دوشنبه 7 مهر 1399 |

همه باید مرد میدان جنگ باشیم

12:16:0    1399/03/24 بمناسبت سالگرد شهادت شهید غلامحسین حمزه لویی

همه باید مرد میدان جنگ باشیم

شهید غلامحسین حمزه لویی، فرزند محرم در 5 اردیبهشت سال 42، در شهرستان ملایر در خانواده ای مذهبی و انقلابی به دنیا آمد. وی در حالیکه 20 ساله بود در 24 خرداد سال 62 توسط گروه های ضد انقلاب در درگیری مسلحانه به شهادت رسید.

به گزارش پایگاه خبری حیات، بخشی از وصیت نامه شهید غلامحسین حمزه لویی
«بسم الله الرحمن الرحیم
...سلام بر امام خمینی این رهبر خروشان این خروشان فریادگر این فریادگر سازش ناپذیر این روح بزرگ عصر ، عبد خالص ، مجسمه تقوا ، عالم خداشناس ، عارف خدا ترس ، حافظ دین ولی فقیه ، همانکه قوام و مشروعیت این جمهوری و انقلاب به اوست.
پیشوای شب زنده داران ، پناه گاه مستضعفان ملجاء مسئولین و زمامداران در سختی ها ، امام مجاهدین پاسدار خون شهدا، پدر یتیمان، روح رزمندگان پاسدار، شیفته خانه امام زمان (عج)، دشمن مستکبرین، بر هم زننده مستکبرین، بر هم زننده محاسبه غارتگران، دشمن و رسوا کننده امریکای جهانخوار و شوروی غارتگر و سلام بر امت قهرمان، بزرگ و بزرگوار زمانمان، امتی که فریاد امامش را شنید و پیروی کرد. خدا شاهد است در دعا برشما کوشا بودم و امید بسته ام که در جوار رحمت حق جایگاه شما باشد... با سلام و درود بر پدر و مادرم همان کسانی که بی هیچ چشم داشتی رنج مرا به جان خریدند و دم برنیاوردند پدر و مادری که اکثر توفیقات خود را مرهون شما می دانم ...مادر عزیزی که در روز با رنج سختی ما ساخت و در دامن عفت خود ما را پروراند و به کارهای ما همت گماشت و در شب به نماز ایستاد و خالصانه به عبادت خدای پرداخت و به فرستادن صلوات و از هنگامی که نور انقلاب روشن شد قلب او نور دیگری گرفت و همراه پدرم سخت به دفاع از انقلاب پرداختند. در این مسیر سرزنش سرزنش کننده را به جان خریدند و در هر سنگری به حمایت امام و انقلاب  برآمدند ، ای رحمت و درود خدا بر شما ، خدا گناهانتان را بیامرزد و در بهشت خود جایتان دهد.
خدایا مستضعفین جهان را بر مستکبرین پیروز فرما تا مستضعفین خود سرنوشتشان را بدست گیرند ....پروردگارا من بر خود میبالم که سرباز اسلام هستم سرباز امام زمان و در ارتش حکومت اسلامی خدمتگزارم بمن توانایی ده که بتوانم آرمان های حکومت اسلامی را در حدود اختیارات و وظایف خودم در ارتش اسلام به انجام رسانم افسوس که یک جان بیشتر ندارم که در راه نایب امام زمان و راه اسلام که راه برپا شدن حق و عدالت است هدیه نمایم و این یک جان خود را نیز تا فدای راه اسلام و امامم نکنم از حرکت بازنخواهم ایستاد ، خدایا شکر می‌کنم که تو این نعمت را به من دادی که بتوانم در راه تو در راه اهداف حکومت اسلامی لذت ها و محبت های دنیوی را فراموش کنم و فقط راه تو را در نظر داشته باشم خداوندا من چطور بتوانم از عهده شکر تو برایم ای خدای بزرگ العفو ، العفو ، العفو العفو
آمین یا رب العالمین
والسلام سرباز غلامحسین حمزه لویی
من آن سربازم که در میان رگبار گلوله ها پشت سنگرها میان آتش و دود و سوار بر زورق شهادت می جنگیدم ما همه باید مرد میدان جنگ باشیم. پایان»

فایل های ضمیمه :

فایل های ضمیمه :

چاپ
نظر شما
لطفاً کد امنیتی که در عکس نشان داده شده، را وارد کنید کد امنیتی :
نظرات کاربران