندی خود و جفای برادران شکوه کردم، آن حضرت فرمود: بد برادری است آن برادری که به هنگام ثروت و توانمندی، حالت را بپرسد و تو را در نظر داشته باشد، ولی زمانی که تهیدست و نیازمند شدی، از تو ببرد و به سراغت نیاید! سپس امام به خدمتکارش دستور داد تا هفتصد درهم نزد من گذارد، و فرمود: این مقدار را خرج کن و هر گاه تمام شد و نیاز داشتی باز مرا از حال خود با خبر ساز. کشف الغمة، جلد 2، صفحه 321   اهل دنیا و آخرت «جابربن یزید جعفی» می گوید: «روزی محمدبن علی علیه السلام به من فرمود: ای جابر! اندوهگینم و دلم گرفته است. گفتم: اندوهتان به خاطر چیست؟ فرمود: ای جابر! کسی که لذت شراب ناب الهی در دلش باشد، از غیر خدا روی برتافته و دلش گرفتار او می شود. ای جابر! مگر این تحفه دنیا چیست. مگر دنیا جز مرکبی که بر آن سوار می شوی یا لباسی که می پوشی و یا همسری که اختیار می کنی چیز دیگری هم هست؟ ای جابر! خداجویان بر این دنیا تکیه نمی کنند و به آن دل نمی بندند و خیال خود را از آخرت( او سختی آن) خوش نمی دارند. دل فریبی های دنیا، دل آنان را هرگز از یاد خدا باز نمی دارد، گوش آنان را بر ذکر خدا نمی بندد، و زرق و برق دنیا چشمشان را از دیدن نور الهی کور نمی کند. از این روست که نیکان پاداش، دریافت می کنند و رستگار می شوند... پس بکوش آنچه خدا نزد تو از دین و حکمتش به امانت گذاشته، پاس داری.» کشف الغمه، جلد 2، صفحه324   پیوند عاطفی با همسر «حسن زیات بصری» به همراه یکی از دوستانش به حضور امام شرف یاب می شود تا برای پرسش های خود پاسخی از امام دریافت کند. وی پس از ورود به اتاق امام با صحنه ای روبه رو می شود که تعجب او و همراهش را بر می انگیزد. او امام و اتاقش را در حالتی بسیار آراسته مشاهده می کند. به هر حال، پرسش هایش را مطرح می کند و پاسخ می شنود. هنگام برخاستن و خارج شدن، امام به او می فرماید: «فردا همراه دوستت نزد من بیا». روز بعد به منزل امام می آیند، ولی ایشان را در اتاقی خاکی که فقط حصیری در آن پهن بود، پشمینه بر تن یافتند. امام به او فرمود: « ای برادر بصری! اتاقی را که دیشب مشاهده کردی، اتاق همسرم بود و اسباب و اثاثیه ای هم که در آن بود، به او تعلق داشت. او خودش را برای من زینت کرده بود و من هم باید خود را برای او زینت می کردم. بنابراین، گمان بد به دل خویش راه مده». او گفت: « فدایت شوم! سوگند که در مورد شما بدگمان شده بودم، ولی اینک خدا بدگمانی را از دلم بیرون کرد و دریافتم که حقیقت، همان است که شما فرمودید». بحارالانوار، جلد 46، صفحه293   تسلیم گروهى به محضر امام باقر (ع) مشرف شدند، دیدند امام بچه‏اى دارد مریض است و حضرت در مرض او بسیار ناراحت و بى آرام است. آنها پیش خود گفتند: خدا نکند که این کودک بمیرد و گرنه به خود امام احتمال خطر مى‏رود. در این میان شیون زنان بلند شد، معلوم شد که کودک از دنیا رفت، بعد از اندکى امام (ع) به نزد آنها آمد ولى خوشحال و قیافه‏اش باز بود. گفتند: خدا ما را فداى تو کند، شما در حالى بودید که ما فکر مى‏کردیم اگر اتفاقى بیافتد شما به وضعى درآیید که موجب غصه ما باشد!! ولى مى‏بینیم که قضیه بعکس شد؟ امام صلوات الله علیه فرمود: ما دوست مى‏داریم که محبوب و عزیز ما در عافیت باشد، و چون قضاى خدا بیاید تسلم آن کار مى‏شویم که خدا دوست داشته است: «فقال لهم: انا نحب ان نعافى فیمن نحب فاذا جاء امرالله سلمناالله فیمایحب» کافى: جلد 3 صفحه 226.

فایل های ضمیمه :

فایل های ضمیمه :

چاپ
نظر شما
لطفاً کد امنیتی که در عکس نشان داده شده، را وارد کنید کد امنیتی :
نظرات کاربران