چهارشنبه 15 مرداد 1399 |

روحیه جهادی و ایثارگرانه، تمایز ما با سایر کشورهای دنیاست

20:20:0    1399/02/29 گفت و گو با دکتر فاطمه اکبری متخصص رشته جراحی زنان و زایمان دانشگاه شهید بهشتی(بخش پایانی)

روحیه جهادی و ایثارگرانه، تمایز ما با سایر کشورهای دنیاست

شیوع کرونا با تمام تاثیرات بد و غم انگیزش یک نکته بسیار مهم و با ارزش را به ما نشان داد و آن هم اینکه اگر مردم یک سرزمین، با یکدیگر اتحاد داشته باشند و همگی دست به دست هم بدهند می توانند از بدترین خطر ها به سلامت عبور کنند و کمترین میزان خصارت را متحمل شوند. چندی پیش، پایگاه خبری حیات گفت و گوی مفصلی با یکی از مدافعین سلامت کشور ،خانم دکتر فاطمه اکبری، فرزند شهید رضا اکبری،رزیدنت سال آخر رشته جراحی زنان و زایمان در دانشگاه شهید بهشتی داشت که قسمت اول آن در وبسایت منتشر شد. متنی که در زیر می خوانید، بخش دوم این گفت و گو است که نگاه دقیق تری به مشکلات و مشقاتی است که این بانوی پزشک جهادگر در طول این مدت با آن روبرو بوده است.

با توجه به اینکه شما از خانواده معظم ایثارگران هستید، به عقیده تان این روحیه ایثارگرانه تا چه میزان در انگیزه و عزم شما برای درمان این بیماران سهیم است؟
من فکر می کنم که این روحیه ایثارگرانه در تمام کادر درمانی و جامعه پزشکی ما وجود دارد و به نوعی در وجود آنها سرشته شده است. تمامی کسانی که وارد حوزه درمان می شوند ، حتی آنها که شاید کمتر بهره مند از حس فداکاری باشند، دارای روحیه متفاوتی هستند، اینها شاید آن حس از خود گذشتگی و ایثار را در خود دیده اند که وارد این رشته شده اند، بر خلاف باور عمومی جامعه، درآمدهای نجومی و این مسائل به هیچ وجه صحت ندارد، خود من  و خیلی از دوستانم، با حداقل حقوق زندگی می کنیم. به عقیده من یک عشق و احساس انسانی وجود دارد که کادر درمانی ما را اینطور فداکار و ایثارگر کرده است. در مورد خود من که این حس ایثارگری چیزی است که در خانواده ام هم وجود دارد و به دلیل اینکه فرزند شهید هستم، از کودکی با این روحیه رشد کرده ام.یا بسیاری از دوستان دیگر که فرزند شهید هستند و این روحیه ایثارگری را از پدرانشان به ارث برده اند. اما حقیقتا در این مدت من احساس می کنم که این کادر درمانی ما بوده که بسیار فراتر از انتظار ها عمل کرده است. اجازه بدهید یک خاطره از اولین بیمار مبتلا به کرونا در مرکز درمانی خودمان برایتان تعریف کنم؛ یادم می آید که در همان شب های اول، مریضی داشتیم که تازه از اتاق عمل بیرون آمده بود و شب بعد تشخیص دادند که به بیماری کرونا هم مبتلاست، بیمار بسیار بد حال بود و نیاز به مراقبت های پزشکی اساسی داشت. من همه سطوح ارشد را برای اینکه انتخاب کنیم چه کسی برود و او را ویزیت کند کنار هم جمع کردم و پرسیدم چه کسی این کار را می کند.همین جا طفره رفتن ها شروع شد. یکی می گفت من دو تا بچه دارم، یکی می گفت هر کس عمل اش کرده باید درمان اش را پیگیری کند و خلاصه هر کس یک جوری طفره می رفت. همه رزیدنت های کشیک آن شب را جمع کردم. گفتم: « ببینید بچه ها، من پدرم در این راه شهید شده و یک عمر بدون پدر بزرگ شدم، وقتی هم تصمیم گرفتم بیایم و پزشکی بخوانم به این نیت بود که تا جایی که می توانم به انسان های ضعیف و ناتوان کمک کنم، اگر واقعا فکر می کنید که هیچ کدامتان نمی تواند بروید، با اینکه وظیفه من نیست ، خودم گان می پوشم و می روم مریض را ویزیت می کنم.» خوب یادم هست که آن لحظه بار مسئولیت یک فرمانده نظامی را بر دوشم احساس می کردم. بارها شنیده بودم که در جنگ فرمانده ها خودشان در شروع یک عملیات خطرناک پیش قدم می شدند، جالب اینکه پدر خود من، به همین شکل به شهادت رسید. در یک عملیات که جلوتر از گردان خود حرکت می کرد زخمی شد . هنگام بازگشتن به عقب ماشین حمل شان مورد اثبابت گلوله خمپاره قرار گرفت و به شهادت رسیدند. به هر حال در آن لحظه آن خون ایثارگرانه پدر، در رگ های من به جوشش درآمد و به همه گفتم که خودم برای ویزیت بیمار خواهم رفت. تا این را گفتم ناگهان تمام رزیدنت ها، یکی به یکی آمدند و از من خواهش کردند که این کار را نکنم و هر یک داوطلب این کار می شدند. در نهایت اینکه یکی از رزیدنت ها این عمل را پذیرفت و خوب است بدانید که ایشان هم فرزند شهید بودند، وقتی فهمیدم که اینجا هم در نهایت یک فرزند شهید این کار ایثارگرانه را انجام داده به شدت متاثر شدم.

همانطور که همه می دانند ، کادر پزشکی ، پرستاری و تمامی جهادگران حوزه سلامت کشور از زمان شیوع بیماری کرونا تا به امروز با تمام وجود جنگیده اند  بسیاری نیز به این بیماری مبتلا شده اند و تعدادز هم به شهادت رسیدند، علت این همه جان فشانی و از خودگذشتگی در میان پزشکان و پرستاران ما چیست؟ در حالی که در بسیاری از کشور های غربی ما شاهد چنین فداکاری هایی نیستیم؟

نکته بسیار مهم دیگری که باید در این باره بگویم فداکاری های اساتید و کسانی است که نقش سرپرستی و فرماندهی داشته اند. از فرد اول کشور که مقام معظم رهبری است و با شهید خواندن تمام افرادی که جانشان در راه مبارزه با این بیماری به خطر می افتد روحیه ای مضاعف و بی نظیر به کادر درمانی کشور دادند و نشان دادند که با چه دلسوزی ای برای همه مدافعیان سلامت کشور ارج و اهمیت قائل اند، تا سطوح مدیریتی داخل خود بیمارستان. بسیاری از اساتید بنده در این مرکز درمانی،خودشان با وجود داشتن بیماری های زمینه ای، یا همسری بیمار ساعت های متمادی و بسیار طولانی و بدون وقفه در جهت مهار این بیماری تلاش کردند، همگی حکایت از وجود روحی بزرگ و ایثارگرانه در تک تک این اساتید بزگوار و سایر کادر درمانی کشور دارد، چیزی که من با چشم خود به شکل های گوناگون و در سطوح مختلف شاهد آن بوده ام.
در مورد تفاوت هایی که میان پزشکان ما و سایر کشور ها  وجود دارد، البته من خودم با برخی از پزشکان خارج از کشور نیز در ارتباط هستم که اکثرا مسلمان و ایرانی هستند و همه آنها نیز فداکارانه و ایثارگرانه عمل کردند و هر جایی از دنیا که حضور داشتند خودشان را وقف بیمارانشان می کردند. یکی از دوستان من که در آلمان از اعضای کادر درمان است، بخاطر فعالیت ها و فشار های و خطراتی که این دوره داشته تحمل کرده 1500 یورو به عنوان پاداش و تشویقی دریافت کرده است،اما متاسفانه خیلی از همکاران من هنوز حقوق های معوقه ای دارند که پرداخت نشده است، خود من به عنوان فردی که در خانواده ای زندگی می کنم که همگی از کادر درمانی کشور هستند، می بینم و متوجه می شوم که خیلی ها حقوق هایشان را هنوز دریافت نکرده اند و با مشکلات مالی زیادی روبرو هستند ، اما هنوز وظیفه و کاری که به آنها محول شده را به بهترین نحو انجام می دهند. حتی یک بار هم بخاطر مسائل مالی، فعالیت هایشان متوقف نشده و همچنان با جان و دل کار می کنند، خود من به عینه در همین موضوع کرونا دیدم که یک روز گان نداشتیم و یکی از پرستاران بدون  گان و با یک لباس ایمنی ساده و با یک ماسک خیلی ساده در بخش کار می کرد و وقتی از او پرسیدم که چطور با این ایمنی خطر ناک کار می کند، گفت که تنها به خدا توکل کرده است!. این میزان توکلی که کادر پزشکی و درمانی به خدا دارد و بسیاری از مواقع خود را به خدا می سپارد نشانه ایمان قوی ای است که نتیجه آن انرژی مضاعف و بالارفتن سطح توان و مقاومت ماست. آن سوگندی که روز اول فارق التحصیلی برای نجات جان همه بیماران به عنوان رسالت پزشکی خود ،خورده ایم، به عقیده من در میان تمام کادر درمانی کشور وجود دارد و همگان بخوبی شاهد آن بوده و هستند.

به عنوان فردی که در صف اول مبارزه با این ویروس منحوس کرونا قرار  دارد، با چه مشکلات و مسائلی روبرو هستید؟
در مورد مشکلات باید بگویم که ما هر روز با یک مشکل عدیده روبرو بوده ایم.البته این تنها مربوط به بحث کرونا نیست و در بحث های دیگر نیز همواره مشکلاتی وجود داشته است. اما در این بین، همیشه ، مدیریت گروهی و فردی و تلاش برای ایمن نگاه داشتن خودمان در شرایط سخت از مهمترین مسائل ما بوده است. ما در این مرکز همگی در یک محیط مشترک کار می کنیم و اینطور نیست که کادر های تخصصی مختلف با هم برخوردی نداشته باشند.یکی از مشکلات عمومی ما کمبود هایی مثل کمبود ماسک بود که گاهی حتی خودمان مجبور به تهیه ماسک می شدیم، یا مثلا بحث تغذیه که همان روز های اول مسئله ساز شده بود و می گفتند که نباید چیزی بخورید چون ممکن است مواد غذایی آلوده باشند و همین باعث شد که یک دوره دچار ضعف و کمبود مواد غذایی در بدنمان شویم، گاهی فکر می کنم  شاید خیلی از ما یک دوره ای مبتلا شدیم اما حالا به دلیل ترس یا هر چیز دیگر تست ندادیم،  ماندیم و به کارمان ادامه دادیم. خیلی از همکاران من حتی به این ویروس مبتلا شدند و هر کدام به مدت دو هفته با  این بیماری درگیر بودند.خیلی ها بخاطر مصادف بودن شیوع کرونا با فصل سرد زمستان دچار آنفولانزا شدند و آنقدر ضعیف شده بودند که عملا کاری از دستشان بر نمی آمد.در این مواقع سایر کادر درمانی سعی می کردند جای خالی او را پر کنند و با پذیرش فشار کار بیشتر، عملا اجازه از دست رفتن نظم و کنترل فضای درمانی را ندادند.یکی دیگر از موضوعاتی که به لحاظ روانی اثر بسیار بدی روی همه ما می گذاشت اعلام مکرر کُد فوتی ها بود. بخاطر افزایش تعداد بیماران کرونایی عملا در هر شب چند بار این کُد به گوشمان می خورد و این بار سنگین استرس زیادی را بر ما تحمیل می کرد، بعلاوه اینکه ممکن بود برای هر یک از ما هم این اتفاق بیفتد و این موضوع  وخامت ماجرا را برایمان دوچندان می کرد. بیشتر مواقع وقتی نماز می خواندیم از خدا می خواستیم که بیماران بد حال مان را شفا بدهد. مثلا ما یک بیمار 42 ساله داشتیم که زمینه بیماری خاصی هم نداشت و بسیار جوان هم بود، اما متاسفانه از دنیار رفت و همه ما خیلی حسرت خوردیم که چرا باید این اتفاق بیفتد. این بود که خیلی هم محتاط شده بودیم ، بچه هایی که مادر یا پدر پیر داشتند خیلی می ترسیدند که ناقل باشند و جان خانواده خود را به خطر بیندازند، گاهی از این بچه ها خواهش می کردیم که به خانه خودشان نروند و به خانه ما بیایند نروند، چرا که می ترسیدیم در صورت ناقل بودن هر یک از ما خانواده مان را هم به خطر بیندازیم.  

طبیعتا شما در محیط پر خطری مشغول به فعالیت هستید، درباره نگرانی های خانواده و بستگان تان قدری بگویید.
جالب است که خیلی از بستگان و دوستانم که مدتها از آنها بی خبر بودم ، در این مدت با من تماس می گرفتند و خواهش می کردند که مراقب خودم باشم. وبرخی نصیحت می کردند که قید تخصص و ادامه کار در دانشگاه را بزنم، می گفتند که چه چیزی با ارزش تر از جان آدم است. اما دقیقا این زمانی بود که ما باید خودمان را نشان می دادیم، فکر می کردم که حتی اگر نتوانم درس هم بخوانم باید وقت و انرژی ام را صرف کمک بیشتر به این بیماران بکنم. یادم است که یک مریض بسیار بد حال کرونایی از شهر دیگری به مرکز ما منتقل شده بود و ما شبانه روز از او مراقبت کردیم، همکار من یک شبانه روز بالای سر این مریض بود که یک زمان کمبود اکسیژن پیدا نکند، یا دچار خونریزی داخلی نشود، بیماری که مادر سه فرزند بود عملا با از دست رفتن اش سه فرزند اش بی مادر می شدند، تصور این اتفاق برای من که خودم در کودکی پدرم را از دست داده بودم و بدون سایه پدر بزرگ شده بودم،حسی را در من بیدار می کرد که با نجات دادن جان این خانم، فرزندانش را از تجربه طعم تلخی که خودم در کودکی داشته ام نجات می دهم، و همین موضوع باعث شد که من با تمام وجود و پذیرش بسیاری از خطرات طی مدتی که او در مرکز ما بستری بود به کار مراقبت های درمانی اش ادامه دهم. می خواهم بگویم که در بین همه ما یک روحیه کار تیمی و افزایش سطح انرژی و انگیزه بوجود آمده بود برای نجات جان بیماران. این احساس را هم به خانواده و بستگانمان انتقال می دادیم و آنها را توجیه می کردیم که در حال حاضر وظیفه شغلی و انسانی من این است که تمام توان خود را در جهت بهبود بیماران و رسیدگی حداکثری به آنها بگذارم. البته که نگرانی خانواده همیشه وجود داشته، پدر و مادر تمام کسانی که در مواجه با این خطرات هستند چشم امید و آرزویشان به فرزندانشان است، مثلا مادر خود من که تنها فرزند او هستم و سال ها برای من زحمت کشیده تا موفق باشم و در شرایط خوبی زندگی و کار کنم قطعا نگرانی هایی دارد  که نمی توان از او خورده گرفت، اما خوشبختانه می توانم بگویم که بسیار صبورانه این بحران ها و اضطراب های روز افزون را تحمل کردند و بسیار به من یاری رساندند و من از ایشان و همینطور از همسرم سپاسگذارم که بیشترین کمک های روحی و ذهنی را به من کردند و وضعیت سخت مرا تحمل کردند.

در مقابل این جانفشانی و ایثارگری ای در مقابل هم نوع و هم وطن خود می کنید، چه حاجتی از خداوند دارید؟
تنها حاجت من و شاید بزرگترین آرزوی من این است که امام عصر(عج) زودتر ظهور کنند  و نه فقط مردم کشور من، بلکه تمام بشریت را نجات دهند. آرزو می کنم که با ظهور منجی عالم بشریت همه ما به آرامش برسیم و غایت انسانیت را تجربه کنیم.

چه توصیه ای به مردم کشور دارید؟
از مردم کشورم بسیار سپاسگزارم که در این مدت به تمام توصیه ها توجه کردند و خطر را جدی گرفتند، البته برخی هم به توصیه ها بی توجهی می کنند، اما غالب مردم کشور به تمام توصیه های مسئولین، از مسئولین دولتی تا مسئولین وزارت بهداشت کاملا عمل کردند. این اتفاق با تمام تاثیرات بد و غم انگیزش یک نکته بسیار مهم و با ارزش را به ما نشان داد و آن هم اینکه اگر مردم یک سرزمین، با یکدیگر اتحاد داشته باشند و همگی دست به دست هم بدهند می توانند از بدترین خطر ها به سلامت عبور کنند و کمترین میزان خسارت را متحمل شوند. مدیریتی که از همان ابتدای شیوع این بیماری به شکل واقعا جهادی شروع شد، و من به عنوان عضو کوچکی از جامعه پزشکی کشور، از نزدیک شاهد بودم که چطور همین اساتید خودم سعی در کنترل بحران داشتند و این تلاش بی شائبه در تمام سطوح کشور از وزارت بهداشت گرفته تا نهاد های دست اندرکار دیگر وجود داشت و همگی به نوبه خود تمام انرژی و توان شان را صرف مهار بحران بوجود آمده کردند.خواسته قلبی من از هموطنانم این است که به متخصص ها و افرادی که در این زمینه از دانش و مهارت برخوردارند اعتماد کنند، توصیه ها و گفته های آنها را جدی گرفته و به آن ها عمل کنند. بالاخره همه ما معتقدیم که این کشور با استعانت از امام زمان (عج) پیش می رود و رهبر بزرگوار کشور مان به عنوان ولی امر همه مردم، این کشور را اداره می کنند. به همین خاطر معتقدم اگر در جایی هم کم کاری یا ضعفی وجود دارد نمی توان به کلیت تلاش هایی که صورت گرفته و می گیرد خُرده گرفت، مسئولان و حافظان سلامت کشور با تمام وجود پای کار ایستاده اند و تلاش می کنند این بحران را هم از سر مردم و کشور دور کنند.

فایل های ضمیمه :

فایل های ضمیمه :

چاپ
نظر شما
لطفاً کد امنیتی که در عکس نشان داده شده، را وارد کنید کد امنیتی :
نظرات کاربران