چهارشنبه 25 تیر 1399 |

باور نداشتم که حجت الاسلام شهیدی به دیدن ما بیایند

12:29:0    1399/03/12 گفت و گو با رقیه کرمی، همسر شهید مهدی وریجی و سرپرستار اورژانس بیمارستان مصطفی خمینی(بخش آخر)

باور نداشتم که حجت الاسلام شهیدی به دیدن ما بیایند

اکنون چیزی غریب به 3 ماه از زمانی که نخستین موارد ابتلا به بیماری کرونا در کشور مشاهده شد می گذرد، فضای زندگی عمومی مردم با گرم تر شدن هوا و کاهش میزان شیوع این بیماری آرام تر شده و از آن اضطراب و وحشت روزهای اول کاسته شده است، اگر به آمار شیوع کشورهای دیگر نگاهی بیندازیم، خواهیم دید که بر اساس همین آمار،درصد ابتلا در ایران بالاست، اما در نهایت شگفتی ایران یکی از کشورهایی است که کمترین درصد مرگ و میر را نسبت به آمار ابتلای خود ثبت کرده، یعنی چیزی کمتر از 3 درصد. شاید کمتر کسی بداند که این آمار نتیجه مجاهدت ها و از خود گذشتگی های جمع کثیری از کادر درمانی کشور است، پزشکان و پرستارانی که روز و شب جنگیدند و جانشان را به خطر انداختند و عده ای نیز در این راه به شهادت رسیدند. دکتر مهدی وریجی یکی از این شهدای معظمی است که در اوج درگیری کادر درمانی در بیمارستان ها، به کرونا مبتلا شد و به درجه رفیع شهادت نائل آمد. جالب اینکه همسر این شهید بزرگوار نیز عضوی از کادر پرستاری ایثارگر است و در این مدت با جان فشانی و تحمل سختی های بسیار جان بسیاری از بیماران را نجات داده است.

به گزارش پایگاه خبری حیات ،این اندازه برخورداری از روحیه ایثارگرانه باعث شد که حجت الاسلام شهیدی محلاتی،ریاست محترم بنیاد شهید و امور ایثارگران، برای ابراز تسلیت و همدردی به منزل شهید مهدی وریجی رفته تا تسلی ای باشد بر قلب درد مند همسر داغ دیده و فداکار این شهید بزرگوار، گفت و گویی که در ادامه می خوانید ادامه گفت و گویی است که هفته گذشته در وبسایت خبری حیات، با خانم رقیه کرمی، همسر دکتر مهدی وریجی و سرپرستار اورژانس بیمارستان مصطفی خمینی انجام و منتشر شد. 

درباره شرایط کاری در آن زمان بگویید؛پس از بروز این بیماری فشار کاری شما تا چه میزان افزایش یافت؟
به جرات می توانم بگویم که پیش از عید هیچ کدام از بچه های ما به مرخصی نرفتند و همه با حداکثر قوا و انرژی در فضای کار حضور یافتند. تفاوتی نمی کند، چه آقایان و چه خانم ها، حقیقتا سنگ تمام گذاشتند. من اینجا صرفا تجربیاتم از همکاران خودم را عرض می کنم، جایی که حدود 15 تا 30 نفر همکار هستیم با تمام وجود طی این مدت کار کردند. در مراقبت و خدمات دهی به بیماران و همزمان خود مراقبتی که به شدت رعایت می شد. ببینید وقتی وضعیت اورژانسی در این ابعاد ملی و فراملی پیش می آید نمی توان انکار کرد که موجی از اضطراب و تشویش  بوجود نیاید، چه رسد به کادر درمان که در صف اول مبارزه هستند، به همین خاطر ما در کنار استفاده از حد اکثر پتانسیل درمانی، به شدت مراقب خود و اطرافیانمان هم بودیم و می توانم با افتخار بگویم که که در اورژانس ما هیچ یک از پرسنل درمان،درگیر کرونا نشد و این نشان دهنده این است که ما توانستیم در کنار انجام وظایف، به نحو احسن از خودمان هم مراقبت کنیم.

در مورد بیماران چه؟ این زحمات شبانه روزی تا چه میزان در بهبود و کاهش میزان خسارت های جانی نقش داشته است؟ 
در مورد بیماران هم باید بگویم که وضعیت بسیار رضایت بخش یود، چه آنها که در آی.سی.یو بودند و چه آنها که در بخش های دیگر بیمارستان بودند، درصد بهبود یافتگان خیلی بالاتر از حد انتظار ما بود و همین موضوع باعث ایجاد روحیه مضاعف در تمامی همکاران می شد. ما با تقسیم کردن آی.سی.یو به دو بخش کرونایی و سایر بیماران و تجهیز کردن بخش های مربوط به بیماران کرونایی با وسایل مورد نیاز مثل دستگاه های تنفسی، که جناب اقای کلانتری ریاست بیمارستان به محض مواجهه با افزایش آمار مبتلایان دستور خریداری و نصب آن در بیمارستان را صادر کردند و سایر تصمیماتی که در جهت کنترل و بهبود بیماری گرفته می شد توانستیم تعداد به نسبت زیادی بیمار شفا یافته را از بیمارستان مرخص کنیم. از آنجایی که بیمارستان مصطفی خمینی یک بیمارستان خصوصی و نسبتا کوچک است،خوشبختانه، از نظر تجهیزات پزشکی از شرایط بسیار بهتری برخورداریم و اگر بیماری هم پیدا می شد که از لحاظ تنفسی و پیشرفت بیماری در شرایط حاد قرار می گرفت از همه پتانسیل های بیمارستان در جهت بهبود بیمار استفاده می کردیم. البته تا آنجایی که من می دانم موارد خاصی از این نظر نداشته ایم. 

لطفا کمی بیشتر درباره مخاطراتی که شما و سایر همکارانتان را در این مدت تهدید می کرده است بگویید
از آنجا که ما با یک ویروس سریع الانتقال مواجه بودیم و بیمارستان ها و بخصوص اورژانس بیمارستان ها بیشترین نزدیکی را با بیماران مبتلا داشته اند، قطعا مخاطرات بسیاری ما را تهدید می کرده است. علاوه بر این مشکلات دیگری وجود داشته است. مُرادم این است که اجبار در استفاده از وسایل حفاظت فردی خودش به تنهایی یک مشکل بزرگ برای کادر درمانی محسوب می شود. مثلا اگر یک زمانی دستکش نداشته باشیم محبوریم که دائما دستهایمان را بشوییم و این شستشوی مکرر باعث بروز اگزما در دست هایمان می شود. یادم می آید که آن اوایل وقتی با سایر همکاران صحبت می کردم، اکثرشان از این مساله شکایت داشتند یا مثلا ماسک و گان که هر کدام در استفاده بلند مدت فرد را آزار می دهد و فعالیت را برای او دشوار می کند. ماسک های که به دلیل استفاده طولانی روی صورت التهاباتی بوحود می آورند یا پوشش های گان که بعد از مدتی به شدت فرد را آزار می دادند، اگر چه پیک بیماری در زمان سرد بودن هوا اتفاق افتاد، اما شما تصور کنید یک نفر 18 ساعت در این لباس مجبور به کار کردن باشد! خوب طبیعی است این موضوع باعث بروز مشکلات زیادی می شود که مشکلات پوستی، اگزوما، عرق سوز شدن و تنش های عصبی تنها بخشی از آن است. با  وجود این بچه های ما با این موضوعات کنار آمدند، چرا که مردم به خطر افتاده بودند و آن زمان بود که به کمک ما احتیاج داشتند. و ما باید از مردمان در برابر این بیماری محافظت می کردیم.

درباره دیدار اخیر حجت الاسلام والمسلمین شهیدی، برایمان بگویید. چه شد که ایشان به منزل شما آمدند؟
راستش را بخواهید من تا زمانی که ایشان به منزل ما آمدند باور نمی کردم که سعادت دیدارشان را داشته باشم. بعد از شهادت دکتر مهدی وریجی، از بنیادشهید با من تماس گرفتند و گفتند که ایشان قصد دارند برای ابراز همدردی به منزل محقر ما تشریف بیاورند، من از این موضوع بسیار خوشحال شدم چون همواره آرزو داشتم ایشان را ببینم. فکر می کنم که در فرهنگ ما یک حس نوع دوستی عمیقی وجود دارد که وقتی خانواده ای فرد عزیزی را از دست می دهد، همگی می آیند تا با ابراز همدردی افراد داغ دیده را تسلی داده و امید و انگیزه زندگی را در آنها بازسازی کنند. من از حاج آقا شهیدی و دیگر عزیزان دست اندر کار در بنیاد شهید و امور ایثارگران از طرف خودم، کادر بیمارستان مصطفی خمینی و تمامی همکاران جامعه پزشکی و مدافعان سلامت کشور نهایت تشکر و قدردانی را دارم که خانواده شهید دکتر مهدی وریجی را در روزهای سخت و دشوار تنها نگذاشته اند.

فایل های ضمیمه :

فایل های ضمیمه :

چاپ
نظر شما
لطفاً کد امنیتی که در عکس نشان داده شده، را وارد کنید کد امنیتی :
نظرات کاربران