پنجشنبه 23 مرداد 1399 |

جامعه پزشکی در بحران کُرونا بزرگترین ایثارگری ها را انجام داد

01:47:0    1399/02/21 گفت و گو با دکترایثارگر، فاطمه اکبری متخصص رشته جراحی زنان و زایمان دانشگاه شهید بهشتی(بخش اول)

جامعه پزشکی در بحران کُرونا بزرگترین ایثارگری ها را انجام داد

از اوایل اسفند ماه سال 1398 که وزارت بهداشت و درمان، بطور رسمی وجود ویروس کرونا یا همان19 COVID در کشور را تایید کرد.نگرانی و تشویش بسیار گسترده ای در دل تمام مردم بوجود آمد. ویروسی با سرعت شیوع بسیار عجیب و درصد مرگ و میر به نسبت بالا که کمتر از دو ماه تمام جهان را در گیر خود ساخت.به موازات این اتفاقات چشم های نگران تمامی مردم کشور به سوی پزشکان، پرستاران و تمامی کادر درمانی دوخته شد. این جهادگران عرصه سلامت به عنوان سنگر اول مبارزه با این این ویروس منحوس وارد کارزاری جانانه شدند و در طول مدتی که از شروع آن می گذرد با جان و دل، تمام توان و نیروی خود را برای مقابله با آن بسیج کردند. گفت و گوی زیر با خانم دکتر فاطمه اکبری، فرزند شهید رضا اکبری،رزیدنت سال آخر رشته جراحی زنان و زایمان در دانشگاه شهید بهشتی است. جهادگری نمونه که جوشش خون پدری ایثارگر در رگ هایش باعث شده که روز های متمادی، در نزدیک ترین و خطر ناک ترین فاصله با این ویروس منحوس با جدیتی مثال زدنی به مبارزه با آن ادامه دهد و هیچ یک از تلخی ها و مشقات کار در چنین وضعیت و فضای پُر مخاطره ای، از عظم و جدیت او نکاسته است.

لطفا خودتان را معرفی کرده و بفرمایید در کدام بیمارستان مشغول به کار هستید؟
من دکتر فاطمه اکبری، فرزند شهید رضا اکبری، رزیدنت سال آخر رشته جراحی زنان و زایمان در دانشگاه شهید بهشتی هستم. مادر من نیز خانم اعظم کریمی،اپتومتریست (بینایی سنجی)شاغل در دانشکده پیراپزشکی دانشگاه شهید بهشتی هستند. بنده متاهل و صاحب دو فرزندم و همسرم نیز پزشک است و در رشته جراحی لاپاراسکوپی در همین دانشگاه مشغول به کار است. ایشان نیز، از خانواده معظم شهدا و فرزند شهید مصطفی سوری است. در واقع من در خانواده ای زندگی می کنم که همگی متعلق به خانواداه معظم شهدا و در حوزه پزشکی فعالیت می کنیم.

آیا در مرکز درمانی شما بیماران مبتلا به کرونا پذیرش و بستری می شوند؟
بله،در مرکز درمانی که من مشغول به کار هستم، ابتدا به عنوان مرکز درمانی ایزوله شده از بیماران کرونا، چند مدتی فعالیت های عادی خود را انجام می دادیم، اما به محض افزایش شیوع این بیماری، مقرر شد که این بیماران را نیز پذیرش کرده و به درمانشان بپردازیم.

بعد از پذیرش بیماران مبتلا به کرونا، چه تغییراتی در ساختار و فضای کاری شمار بوجود آمد؟
پس از شیوع این ویروس درکشور، مراجعه به بیمارستان بخاطر ابتلا به بیماری کرونا افزایش یافت، سیستم مدیریتی و کادر درمانی مرکز ما 4 بخش را به بستری و مداوای بیماران مبتلا به کرونا اختصاص دادند، که این بخش ها به ترتیب: بخش کاملا ایزوله،بخش مراقبت های ویژه این بیماران، بخش اقدامات درمانی و در نهایت بخش اضافه ای که در صورت نیاز به اقدامات قرنطینه ای از آن استفاده می کنیم. برای خود من که بطور مشخص در بخش جراحی زنان و زایمان هستم یک اتاق مخصوص تعبیه شده است،زنانی که مبتلا به کرونا هستند و نیاز های اورژانسی مثل زایمان و مراقبت ها و ویزیت های آنان در آنجا انجام می گیرد. اما در بخش اورژانش ما ابتدا همه بیماران بصورت جنرال، ویزیت می شوند و بعد از آن ویزیت ها در شرایط ایزوله انجام می شود. در واقع با مراجعه هر بیمار به مرکز ما، ویزیت های اولیه برای تشخیص اینکه مبتلا به بیماری کرونا هستند یا نه انجام می شود، و در صورت مثبت بودن ابتلا، اقدامات مربوط به این بیماران صورت می گیرد.  

از زمان گسترش بیماری کرونا آیا تغییری در شیفت های کاری و افزایش حجم کاری شما بوجود آمده است؟
از آنجایی که در بخش ما اقداماتی که نیاز های اورژانسی محسوب نمی شدند را از حیطه وظایف خودمان خارج کرده ایم، تقسیم کار را بدین صورت انجام داده ایم که رزیدنت های ارشدتر مرکز، بیمارانی را که در حوزه تخصص خودشان هستند ویزیت و درمان کنند و رزیدنت های سطح پایین تر ، اینتر ها و تمام همکارانی که به هر حال در سطوح عمومی تر آموزشی قرار دارند ، کار های جنرال مثل ویزیت های اولیه و سر پایی را انجام می دهند. در واقع تغییری که در مرکز درمانی ما ، پس از شیوع بیماری کرونا بوجود آمد، این بود که سطوح اول و دوم برای ویزیت بیماران حذف شد و اقدام برای ویزیت بیماران از سطوح عالی تر (سوم و چهارم) انجام می شد. به واقع با حذف سطوح پایین تر سعی شد که اقدامات تشخیصی و درمانی بصورت تخصصی تر و دقیق تری انجام شود. البته برخی از مواقع ترجیح می دادیم که سطح سوم تخصصی مرکز نیز درگیر نشود و بطور مستقیم متخصص سطح چهارم ( که بالاترین سطح تخصصی می باشد) بیمار را ویزیت می کرد.یک بار حتی به دلیل کمبود گان ، یکی از اساتیدخودشان بالای سر مریض رفتند و مریض بطور مستقیم توسط استاد ویزیت شد. از این شکل اتفاقات در طول این مدت بسیار پیش آمده و دلیل آن حساسیت موضوع و غیر عادی شدن فضاهای درمانی است. در چنین شرایطی، درگیری و ارتباط کادر درمانی تخصصی هم با بیماران افزایش پیدا کرده است. در شرایط عادی سطوح تخصصی عالی که من هم جزو آن هستم بیشتر کار نظارتی و مطالعاتی انجام می دهند، ولی در چنین شرایطی وضعیت فرق کرده و همه کادر درمانی تا سطح اساتید با بیماران درگیر هستند.

آیا مثل گذشته هر روز می توانید به خانه و خانواده خود برسید؟
علاوه بر خود من، همسرم نیز عضو کادر درمان و جراح هستند و او هم مریض هایی داشتند که نمی توانست مراجعه کرده و آنها ویزیت کند، من دو فرزند دارم و در دو هفته اول فرزندانم را به خانه مادر فرستادم وتصمیم گرفتم که در طول این مدت فضای ایزوله ای ایجاد کنم تا خطری بوجود نیاید. ولی از آنجایی که مادرم هم عضو کادر درمانی هستند و مجبور بودند برای کارهای درمانی و تدریس به دانشکده مراجعه کنند،ناچار شدم که بچه ها و همینطور مادرم را به خانه خودمان بیاورم تا فضای ایمن تری را بوجود بیاوریم  و البته این در کنار هم بودن به ما کمک می کرد که شیفت های کاری مان را طوری برنامه ریزی کنیم که بیشتر بتوانیم به خانه و بچه ها رسیدگی کنیم. در خانه هم بیشتر تلاش را برای حفظ فاصله اجتماعی می کردیم، مثلا در خانه که بودیم مدام یادآوری می کردم که بچه ها زیاد به من نزدیک نشوند و بیشتر در اتاق های خودشان بمانند. وقتی از بیمارستان برمی گشتیم با وجود خستگی زیاد از همان دم در تمام لباس ها را عوض می کردیم و همان لحظه لباس ها را می شستیم و استحمام می کردیم. با وجود خستگی و فشار کاری زیاد دربیمارستان  استراحتی کوتاهکه البته خیلی شرایط آسانی هم نبودمی کردم و بعد از آن به خانه می رفتم.


احتمالا کار کردن در شیفت های طولانی، با ماسک، گان و پوشش های ایمن، باید بسیار سخت و طاقت فرسا باشد؟ از تجربیاتتان در این باره بگویید.
در مورد شرایط کار در بیمارستان،خوب مسلما شیفت های کاری بسیار دشوار تر شده بود. از آنجایی که من به هر حال جراح هستم و بارها در عمل های طولانی چند ساعته از پوشش های ایمنی و ماسک و گان و... استفاده کرده ام. یا مثلا بخاطر حساسیت نوزادان در هنگام عمل سزارین و برای اینکه نوزاد از سرما آسیبی نبیند ، حتی در تابستان و دمای بسیار بالا هم مجبور بودیم  پوشش های زیاد و دمای بالای اتاق عمل را تحمل کنیم، من چنین تجربه هایی داشته ام. اما در این مورد وضعیت علاوه بر اینها یک تفاوت هایی هم داشته است که در زمان های طولانی بسیار طاقت فرسا می شود. شما تصور کنید آن حجم پوشش های ایمنی را در کنار حساسیت هایی که نزدیکی به منبع یک ویروس خطر ناک و بسیار سریع الانتقال ایجاد می کند. مثلا ما مجبوریم که دائما پوشش های ایمنی خود را عوض کنیم. و اوایل که با کمبود گان و وسایل ایمنی روبرو بودیم باید محاسبه می کردیم که چقدر نیاز به ویزیت مجدد یک بیمار وجود دارد ، چون گاهی در یک روز ما دو عدد گان بیشتر نداشتیم و باید حساب تمام این موضوعات را می کردیم. یا مثلا نمی توانستیم خیلی راحت در محیط قرنطینه بیماران، رفت و آمد مدام داشته باشیم و مجبور می شدیم که انتخاب کنیم چه کسی بالای سر مریض برود در حالی که در شرایط عادی چند نفر به راحتی بالای سر مریض حاضر می شدیم. به هر صورت موضوعاتی از این دست که همه هم شاهد آن بوده اند و از طریق رسانه ها و تلویزیون از مشقت ها و محدودیت های کادر درمانی کم و بیش آگاهی دارند، مسائلی هستند که کادر درمانی ما، بخصوص آنها که نزدیکی بیشتری با بیماران مبتلا به کرونا دارند، روزانه با آن دست و پنجه نرم می کنند.

این محدودیت ها و فشارها باعث پایین آمدن بازدهی و کیفیت کار پزشکان و پرستاران نمی شود؟
نه برعکس، اتفاقی مثل شیوع یک اپیدمی در کشوری رخ می دهد، حساسیت و دقت در کادر درمانی نیز افزایش می یابد، اگر چه فشار کار بیشتر می شود اما این باعث نمی شود که ما ضعیف عمل کنیم .خود من گاهی با وجود اینکه اطلاعات بیماران ویزیت شده مبنی بر عدم ابتلا به ویروس کرونا بوده است، بخاطر اینکه در آن مورد تردید داشته ام، به شخصه رفته ام و مریض را ویزیت کرده ام. یا دوباره درخواست تست کرونا داده ام، برایم بسیار مهم بوده و هست که بیمار به درستی و بهترین شکل مراحل تشخیص و درمانش را بگذراند. بعضی از بیماران برایشان تشخیص کرونا داده نشده بود. اما مشکوک به بیماری بودند، در این مواقع خود را موظف می دانستم که حتی در جایی که ماسک هم نداشتم بلای سر مریض حاضر شده و او را مجددا ویزیت کنم، بعدها هم مشخص می شد که، بله، بیمار کرونا مثبت است. این استرس در اول کار بسیار شدید بود. اینکه بیمارانی که علائمی از کرونا ندارند ناقل و مبتلا باشند. مثلا یکی از همکاران خود من با یکی از بیماران بسیار ارتباط داشت و اواسط کار معلوم شد که بیمار او کرونا مثبت است. همه شدیدا نگران بودیم که او هم مبتلا شده باشد، و او با هزینه شخصی خودش رفت و تست کرونا را انجام داد، بیشتر بخاطر اینکه به بقیه همکاران منتقل نکرده باشد.خیلی از اوقات پیش می آمد که همکارانی از فشار زیاد کار بیمار می شدند و همکار کشیک او تمام حجم کار را تقبل می کرد تا همکارش برود خانه و استراحت کند. چنین روحیه ای در اکثر همکاران من وجود دارد و در این روزها ما شاهد ایثارگری های فراوانی از کادر درمانی کشور بودیم ، این احساس مسئولیت پزشکی موضوعی است که به عقیده من همه کسانی که در حوزه سلامت فعالیت می کنند ،باید داشته باشند

فایل های ضمیمه :

فایل های ضمیمه :

چاپ
نظر شما
لطفاً کد امنیتی که در عکس نشان داده شده، را وارد کنید کد امنیتی :
نظرات کاربران