جمعه 9 اسفند 1398 |

مبارزه علیه دشمنان اسلام را تا ظهور برحق امام زمان ادامه خواهیم داد

11:24:0    1398/11/12 به مناسبت سالروز شهادت شهید مسعود آقابابایی

مبارزه علیه دشمنان اسلام را تا ظهور برحق امام زمان ادامه خواهیم داد

شهید مسعود آقابابایی فرزند فرج الله در 27 بهمن ماه سال 1341 در اصفهان در خانواده ای متوسط چشم به جهان گشود. وی در سن 7 سالگی برای کسب دانش روانه‌ی‌‌ مدرسه شد، با آغاز جریانات انقلاب اسلامی در سال 58-57، شهید مسعود آقابابایی که شانزده ساله بود، از انقلاب بی بهره نماند و همیشه در تظاهرات شرکت داشت. در شب های سرد زمستانی با دیگر برادران به محافظت از شهر در خیابان‌ها پاسداری می‌داد تا اینکه انقلاب پیروز شد.

به گزارش پایگاه خبری حیات،  شهید مسعود آقابابایی، پس از پیروزی انقلاب، تصمیم گرفت ترک تحصیل کند و به مدرسه‌ی‌‌ طلبگی برود، ولی به دلیل مشکلاتی نتوانست به این مدرسه وارد شود و به ناچار دوباره دنباله‌ی‌‌ تحصیلاتش را پی گرفت، اما تمام توجه او به کتاب های مذهبی و انقلابی بود و اگر به مساله ای برخورد می‌کرد که نمی‌توانست آن را درک کند به هر نحوی بود جوابش را به دست می‌آورد. در مدرسه اغلب اوقاتش را با معلم های عربی و انشا می‌گذراند و از آنها‌ سوالات مذهبی و سیاسی خود را  می‌پرسید.
شهید آقابابایی بسیار به نماز و روزه مقید بود و نماز و روزه او هیچگاه ترک نمی‌شد. او روزهای دوشنبه و پنج شنبه را به فرمان امام روزه می‌گرفت، به نماز توجه زیادی داشت و گاهی نمازش بیش از نیم ساعت طول می‌کشید. وی هرروز با مطالعه بیشتر و گوش دادن به نوارهایی راجع به نماز سعی در صحیح تر شدن نمازش داشت تا نمازش نزد خداوند مقبول باشد.
او در روزهای تابستان در ماه رمضان به یاری برادران کشاورز می‌شتافت و آنها را با کمک دیگر برادارن در برداشت محصول یاری می‌کرد.
با شروع جنگ تحمیلی تصمیم گرفت به جبهه برود ولی هربار مانعی برای رفتن به جبهه برایش پیش می‌آمد، سرانجام او پس از گذراندن یک دوره یک ماهه عازم کردستان شد و پس از 2 ماه به مرخصی آمد، چون متولد سال 41 بود و مشمول سربازی می‌شد در چند روز مرخصی‌اش با پیگیری های مربوطه از سربازی معاف شد و دوباره به جبهه بازگشت، تا اینکه دوره 3 ماهه او در کردستان تمام شد و به سلامت به خانه بازگشت، اما مثل اینکه وجدانش راحت نبود و دوباره به صورت داوطلبانه به جنوب اعزام شد. پس از 10 روز به شوش منتقل شد تا اینکه در تاریخ 12 بهمن ماه سال 1360، همانطور که به همسنگرهایش گفته بود، من امروز شهید می‌شوم، به درجه‌ی‌‌ رفیع شهادت نائل گشت و به آرزوی همیشگی خود رسید.


 بخشی از وصیت نامه شهید آقابابایی
بسم الله الرحمن الرحیم
بنام خدایی که ما را بر تمام موجودات برتری بخشید. به ما عقل داد تا بتوانیم فکر کنیم دست داد تا بتوانیم در راه دین و مذهب خود بکوشیم، من به جبهه می روم تا شاید بتوانم با ریختن خون ناقابل خود خدمتی به اسلام و ضربتی بر روح ناپاک دشمنان و منافقین بزنم و اسلام را به کمک دیگر برادران همرزمم و به رهبری نایب امام زمان یعنی امام خمینی بر تمام جهان طنین افکن کنیم. از پدر و مادر خود می‌خواهم که اگر خدا خواست و من به شهادت نایل گشتم برای من گریه نکنند بلکه روز تولد مرا درنظر بگیرند و خنده و شادی کنند زیرا باید خوشحال باشند که توانستند به اسلام خدمتی کنند. 
......برطبق آیه شریفه قران آمده است که (الا بذکرالله تطمین القلوب) یعنی بدانید که با یاد خدا دل‌ها‌  آرام می گیرد ما مسلمان هستیم و می دانیم که وقتی در ایران انقلاب شد امریکا درصدد نابود کردن این انقلاب خدایی برآمد و بر همین جهت جنگ ایران و عراق را پیش گرفت و از طرفی به تبلیغات سوء خود علیه این انقلاب برامد دشمن فکر می کرد که می تواند ایران را به تصرف خود درآورد اما دشمن کور خوانده بود چه بسا می خواست با یاران خدا به مبارزه برآید، زیرا این خاینین نمی دانند که ما سربازان امام زمان هستیم و تا ظهور برحق امام زمان به مبارزه برعلیه دشمنان اسلام ادامه خواهیم داد. دشمنان اسلام نمی دانند که ما مردم کوفه نیستیم بلکه 72 یار امام برحق حسین بن علی(ع) هستیم.
15/7/60

فایل های ضمیمه :

فایل های ضمیمه :

چاپ
نظرات کاربران
نظر شما
نام :
ایمیل :
نظرات کاربران :
لطفاً کد امنیتی که در عکس نشان داده شده، را وارد کنید کد امنیتی :