جمعه 28 شهریور 1399 |

شهیدی که به  "عزت تکبیری" معروف بود

14:11:0    1399/01/31 گفت و گو با همسر شهید عزت الله هاشمی

شهیدی که به عزت تکبیری، معروف بود

شهید عزت الله هاشمی در 10 بهمن سال 1324، در شهر اراک در استان مرکزی متولد شد. وی از سن 12 سالگی با حقوق کم، به عنوان شاگرد در کارگاه های کفاشی سنجان مشغول به کار شد. پس از آن به خدمت سربازی رفت و پس از پایان خدمت ازدواج کرد و صاحب 3 فرزند دختر شد. شهید هاشمی قبل از انقلاب در تمام تظاهرات ها و پس از انقلاب هم مرتب در نماز جمعه و دعای کمیل شرکت می‌کرد و همواره در صحنه حضور داشت.

به گزارش پایگاه خبری حیات، شهید هاشمی، فردی زحمتکش، قانع، رئوف و مهربان، متواضع و مقید به انجام صله رحم بود و چنانچه کاری از دستش بر می آمد برای بستگان انجام می داد و تا آنجا که برایش مقدور بود به درماندگان رسیدگی می‌کرد. 
عزت الله، همیشه در انجام کارهای خیر پیش قدم بود و به همنوع خود کمک و یاری می رساند. به گفته ی دوستان نزدیک شهید وی همیشه امر به معروف و نهی از منکر را رعایت و آنانی را که کارهای خلاف اخلاق و دین انجام می‌دادند نصیحت و راهنمایی می‌کرد. وی به طور افتخاری با کمیته‌های انقلابی بخصوص با کمیته سنجان همکاری می کرد و پاسداری می‌داد. 
شهید عزت الله از ابتدای انقلاب مبارزه خود را علنی نمود. کما اینکه در حمله چماق بدستان به سنجان به اتفاق پسردایی خود شهید محمد نبئی، اولین شهید سنجان در کوه با چماق بدستان درگیر شدند و محمد نبئی در مقابلش شهید شد. وی از ابتدای انقلاب در فعالیت ها پیوسته حضور داشت، به طوری که مردم او را عزت تکبیری لقب داده بودند
همسر شهید در بیان خاطره ای از شهید می گوید:« او همیشه به من سفارش می‌کرد که دین اسلام را سرلوحه زندگی قرار دهم مثلاً می گفت همیشه سعی کن در تظاهرات ها،  نماز جمعه و دعای کمیل و دیگر مراسم مذهبی و عبادی و سیاسی شرکت کنی. چیزی که از وی به یاد دارم این است که او همیشه در اتوبوس نمازگزاران را جا به جا می کرد و ابتدا به افراد مسن جا می داد. 
وی سرانجام در حالیکه برای سومین بار به صورت داوطلبانه در جبهه حضور یافت، در 31 فروردین سال 61 در عملیات بیت المقدس در خرمشهر بوسیله ی گلوله مزدوران عراقی به شهادت رسید.


بخشی از وصیت نامه شهید عزت الله هاشمی 
عجب بحری است بحر عشق که هیچش کرانه نیست،  آنجا جز آنکه جان بسپارند چاره نیست .
ای معبود : ای معشوق، حجاب هایم را بدر قفس هایم را بشکن، زنجیر هایم را پاره کن تا بسوی تو پرکشم، پروازم بیاموز که سخت دلشکسته ام دلم به تنگ امده است، و زنجیرها آزارم می دهند.
سنگی برای شکستن قفس فروفرست تا شاید بتوانم در زمره مشتاقین کویت قرار گیرم، ای که هستی ام   زتوست، بار دگر مرا هستی بخش. ای نور، روشناییم ببخش تا از ظلمات خارج گردم، چگونه سپاست گویم ای تنها سزاوار ستایش، که سخت عاجزم .
و سلام و درود فراوان بر نایب برحق امام زمان (عج) امام خمینی امید مستضعفان جهان، بر شهیدان آنانکه درخت اسلام را با خون خویش آبیاری کردند.......... 
ما منتظر فرمان امام برای حمله هستیم.
....هر چه بگویم فراتر از قران و نهج البلاغه کلام علی (ع) نخواهم گفت برای رستگار شدن عمل به کلام الهی و وصایای علی در نهج البلاغه (به عنوان مثال وصیت های او بر فرزندانش و ... )همچنین سخنان امام و اولیا و عرفا و دانشمندان الهی و علمای دین کافی است و این مقدمه ای لازم دارد و آن آموختن زبان قران و ... است (یعنی زبان عربی ) .
اگر قران را و نهج البلاغه و . . . و آنچه ذکر شد را راه خویش قرار دادی و پس از علم به آنها عمل نمودی قطعا لذت رستگاری را خواهی چشید ..... و امروز اسلام از همه شما انتظار می رود که خطایا را و بدی ها را ببخشید. خداوند همه شما را به عاقبت خیر برساند .

فایل های ضمیمه :

فایل های ضمیمه :

چاپ
نظر شما
لطفاً کد امنیتی که در عکس نشان داده شده، را وارد کنید کد امنیتی :
نظرات کاربران