چهارشنبه 29 آبان 1398 |

شهید چراغی: من عاشق امام حسین (ع) هستم

1398/06/25

شهید چراغی: من عاشق امام حسین (ع) هستم

حیات: چراغی یکی از شهیدان دفاع‌ مقدس استان هرمزگان در وصیت ‌نامه‌اش آورده است: مادرجان من عاشق امام حسین (ع) هستم و می‌ روم تا عاشق به معشوق برسد.

در هنگامه‌ای که علمای حوزه علمیه قم علمای حوزه علمیه قم در زندان و شکنجه‌گاه‌های رژیم پهلوی به دلیل طرفداری از حضرت امام خمینی(ره) می‌پرداختند و برخی توسط ساواک به شهادت رسیدند، دو ماه قبل از آن شهید محمد چراغی معزآبادی فرزندی از دیار هرمزگان به دنیا آمد که سال‌ها بعد هم‌چون سایر سربازان خط امام راحل مجاهدت‌ها و ایثارگری‌ها کردند.
یادگار حسین و فاطمه یکم فروردین ۱۳۴۹ در روستای دهبارز رودان به دنیا آمد اما دوساله که بود پدرش را از دست داد و در کنار مادر و خواهرش زندگی را سپری کردند.
وی در سال ۵۵ زمانی که به سن هفت سالگی رسید راه مدرسه و کتاب و مشق را پیش گرفت و تحصیلات خود را تا مقطع ابتدایی به پایان برد.
شهید چراغی معزآباد درحالی که آرزوهای زیادی برای بزرگ شدنش داشت، سال ۵۹ درست زمانی که صدام نیت پلید خود را در غرب و جنوب رقم زد شهید چراغی کلاس پنجم ابتدایی را به اتمام رساند.
این نوجوان روستای دهبارز بعد از پنجم ابتدایی در روستای خود به شغل کارگری مشغول شد و درحالی که نوجوانی ۱۶ ساله بود هفتم آبان سال ۶۵ به عشق سربازی در خط امام خمینی(ره) و دفاع از کشورش راهی جبهه‌های جنگ شد.
وی سرانجام ۲۱ دی سال ۶۵ حدود سه ماه بعد در سن ۱۶ سالگی بر اثر اصابت ترکش خمپاره در منطقه شلمچه به شهادت رسید.
مزار این شهید دفاع مقدس در روستای دهبارز قرار دارد.
شهید محمد چراغی معزآباد ۳۰ آذر ۶۵ در یکی از وصیت‌نامه‌های خود با ارسال سلام و درود به روح بازماندگان شهیدان صدر اسلام و شهدای کربلا آورده است: جوانی ۱۶ ساله هستم که در یکی از روستاهای رودان زندگی می‌کنم و روزی که به دنیا آمدم پدرم را از دست دادم و پدربزرگم مرا بزرگ کرد و به راه خداوند آشنا و به من نماز یاد داد.
وی ادامه داده است: از مادرم و خواهرم می‌خواهم که بر جنازه من گریه نکنند تا روحم آرام گیرد؛ مادر عزیزم می‌دانم که چه رنج‌ها کشیدی و این همه بی‌خوابی‌ها کشیدی بر این پسر حقیر. مرا حلال کن.
شهید چراغی معزآباد در بخش پایانی وصیت‌نامه‌اش خطاب به مادرش نوشته است: مادرجان من عاشق حسین(ع) هستم و می‌روم تا عاشق به معشوق برسد.
وی که جمع بدهی‌هایش فقط ۳هزار و ۲۰۰تومان به دوستانش بوده، افزوده است: مادر جان فرزندت محمد کمی بدهی دارد و بدهی‌هایم را بدهید اگر پول در دست نداشتی زمین‌هایم را بفروشید و بدهیم را بدهید.

منبع: ایرنا 

فایل های ضمیمه :

فایل های ضمیمه :

نظرات کاربران
نظر شما
نام :
ایمیل :
نظرات کاربران :
لطفاً کد امنیتی که در عکس نشان داده شده، را وارد کنید کد امنیتی :