دوشنبه 11 فروردین 1399 |

شهیدی که همه را به خواندن نماز و فراگیری قران سفارش می کرد

13:30:0    1398/12/24 به مناسبت سالگرد شهادت شهید سلیمان رهنما

شهیدی که همه را به خواندن نماز و فراگیری قران سفارش می کرد

شهید سلیمان رهنما فرزند حسین در 4 آبان 1343، در روستای اسکندر آباد از توابع شهرستان ساوه در استان مرکزی چشم به جهان گشود. وی هنگامی که سه ساله بود به همراه خانواده به تهران مهاجرت کرد و پس از گذراندن دوره ابتدائی و راهنمایی وارد دبیرستان شهید کشوری شد.

به گزارش پایگاه خبری حیات، شهید رهنما، قرآن را با صوت دلنیشینی تلاوت می کرد و اکثر شبها به نماز شب می ایستاد، به بچه های کوچک خانه و آشنایان سفارش می کرد، نماز بخوانند و قرآن را فرا بگیرند. وی در نماز جمعه، دعای کمیل و دعای توسل حضور فعالی داشت و نیز در مراسم سخنرانی، تشیع جنازه و ختم شهیدان حضور می یافت. او اکثر شبها را در مسجد نگهبانی می داد و می‌گفت: «یک شب نگهبانی در راه بهتر و پرثوابتر از چند رکعت نماز است» .
شهید سلیمان رهنما، پس از پیروزی انقلاب به بسیج پیوست و پس از  اشغال خرمشهر در عملیات پیروزمندان فتح المبین در آزادی خرمشهر، شرکت کرد سپس برای دومین بار عازم جبهه غرب شد و پس از بازگشت از جبهه در سپاه پاسداران انقلاب اسلامی مشغول فعالیت گردید . وی پس از مدتی برای  سومین بار عازم جبهه حق علیه باطل شد و در عملیات پیروزمندان خیبر شرکت کرد و در24 اسفند سال 62، بر اثر اصابت ترکش خمپاره به سر در جزیره مجنون  به مقام والای شهادت نائل آمد و به آرزوی دیرینه اش رسید.


بخشی از  وصیت نامه  این شهید  بزرگوار:
«آنانکه ایمان آوردند و هجرت گزیدند و جهاد کردند در راه خدا به مال هاشان و جان هاشان بزرگترند به مراتب در نزد خدا و ایشان هستند رستگاران. 
سلام برعاشقان طریقت الله و پیروان روح الله و سربازان حق ضد الله در مصاف با عدو الله این رزمندگان حزب الله.
آرى عاشقان الله و پویندگان راه حق و جویندگان سعادت از همه چیزشان گذشته و در راه رسیدن به معشوق بی‌قرارى کرده و بالاخره نظر رضایت معشوق شامل حالشان شده .....چه خوش است یا رب، وارد شدن به این کانون بخت و صفا و چه دلپذیر است، جمعى که تمام افرادش نه در پى نام و نشان بود، بلکه بدنبال گمنامى اند.
چه محفلى است یارب جمع پرشکوه رزمندگان که گویا از همه وابستگی ها خود را جدا کرده و تنها به تو متصل شده اند، چه زیباست جائیکه نشان برترى انسانهایش خلوص بیشتر و بالاترین مدال هاى افتخارش شهادت مظلومانه است و مسافرانى که پهناى راهشان از قله هاى سر به فلک کشیده غرب تا صحراى پهناور و سوزان جنوب در کشورى عشاق پرور است..... 
اولا اینکه پدر مادرعزیزم از شما مى خواهم اگر نتوانسته بودم فرزند شایسته اى براى شما باشم و باعث آزار شما، از شما عاجزانه طلب حلالیت مى کنم و از شما مى خواهم که مرا ببخشید تا در پیشگاه خدا این روسیاه نباشم. اگر خداى مهربان نظرى کرد و من شهید شدم از شما مى خواهم که با روحیه اسلامى خود موجب نگرانى دشمن و شادى قلب امام زمان (عج) و رهبر و دیگر مسلمین باشید و همیشه به خود افتخار کنید و سعى کنید که همیشه راه صحیح را به خود بشناسانید و فرزندان خود را به خیرو صلاح آماده کنید و هیچوقت خدا را فراموش نکنید و رضاى خدا را بخواهید......
از شما مى خواهم در سوگ من گریه نکنید و از خدا و همه براى من طلب بخشش و مغفرت کنید. در آخر همه شما را به خدا مى سپارم. 
آرزو داشته و دارم که قبر شش گوشه اباعبدالله را در آغوش بگیرم و آرزو داشتم که روى مهدى را ببینم. 
خدایا خدایا تا انقلاب مهدى خمینى را نگهدار.»
۶۲/۱۱/۱۹  سلیمان رهنما

فایل های ضمیمه :

فایل های ضمیمه :

چاپ
نظرات کاربران
نظر شما
نام :
ایمیل :
نظرات کاربران :
لطفاً کد امنیتی که در عکس نشان داده شده، را وارد کنید کد امنیتی :