شنبه 10 آبان 1399 |

میراث 35 سال مجاهدت سردار همدانی

14:24:0    1399/07/20 گفت و گو با فرزند شهید نامدار مدافع حرم

میراث 35 سال مجاهدت سردار همدانی

«وهب همدانی» فرزند ارشد «سردار حسین همدانی» این روزها 40 ساله می شود پدرش در16 مهر ماه1394 پس از 35سال مجاهدت برای میهن و انقلاب اسلامی در شهر حلب سوریه به شهادت رسید و به یارانش در لشکر 27رسول الله - شهیدان همت و شهبازی- پیوست. به یمن جانفشانی رزمندگان و سرداران شهیدمان، امروز داعش نه تنها در حلب بلکه در منطقه جایی ندارد و سوریه و همة ساکنان خاورمیانه از جنگی خانما نسوز نجات یافته اند.

 

به گزارش حیات ،فرزند شهید همدانی با خرسندی از تغییر نگاه بسیاری از افراد نسبت به نتیجة مجاهدت ها و میراث پدرش در سوریه می گوید:«امروز دربارة وقایع سوریه در مردم بلوغ فکری ایجاد شده است اما در روزهای اول، نگاه عمدة افراد جامعه این بود که ما چرا می خواهیم در یک جنگ داخلی دخالت کنیم و مسائل شخصی هر کشوری به خودشان ارتباط دارد. این نگاه حتی در برخی مسئولان هم غالب بود و ورود در فضای ابتدای جنگ سوریه بصیرت و نگاه خاصی لازم داشت. نگاه سوری ها همسوی محور مقاومت بود اما از نظر فکری و عقیدتی به رزمندگان و به تفکر غالب افراد متدیّن نمی خورد. برخی از آن ها نماز نمی خواندند و اعتقاداتشان در ابتدا محکم نبود و این عوامل می توانست پایه ها را متزلزل کند؛ اما افراد معدودی چون شهید همدانی، شهید سلیمانی و شهید شاطری، ثابت قدم و مصمّم بودند و بصیرت بالایی داشتند. هر چند شرایط سختی بود اما این افراد با نگاه ویژة خود تصمیم گرفتند وارد آن فضا شوند و کار کننداو با ترسیم «فضای سخت و غیرقابل تحمل» ابتدای جنگ سوریه تأکید می کند: «در آن زمان از فرودگاه تا شهر نمی توانستند تردد کنند و ماشین ها یا در اختیار نیروهای معاند می افتاد یا آن ها را می زدند. ایشان رفتند و در سفارت ایران مستقر شدند و بر اساس مدل«انقلاب اسلامی» کار را پیش بردند.

 

 

 در آن زمان80 درصد مساحت سوریه در دست معاندان و 20 درصد در دست نیروهای دولتی بود و ایشان با کمترین امکانات کار کردند و این توازن را به نفع جبهه مقاومت تغییر دادند تا اینکه به مرور جبهه های مختلف آزاد شد. «همدانی فضای امروز جامعه را «فضای باز و روشن» خواند و آن را «ثمرة خون شهدای مدافع حرم » دانست و گفت: «اعلای این قضیه، شهادت «حاج قاسم» بود و امروز فکر نمی کنم برای کسی سؤال باشد که چرا آن زمان به سوریه رفتیم. اگر نمی رفتیم و در سوریه حضور پیدا نمی کردیم، این اتفاقات در ایران می افتاد؛ اما ما مرزهایمان را به آنجا بردیم و جنگیدیم »این فرزند شهید، نگاه متعالی سردار همدانی را «فراتر از مرز » معرفی و بیان کرد: «وقتی می دیدند ظلمی به یک انسان- نه صرفاً مسلمان و شیعه- می شود، بر خود واجب می دانستند در آنجا حاضر شود و به من گفتند که اگر روزی صدای مظلومی را در امریکا بشنوم و توان یاری داشته باشم، برای یاری او می روم. شهید همدانی مدافع آرمان های انقلاب، مجاهدی فی سبیل ا...، مدافع وطن در زمان جنگ و مدافع انقاب و مردم بعد از جنگ، همچنین مدافع حرم در زمان جنگ سوریه و مدافع شرف و حیثیّت انسانی در زندگی بود»

 

او با بیان اینکه : «هر چند در جنگ سخت پیروز شدیم، متأسفانه در جنگ نرم ضعیف هستیم» خاطر نشان کرد: «فضای رسانه ای در دست دشمن است و هر طوری که بخواهد فضا را برمیگرداند؛ مثلاً آن ها در پیروزی قاطع ما و موشکباران پایگاه های امریکا در عراق آنقدر فضا را تغییر دادند که پیروزی ما گم شد. این ضعف ماست و ما برای این مشکل برنامه و سناریویی نداشتیم و از دستاوردهایمان صیانت درستی نکردیم. از جامعة هنری و جامعة خبری تا مسئولان امر باید برنامه ریزی کنند. مقام معظم رهبری بارها گفته اند که" اگر رهبر نبودند قطعاً مسئولیت فضای مجازی را برعهده می گرفتند". شهید همدانی هم بارها به من گفته بودند که کار در جنگ نرم دشوارتر است و بدون اینکه مطلع باشید، پیاده نظام دشمن می شوید و سناریو به شکلی چیده می شود که در زمین آن ها بازی می کنید« همدانی در ادامه گفت: «هر چند فضای باز وجود دارد اما برنامة مدوّنی برای شناساندن بزرگان نداریم. آن ها به دنبال تقدیر و تشکر نبودند و شهید همدانی همیشه از حضور مقابل دوربین اجتناب می کرد. تنها کتابی هم که از ایشان چاپ شد، بعد از دستور آقا برای گفتن خاطراتشان بود؛ اما اصل این است که در فضای رسانه نیاز به سربازان پای در رکاب بیشتر و همچنین نیاز به مطالعه داریم».

 


این فرزند شهید به الگوهای رفتاری شهید همدانی اشاره و بیان کرد:  نیاز داریم تا جوانان ورود کنند و این بزرگان را بشناسانند. همدانی با اشاره به شرایط اجتماعی و اقتصادی امروز کشور تأکید کرد: شهید همدانی در جنگ، توانا بود اما وجه غالب او را می توان مدیریت فرهنگی دانست. ایشان معتقد بودند داعش ثمرة کار فرهنگی است و دفاع مقدس، الگویی تمام عیار برای همة کارهای دیگر ماست. اگر ایشان امروز بودند و مسئولیتی برای سامان دادن امور داشتند، توانشان را بر مشارکت مردم در حوزه های مختلف بویژه مسائل اقتصادی متمرکز می کردند؛ زیرا تمام تکیة ایشان بر مردم بود و در فتنه88 هم با تکیه بر مردم اقدام کردند و آنجا اجازه نداده بودند که نیروهای مردمی و نظامی سلاح داشته باشند. در فتنه 78 هم به همین صورت عمل کردند و در قضیة سوریه هم در دل آن مردم «دفاع وطنی» را به راه انداختند و از تجار، بازرگانان و تولیدکنندگان کمک گرفتند. با این حال، وضعیت اقتصادی در سوریه علی رغم جنگ، چندین سال وضعیت ثابتی داشت. پشتوانة یک جنگجوی در جبهه این است که سلاح به او برسد و معیشت خانواده اش تأمین باشد و نقش فردی که در اقتصاد است و پشتیبانی می کند، بسیار مؤثر است؛ ایشان چنین نگاهی داشتند و اگر امروز بودند، حتماً از مشارکت مردم بهره می بردند.

فایل های ضمیمه :

فایل های ضمیمه :

چاپ
نظر شما
لطفاً کد امنیتی که در عکس نشان داده شده، را وارد کنید کد امنیتی :
نظرات کاربران