چهارشنبه 25 تیر 1399 |

13:53:0    1399/03/05 گفت و گو با رقیه کرمی، همسر شهید مهدی وریجی و سرپرستار اورژانس بیمارستان مصطفی خمینی(بخش اول)

عیار جامعه پرستاری،در این اتفاق تلخ سنجیده شد

بعد از شیوع ویروس کُرونا، باز هم چشم نگران مردم ایران به سوی جامعه پزشکی و کادر درمانی دوخته شد.در حال حاضر که این بیماری هیچ نوع درمانی ندارد و قرار است حالا حالاها در کنار ما بماند، چه کسی جز مدافعان سلامت کشور، می توانند در برابر آن ایستاده و آن را کنترل کنند.

با وجود تمام دستور العمل های بهداشتی مبنی بر اینکه در خانه بمانیم ، دست هایمان را دائم بشوییم و یا از ماسک و دستکش در مراکز عمومی استفاده کنیم، باز هم نمی توان ابتلا را به صفر رساند.در اینجا کادر درمان وارد جهادی بزرگ شد،جهادی که تا به امروز نیز ادامه دارد و ادامه خواهد داشت. یکی از مهمترین گروه های کادر درمانی ، گروه پرستاران هستند، کسانی که به حق برای همه ما، یادآور ایثارگری ها و جانفشانی های رزمندگان دوران جنگ و جبهه اند. کسانی که همچون رزمندگان،جان شیرین خود را  به خطر انداختند و در این راه از هیچ کوششی فروگذار نشدند. 

این بار پایگاه خبری حیات به سراغ کسانی رفته که اسوه ایثار و فداکاری و شهامت هستند. بانو «رقیه کرمی» سر پرستار اورژانس بیمارستان مصطفی خمینی که نه تنها در طول چند ماه درگیری با بیماری کرونا در سخت ترین شرایط ممکن و درحساس ترین بخش بیمارستان، تمام توش و توان خود را مصروف پرستاری از بیماران مبتلا به کرونا کرده است بلکه در همین اثنا، همسر بزرگوار وی نیز در جبهه ای دیگر جان خود را در این مسیر مقدس در طبق اخلاص گذاشت و رفت، شهید دکتر مهدی وریجی، همسر بزرگوار خانم  رقیه وریجی؛پس از ماه ها جهاد خالصانه در جهت مداوای بیماران مبتلا به کرونا خود نیز به این ویروس منحوس گرفتار شد و پس از مدتی شربت شهادت نوشید و به ملک مُقربان درگاه باریتعالی راه یافت. و همسر داغدار خود را در این مسیر سخت و طاقت فرسا تنها گذاشت. اما این بانوی آزاده و ایثارگر با وجود ضایعه دردناکی که بر وجود او نشسته بود، دست از کار نکشید و پس از مدتی کوتاه به محیط کار باز گشت تا نشان دهد که این راه، امروز برای همه « مدافعین سلامت» کشور مسیر و راه انبیا و اولیا ست و آنان که در این راه قدم گذاشته اند، به راستی که شایستگی هم نشینی با اولیای خدا را دارند. 

لطفا ابتدا درباره خودتان و موقعیت شغلی تان بگویید.
من رقیه کرمی هستم، همسر شهید دکتر مهدی وریجی، تقریبا از سال80 وارد حرفه پرستاری شدم و هم اکنون سر پرستار اورژانس بیمارستان مصطفی خمینی هستم.


برای شروع درباره شهید مهدی وریجی بگویید.
دکتر وریجی ورودی سال 1373 رشته پزشکی بودند و در سال 1380 فارغ التحصیل شدند و بعد از سربازی وارد معاونت بهداشت و درمان بنیاد شهید وامور ایثارگران، شدند و سپس از طریق دوستانش، بعد از گذشت چند سال به شهرداری تهران رفتند و به عنوان مسئول درمانگاه های شهرداری به استخدام آنجا در آمدند. آخرین جایی که ایشان مشغول به کار بودند درمانگاه منطقه۲۲ شهرداری بود که تقریبا اواسط بهمن ماه سال گذشته درگیر بیماری کُرونا شدند و با وخیم تر شدن حال شان در بیمارستان مسیح دانشوری بستری شدند و در نهایت،28 اسفند ماه سال 1398 به فیض شهادت نائل آمدند. 

چه تغییراتی در فضای کاری شما از زمان شیوع بیماری کُرونا بوجود آمد؟
خوب، اگر اشتباه نکنم در تاریخ سوم اسفند بود که بصورت رسمی اعلام شد ویروس کرونا وارد کشور ما هم شده است و همانطور که همه می دانید این بیماری از شهر قم آغاز شد و در روز های اول بالاترین آمار بیماری هم در شهر قُم بود. بعد از آن هم که در کل کشور گسترش یافت و بخصوص تهران، نزدیک به سال جدید، بطور جدی وارد وضعیت هشدار شد. به محضی که وزارت بهداشت و درمان،  کشور را با چنین شرایطی مواجه دید، به تمام بیمارستان ها و مراکز درمانی آماده باش خدمتی داد و بعد از آن دستور العمل هایی که هر روز می آمد و همه مراکز ملزم به رعایت آن بودند، نخستین تصمیمی که ما در بخش خودمان گرفتیم، این بود که تمام  کادر درمانی از کادر پرستاری و پزشکی، همه مرخصی های دوره تعطیلات و همینطور مرخصی های استحقاقی روتین را لغو کردیم، تعداد افراد در شیفت ها بیشتر شد و استفاده  از وسایل حفاظت فردی، مثل ماسک و دستکش و گان و غیره در محیط کار الزامی شد. در آن روز های ابتدایی تهیه این وسایل کمی دشوار بود و به سختی به ما می رسید. تصور می کنم تمام کشور هایی که درگیر آمار بالای شیوع در همان روز های اول شدند، همگی به شدت غافلگیر شده بودند، به همین جهت کشوری مثل کشور ما که کمتر در آن پیش بینی چنین حوادثی می شود، در روزهای اول دچار مشکلات و سر درگمی ها و تشویش های زیادی بود. این موضوع در کادر درمانی ما هم قابل مشاهده بود. همانطور که گفتم در روز های اول ما در مورد وسایل حفاظت فردی بسیار مشکل داشتیم، که البته به مرور زمان و خروج از پیک این غافلگیری، با سیاست هایی که از طرف بیمارستان اتخاذ می شد مشکلات به مرور مرتفع شد. بیمارستان  با جیره بندی وسایل، شیفت به شیفت وسایل را در اختیار پرستاران و پزشکان گذاشت؛ این سیاست خوبی بود چون باعث می شد که هیچ وقت دچار کمبود وسایل نشویم. بعد از آن به مرور وضعیت سر و سامان بیشتری پیدا کرد و بیمارستان یک بخش مشخصی را به بیماران مبتلا به کرونا اختصاص داد که اگر مراجعه کننده ای داشتیم، بیمار وارد بخش های دیگر اورژانس نشود و از همان جلوی در اورژانس، بیماران مشکوک به قسمت معاینات و ویزیت بخش مخصوص می رفتند. این کار باعث شد که نظم و کنترل بیشتری در فضای بیمارستان بوجود آید.

در این دوره پر فشار شما در کنار همسرتان و با تمام وجود برای نجات جان بیماران جنگیدید و ایشان نیز در همین راه جان خود را نثار بهبود هم وطنانش کرد. برای مخاطبان ما از این مسیر مقدس منتهی به شهادت بگویید. 
همسر من با وجود اینکه درگیر این بیماری شده بود و در دورانی که با تب بسیار بالا  و علائم بیماری دست به گریبان بود، از همانجا نیز نگران پرسنل خودش بود. من به عینه می دیدم که در منزل چقدر فکر و ذهنش مشغول بود  و تنها کاری که می توانست بکند، از منزل و با تلفن سعی می کرد هر طور شده کمک کند. توصیه می کرد که دستکش و ماسک فراهم کنند، با رئیس اش صحبت و رایزنی می کرد تا وسایل را هر چه زودتر به دست پرسنل برسد، هر چه را که درباره این ویروس می دانست به همکارانش بوسیله همان تلفن آموزش می داد و دائما آنها را از نشانه ها و علائم متنوع بیماری آگاه می کرد. واقعا برایش بسیار مهم و حیاتی بود که وسایل مورد نیاز پرسنل اش به دست شان برسد، باوجود این که خودش شدیدا درگیر بیماری بود به بیمارانش شماره خود را می داد تا با او تماس بگیرند و به آنها مشاوره درمانی بدهد.این اواخر هم شماره بعضی از مریض های بد حالش را به من داد و گفت که اگر فرصت می کنی، تماس بگیر و درمانشان را پیگیری کن.در کل دکتر وریجی وجدان کاری بالایی داشت  و برایش بسیار مهم بود که آنچه وظیفه خود می داند را به درستی انجام دهد. به هیچ عنوان و نسبت به هیچ چیز بی تفاوت نبود، چه درمورد کارش، چه در مورد خانواده و زندگی زناشویی و چه در مورد عقاید و باور هایش. بسیار ولایت مدار و وطن دوست بود. گاهی اوقات به انتقاد می گفتم که در مورد شیوع بیماری کم کاری شده است اما ایشان، من را روشن می کردند و آگاهی می دادند، می گفتند که همه این حرف ها بی پایه و اساس و از سوی دشمنان کشور و نظام مطرح می شود. 

مردم ایران بعد از این اتفاق به نوعی مدیون کادر درمانی و بخصوص کادر پرستاری کشور است که با زحمات بی دریغ و به خطر انداختن زندگی خود توانستند با تلاش شبانه روزی در اوج بحران آن را کنترل کنند.شما به عنوان عضوی از جامعه پرستاری کشور چه حرفی برای مردم کشور و چه توصیه هایی به آنها دارید؟
من فکر می کنم در این اتفاق، عیار پرستاران ما به خوبی سنجیده شد، با وجود این که این بیماری زندگی همه ما را تحت تاثیر قرار داد، اما فکر می کنم که ما با سر بلندی از این آزمون بیرون آمدیم. خیلی از دوستان من خارج از کشور در همین حرفه کار می کنند  و وقتی با آنها در رابطه با موضوع کرونا صحبت می کنم، تعجب می کنم که به هیچ عنوان مثل ما رفتار نمی کنند و هرگز مثل ما درگیر این قضیه نمی شوند. طبیعتا هر جا که این بیماری شیوع بیشتری داشته شیفت های کاری پزشکان و پرستاران سنگین تر شده اما آنها معتقد بودند که بدون افزایش چند برابری حقوق و دستمزد، کاری نمی کنند. مثلا یکی از دوستان من که تقریبا میانسال است بخاطر اینکه خودش را بیشتر در معرض خطر می دید رفته و مدت طولانی استعلاجی گرفته تا در محل کار حاظر نشود، در صورتی که اینجا ما همکاری داشتیم که با وجود سابقه مصرف کُرتن، که این بیماری برای مصرف کنندگان کُرتن بسیار خطر ناک تر است، اما به سختی توانستیم به او استعلاجی بدهیم. من قدری گله مند هستم، چرا که تا وقتی این اتفاقات نیفتاده بود کسی قدر جامعه پزشکی و پرستاری را نمی دانست. در صورتی که هر روز و هر لحظه از شغل ما مخاطره است. ما همیشه با بیمارانی روبرو هستیم که هر کدام مخاطراتی کمتر از کرونا ندارند. سکته های مغزی، سکته های قلبی، دیابت و... ما همیشه درگیر بیماری های سخت هستیم . اما این مسئله باعث شد که ما بتوانیم خودمان را به مردم معرفی کنیم. بتوانیم از حیثیت و شرف شغلی خودمان دفاع کنیم و امیدورایم که این عیاری که ما با دست و پنجه نرم کردن با این بیماری بدست آوردیم ماندگار باشد و فراموش نشود. در گذشته  وقتی از میدان های جنگ برای ما تعریف می کردند، می گفتند که خیلی وقت ها در یک عملیات برای باز کردن میدان جنگ تجهیزاتی وجود نداشت و چند جوان داوطلب می شدند که برای باز کردن میدان مین، روی مسیر غلت بخورند.این موضوع را هر جایی از دنیا بگویید برای کسی قابل باور نیست. جامعه پرستاری هم در این اتفاق همین کار را کرد، حال آن به یک شکل و این به شکلی دیگر. این مردم که در هر وضعیت و موقعیتی اینطور جانفشانی و ازخودگذشتگی می کنند شایسته احترام و ستایش هستند. دولتمردان ما باید قدر این مردم را بدانند چرا که در طی چهار دهه ای که از عمر انقلاب می گذرد، در هر شرایطی پای نظام ایستاده اند و برای سربلندی، سلامتی و آبروی وطن جانفشانی کرده اند. مسوولان هم باید تمام تلاش خود را برای این ملت آبرومند انجام دهد. مایلم این مساله را عنوان کنم که در حال حاضر نگرانی ما در کادر درمان مشکلات اقتصادی همکارانمان است، این اپیدمی چندین ماه است که مردم ما را خانه نشین کرده و بسیاری از اقشار، زیر فشار اقتصادی هستند. بسیاری از شغل ها تحت تاثیر آن بوده اند و بخصوص شغل های آزاد که مدت ها تعطیل هستند، حقیقتا یکی از نگرانی های من و امثال من این است و به عنوان یک شهروند از آنها تقاضا می کنم که به فکر این مردم باشند. 


در حال حاضر وضعیت چگونه است؟ آیا از میزان التهاب اولیه این بیماری کاسته شده است؟
وضعیت نسبتا بهتر شده و در مقایسه با روزهای اول شیوع ویروس، شرایط پایدارتر شده، تعداد مراجعه کننده ها بسیار کم تر و آرامش بیشتری بر محیط های درمانی و درکل، تمام جامعه حکم فرا شده است. اما این طور نیست که تصور کنیم همه چیز تمام شده و به زودی از بین خواهد رفت. خیر، این بیماری قطعا در ماه های آبان و آذر دوباره اوج می گیرد و کاری که باید بکنیم این است که تا می توانیم تجهیزات پزشکی  و وسایل درمانی را کامل کنیم . امر آموزش و آگاهی رسانی را کم رنگ نکنیم و بخصوص به بچه های خودمان یاد بدیم که چطور از خود مراقبت کنند، چطور فاصله اجتماعی را رعایت کنند، تهویه هوای منزل چطور باید باشد و ... کار سختی است و تا زمانی که واکسن این ویروس ساخته نشده، قطعا ما همچنان درگیر این ویروس هستیم. 

فایل های ضمیمه :

فایل های ضمیمه :

چاپ
نظر شما
لطفاً کد امنیتی که در عکس نشان داده شده، را وارد کنید کد امنیتی :
نظرات کاربران