شنبه 10 آبان 1399 |

سرهنگ ارتش، راوی جنگ و  صلح

10:23:0    1399/07/15 گفتگو با «هدایت الله روستا پور» جانباز شیمیایی 70 درصد :

سرهنگ ارتش، راوی جنگ و صلح

چشم هایش تابلوی ایثار است وقتی پیوند می کردند چشمی سیاه را برایش برگزیدند تا همیشه نشان جانفشانیش را به همراه داشته باشد «هدایت الله روستا پور»، جانباز شیمیایی 70 درصد ایثارگری است که چند سالی است درموزه صلح تهران راویتگر صلح است با او به گفتگوی اختصاصی نشسته ایم .

 

به گزارش حیات ،سرهنگ «هدایت الله روستا پور »،جانباز شیمیایی 70 درصد در گفتگو با خبرنگار حیات از نحوه حضورش در جبهه گفت:سال 1363 به عنوان ستوان یکم در نیروی زمینی ارتش خدمت می کردم  و به کردستان ،شهر مریوان شروع منتقل شدم  که 17 سال در این منطقه خدمت کردم حتی بعد از مجروحیتم با وجودی که می توانستم بازنشسته شوم اما به علت علاقه به این منطقه دوباره به خدمت برگشتم.
روزی که شیمیایی زدند

این جانباز در مورد چگونگی جانبازی اش یاد آور شد : قرار بود عملیات بیت المقدس 5 در منطقه پنجوین اجرا شود. روز 28 اردیبهشت 1367 اواخر جنگ بود اولین ساعات روز، لشکر 28 پیاده سنندج با کمک تیپ 25 تکاور و تیپ 55 هوابرد یگان های نیروی زمینی ارتش، عملیات بیت المقدس را شروع کردند. ساعت 10 و نیم صبح تمام منطقه را وجب به وجب شیمیایی زدند و من چون فرمانده گروهان و معاون گردان بودم به همه نیرو ها کمک کردم که از منطقه خارج شوند و خودم جزو نفرات آخر از منطقه خارج شدم و به طرف پادگان مریوان حرکت کردیم و مدت 24 ساعت در درمانگاه بستری شدم تمام بیمارستانها پر از مصدوم بود ومن به همراه بقیه نیرو ها به وسیله اتوبوس به بیمارستان 524 سنندج و از آنجا با هواپیما سی 130 به کلینیک ویژه امام رضای مشهد اعزام شدم و حدود سه ماه در آنجا بستری بودم .
وی ادامه داد: به علت اینکه دچار مجروحیت با ترکش نیز بودم در بخش داخلی بستری شدم و کم کم اثرات شیمیایی بر روی ریه و چشم ام نمودار شد و در همانجا عمل پیوند قرنیه بر روی چشم ام انجام شد که نا موفق بود و بینایی چشم ام از دست رفته بود بنابراین  برای ادامه دوران نقاهت و درمان به زادگاهم  انزلی برگشتم .
روند درمان
این جانباز تصریح کرد : به علت شدت جراحات وارده به بدنم از طرف شورای پزشکی ارتش به مدت 14 ماه استراحت اولیه برایم تایید شد و پس از این مدت به عنوان نیروی عقب ستاد لشکر مشغول به فعالیت و خدمت مجدد شدم .
وی از روند درمان چشم اش گفت : چهار بار عمل پیوند قرنیه بر روی چشم ام انجام شد که عمل اخر که در شیراز بود باعث شد یک چشم ام که کاملا نابینا بود حدود 20 درصد بینایی داشته باشد ولی هنوز از نظر تنفسی و ریه مشکلات فراونی دارم البته این معامله ای  است که با خدا کردم.
«تنها با یک پلاک و چند تکه نان خشک و خرمای خشک راهی کوهستان شدیم»
روستا پور روایتی از خاطرات روزهای حضورش در میدان نبرد را تعریف کرد: در جریان عملیات والفجر 9 منطقه استحفاظی لشکر 28 پیاده کردستان بودم برای شناسایی قرار شد که به ارتفاعات کردستان برویم و اطلاعات لازم را جمع آوری کنیم من به عنوان به همراه تیم شناسایی راهی مناطق کوهستانی شدیم یکی از روحانیون که در جمع ما بود اصرار کرد که همراه ما به این برنامه شناسایی بیاید لباس نظامی پوشید و همراهمان راهی شد ما هم چون برای شناسایی می رفتیم همه درجات و وسایل خود را در پادگان گذاشتیم چون در صورت دستگیری نیرو های دشمن نتوانند شناسایی مان کنند و تنها با یک پلاک و چند تکه نان خشک و خرمای خشک راهی کوهستان شدیم وقتی به نیمه های راه رسیدیم این روحانی بزرگوار گفت تشنه هستم گفتم آب مان بسیار کم است وی پرسید چرا اینگونه به شناسایی می آیید چرا غذا و توشه ای بر نمی دارید من گفتم حاج آقا ما رهرو راه امام حسین ایم (ع)و باید خودمان را برای همه چیز آماده کنیم ایشان پیشانی مرا بوسید و اشک در چشمانش جمع شد و حتی وقتی برگشت به تهران طی حکمی اصرار داشت که به تهران منتقل شوم اما در مریوان ماندم. 
راوی موزه صلح:« وقتی بازخود افراد را در بازدید از موزه صلح می بینم این یک گره عاطفی برایم ایجاد می کند»
این جانباز از حضور و فعالیتش در موزه صلح گفت: حدود سه سه سال هست که با موزه صلح همکاری داوطلبانه همکاری می کنم و این حضور برایم بسیار خوب بوده روحیه ام بهتر شده است و از اینکه می بینم می توانم علیرغم مجروحیتم مفید باشم این به من انگیزه می دهد و وقتی بازخود افراد را در بازدید از موزه صلح می بینم این یک گره عاطفی برایم ایجاد می کند و در حال حاضر سهی می کنیم از تجربیات  خودمان به مردم و جهانیان نشان بدهیم که سلاح های کشتار جمعی چه تاثیر مخربی دارد در حال حاضر ژاپن چون در سال 1945 درگیر بمباران اتمی آمریکایی ها شد برنامه مدون و تاثیر گزاری برای آثار و بازماندگان این بمباران دارد و احترام و ارزش بسیار بالایی برایشان قایل است امیدورام که این ارزش و احترام برای مصدومین و جانبازان شیمیایی ایران نیز در جامعه حکم فرما شود .
«وظیفه مسوولین نیز این است که قدر این مردم را بدانند و کاری انجام ندهند که برای مردم سردی ایجاد نشود»
وی در پایان  از دغدغه هایش گفت: نگرانی اصلی هر پدری فرزندانش هستند که آنها به ثمر بنشینند ولی از سویی به این اعتقاد دارم مردم ما در همه عرصه ها خودشان را نشان دادند و بسیار جانانه برای کشورشان جان فشانی کردند و همه اینها بدون هیچ چشم داشتی بوده است وقتی جهاد خود کفایی به راه افتاد پیرو و جوان در این عرصه خوش درخشیدند و وظیفه مسوولین نیز این است که قدر این مردم را بدانند و کاری انجام ندهند که برای مردم سردی ایجاد نشود.

فایل های ضمیمه :

فایل های ضمیمه :

چاپ
نظر شما
لطفاً کد امنیتی که در عکس نشان داده شده، را وارد کنید کد امنیتی :
نظرات کاربران