پنجشنبه 10 مهر 1399 |

11:44:0    1399/04/09 شهربانو ولدخانی مادر شهید مدافع حرم، جواد الله کرم در گفت وگو با حیات:

10 سال پیش خواب دیدم، یک بسته سفید آوردند و گفتند این جواد است / افتخار می کنم که مادر شهید جواد الله کرم هستم

پس از گذشت چهار سال از شهادت مظلومانه شهید بزرگوار جواد الله کرم، خبر پیدا شدن پیکر مطهر این فرمانده جبهه مقاومت، اشک شوق را از دیدگان خانواده و نزدیکانش سرازیر کرد. پیکر مطهر شهید جواد الله کرم که خبر شهادتش در سال 1395 در موجی از بهت و ناباوری منتشر شد، در خاک وطن و در کنار سایر شهدای مقاومت و هشت سال دفاع مقدس آرام گرفت.پایگاه خبری حیات، امروز، پای گفت و گو با مادر فرمانده غیوری نشست که حماسه آفرینی هایش در دفاع ار حرم اهل بیت تا قیام مهدی موعود، از یاد ها نخواهد رفت، مشروح این گفت وگو را در زیر می خوانید:

همه می دانند که مادر، نزدیکترین فرد به فرزندانش است و شاید اغراق نباشد که بگوییم مادران نسبت به پدرها خیلی بیشتر از مکنونات قلبی بچه های خود آگاه اند. می خواهم برای نخستین پرسش درباره شخصیت و روحیات شهید الله کرم از شما بپرسم. 
خوب، من اولین چیزی که بلافاصله به ذهنم می رسد، اخلاقی است که ایشان داشت. تواضع و مردمداری آقا جواد و شاکر بودنش موضوعی نیست که من بخواهم بگویم. خیر، شما از هر کسی که او را می شناخت می توانید بپرسید که اخلاق و رفتاراش چطور بود. می بینید که همین حرف ها را تایید می کند. حتی پیش از ازدواج که کنار ما بود، رفتاری خاص و منحصر به فرد داشت. تصویر سجده کردن هایش هرگز از جلوی چشمم کنار نمی رود. آن زمان ها برایم سوال بود و یک روز هم از او پرسیدم: «آقا جواد؛ چرا آنقدر سجده می کنی؟» گفت که سجده برای این است که بدانی چه ارزشی دارد که در این دنیا هستی و  از نعمات الهی بهره مندی. این ها را اگر کسی خوب بداند شب و روزش باید در سجده باشد. از خصلت های برجسته دیگرش هم تواضع خاصی بود که داشت. من همیشه می دیدم وقتی در کوچه و خیابان با آشنایی برخورد می کرد، از همان دور همینطور دستش را روی سینه اش می گذاشت و به شکل خاضعانه ای مردم را احترام می کرد.

شهدا نماد تمام عیار کرامت انسانی، صداقت، درستکاری، حقیقت جویی و ظلم ستیزی هستند؛ از آنجایی که در دهه کرامت به سر می بریم، می خواستم چند کلمه ای در این رابطه برای ما بگویید.   
من به وضوح به خاطر می آورم، زمانی که آقا جواد کوچک بودند، یعنی از همان زمان نوزادی، یک احساس خاصی نسبت به او داشتم. مثلا وقتی این بچه را می خواباندم ساعت ها آرام و بی صدا زیر نور آفتابی که از پنجره می تابید به خواب می رفت و وقتی می آمدم تا به او سر بزنم، باور کنید به چهره اش که نگاه می کردم چنان آرامشی در آن می دیدم که خودم هم آرام می شدم. این ویژگی ذاتی تا پایان زندگی با ایشان همراه بود. می خواهم بگویم که کرامت آن چیزی است که خداوند در نهاد بشر می گذارد و انسان هم با رشد و اعتلای آن به درجه اعلا انسانیت می رساند. آقا جواد به راستی نمونه اخلاق و معرفت بودند. هیچ گاه هیچکس از او نرنجید. بعد از اینکه ازدواج هم کردند، بسیارعلاقمند بودند که همسرش همه چیز را یاد بگیرد. از رانندگی تا ادامه تحصیل، که الحمد الله همسر ایشان تا بالاترین مدارج تحصیلاتش را ادامه داد. در واقع شخصیت آقا جواد مجموعه ای بود از ارزش های انسانی والا و نکته سنجی های درست که انشا الله در ادامه خواهم گفت.

از آنجایی تا چندی پیش شهید الله کرم جزو شهدای جاوید الاثر محسوب می شدند و اخیرا هویت ایشان از طریق تفحص و آزمایشات دی. ان. ای مشخص شد، بفرمایید که این اتفاق چگونه رخ داد و احساس شما در زمان پیدا شدن پیکر مطهر فرزندتان چه بود؟
من می خواهم از تعریف داستان یک خواب شروع کنم. تقریبا 10 سال پیش من خوابی دیدم که جزییاتش کاملا به خاطرم هست. آن زمان نه جنگی بود، نه سوریه ای بود. هیچ چیز. خواب دیدم که چند نفر یک بسته سفید رنگ را آوردند و آرام روی زمین گذاشتند و گفتند این جواد است. بعد که از خواب بیدار شدم خیلی به فکر فرو رفتم و برایم همیشه سوال بود و در دلم باقی ماند تا اینکه آن شب که به معراج رفتم و پیکر جواد را آوردند، تعبیر خواب خودم را دیدم. پیکرش به همان صورت کفن پوش بود و در محراب قرار داده شده بود. همانجا بود که من عظمت خداوند را شکر گفتم و برایم به عینه حکمت پروردگار روشن شد. 
در رابطه با تفحص هم که می دانید، ایشان در خان طومان به شهادت رسیدند. خان طومان ،که در حال حاضر به دست رزمندگان اسلام آزاد شده است مکانی است که پیکر شهدای زیادی در سینه خود جای داده است. طی یکی از این تفحص ها به ما گفتند، امکان دارد پیکر شهید ما پیدا شده باشد و نیاز به آزمایش دی.ان.ای است تا بطور قطعی این موضوع مشخص شود. خوب، آزمایش ها انجام شد و به یاری خدا، پیکر فرزند من هم یافت شد و به کشور بازگشت. بازگرداندن ایشان هم چنان ناگهانی بود که همه ما را غافلگیر و حیرت زده کرد. قرار بود که پیکر چندین شهید را با یکدیگر بیاورند اما نمی دانم چطور شد که فقط پیکر جواد را آوردند و من عظمت خدا را شکر می کنم. مراسم وداع هم که چنان با شکوه و بدون دردسر انجام شد که تصورش هم نمی شد، کرد. با وجود بیماری کرونا و مشکلاتی مثل این، همه آمدند و سنگ تمام گذاشتند. 

مادران همواره غمخوار فرزندان هستند و کوچکترین آسیبی به فرزند، دل مادر را خون می کند، اما آنطور که معلوم است شما آرام و رضایتمند هستید. چه چیزی باعث این رضایت قلبی در شما شده است؟
ببینید، مسیر که فرزند من و امثال او رفتند و شهید شدند، مسیری نیست که بتوان درباره آن چون و چرا کرد. مساله جهاد، به نوعی عمل کردن به مهمترین اصل و فریضه دینی است. نکته اینجاست که ما در زمان مراجعت های مکرر آقا جواد، اصلا نمی دانستیم او کجا می رود و چه می کند. یک جور می خواست که موضوع مکتوم بماند ولی من مادر هستم و از چشم های او می خواندم که چه چیزهایی دیده که حتی در زمان استراحت و غذا خوردن هم دست از سرش بر نمی داشتند. ما که اینجا نشسته ایم، در امنیت و آسایش نمی دانیم در سوریه ای که داعش نیمی از آن را تصرف کرده بود، چه می گذشت و چه بلایی بر سر کودکان و زنان و مردان بی گناه می آورند. او این چیز ها را دیده بود و دیگر نمی توانست طاقت بیاورد. دلش آنجا بود و از آنجایی که با روحیه عدالت طلبی و دفاع از مظلومین رشد کرده بود، همانطور که شما از مفاهیم کرامت گفتید، نمی توانست بنشیند و این چیزها را فراموش کند. شهادت جواد نه تنها بار سنگینی نیست، بلکه احساس آرامش دارم. راهی بود که باید می رفت و رفت. اینکه ما بدانیم برای چه چیزی به این دنیا پا گذاشته ایم، خیلی مهم است. ما جوانانی مثل جواد در کشورمان زیاد داریم. عافیت طلبی و بی تفاوتی در وجود این جنس آدم ها وجود ندارد. آنها می خواهند که نقش انسانی خود را ایفا کنند و این کار را هم کردند. جواد هم از همین جنس بود و من افتخار می کنم که مادر شهید جواد الله کرم هستم.

 

 

 

 

تصاویر تشییع پیکر پاک شهید مدافع حرم؛ جواد الله کرم که در قطعه 50 گلزار شهدای بهشت زهرا (س) آرام گرفت

 

فایل های ضمیمه :

فایل های ضمیمه :

چاپ
نظر شما
لطفاً کد امنیتی که در عکس نشان داده شده، را وارد کنید کد امنیتی :
نظرات کاربران