یکشنبه 18 خرداد 1399 |

رسانه در بیان اهداف انقلاب، خط امام و رهبری نقش ویژه ای دارد

16:56:0    1399/02/16 گفت و گوی حیات با همسر شهید کرم طالبی

رسانه در بیان اهداف انقلاب، خط امام و رهبری نقش ویژه ای دارد

شهید کرم طالبی در 8 فروردین سال 1337، در شهر قزوین متولد شد. پدرش قنبر کشاورزی می کرد و مادرش سکینه قدیم آبادی، به خانه داری مشغول بود. وی فرزند اول خانواده بود و 2 خواهر و 3برادر داشت. شهید طالبی بسیار به خانواده اهمیت می داد و به امور خواهران و برادرانش رسیدگی می کرد. وی که فردی مومن و مذهبی بود، نماز، تقوا و حجاب برایش اهمیت خاصی داشت و جزو ملاک های اصلی او برای ازدواج به شمار می‌آمد، همین موضوع سبب شد که او با خانواده ای مذهبی وصلت کند. رضوان اکبری رضایی متولد 1345، همسر بزرگوار این شهید و خواهر شهید محمد حسین اکبری رضایی است این در حالیست که فرزندان خواهر ایشان، عبدالحسین و مجید قنبری نیز از شهدای دفاع مقدس هستند. پایگاه خبری حیات بمناسبت سالگرد شهادت همسر ایشان به گفت و گو با وی پرداخته است.

این بانوی ایثارگر در ابتدا با اشاره به روزهای ازدواجش با شهید گفت: «من در خانواده ای مذهبی بزرگ شدم، پدرم در سال 45 ، که  برگزاری مراسمات مذهبی ممنوع بود،  هر هفته در منزلمان مجلس روضه برگزار می کرد. مادرم هم ما را  طوری تربیت کرد که حجاب برایمان اهمیت ویژه ای داشت. در سال 60 به واسطه ی خواهرم و خاله ی همسرم با یکدیگر آشنا شدیم. یکماه پس از آشنایی عقد کردیم و 2 روز بعد هم مراسم ازدواج‌مان برگزار شد و زندگی ساده ای را با عشق و علاقه ی فراوان آغاز کردیم. آن روزها در حالیکه من 15 ساله بودم و سن کمی داشتم سعی می کردم همه چیز دقیق و مرتب باشد. ساعت ها پشت پنجره منتظر همسرم می‌ایستادم تا از سر کار بیاید. اگر احیانا سر سفره چیزی را فراموش می کردم تا فاصله ای که من از آشپزخانه بیایم، او دست از غذا خوردن می کشید. همسرم فرد با محبتی بود و روزهای خوب و شیرینی را در کنار هم سپری می کردیم که هر روز و ساعتش خاطره است.»
وی درباره ی حضور همسرش در جبهه گفت: «شهید طالبی، فرد مذهبی بود که در نماز جمعه و مراسم های مذهبی شرکت می کرد و به امام ره، شهیدان رجایی و باهنر علاقه ی فراوانی داشت. او حضور در جبهه را وظیفه خود می دانست و می گفت باید به جبهه  برویم و از انقلاب، امام، ناموس و کشورمان دفاع کنیم و هدفش هم رضای خدا بود. کرم آن زمان در کارخانه ی تولید نخ کار می کرد، زمانی که می خواست به جبهه برود رضایت‌نامه ای را آورد که برای رفتنش باید آن را امضا می کردم، من به دلیل عشق، علاقه و وابستگی که به یکدیگر داشتیم با رفتنش مخالفت کردم، اما او گفت، من دوست دارم در این راه باشم، شب ها نمی توانم بخوابم و انگار من را صدا می زنند. در نهایت او بعنوان بسیجی 2 ماه در جبهه حضور یافت و یک بار هم به مرخصی آمد و بعد از آن که مجددا به جبهه رفت و در عملیات بیت المقدس در 16 اردیبهشت سال 61، به شهادت رسید.»


بانو اکبری رضایی، در ادامه افزود:« آخرین باری که کرم می خواست اعزام شود، خانواده ها در خانه ما جمع شده بودند. همسر خاله ایشان اصرار می کرد که به جبهه نرو، همسرت چطور رضایت نامه را امضا کرده است! که شهید در جواب گفت، من وظیفه دارم به جبهه بروم، عملیاتی در پیش است . من را هم دلداری می داد و می‌گفت، شما بخاطر اینکه در پیشگاه حضرت زهرا روسفید باشی رضایت نامه را امضا کردی و در ثواب جبهه رفتن من شریک هستی. روز آخری هم که می خواست به جبهه برود، من مانند دفعات قبل کنار اتوبوس به بدرقه اش نرفتم و شهید با اتومبیل همسر خواهرم به محل اعزامشان رفت و تا زمانی هم که از کوچه خارج می شد، نگاه مان به هم پیوسته ادامه داشت.»
وی با اشاره به ویژگی های همسرش گفت: « او از هر نظر فردی نمونه، خانواده دوست و بسیار وظیفه شناس بود. به نماز اول وقت اهمیت خاصی می داد و اگر کاری داشتیم  یا می‌خواستیم به جایی برویم، می گفت اول نمازمان را بخوانیم. او هم چنین به بهداشت، مرتب بودن لباس هایش و معطر بودن هم بسیار اهمیت می داد. »
همسر شهید طالبی درباره ی نحوه مطلع شدن از خبر شهادت شهید گفت: «3 روز قبل از  شهادتش نامه ای از طریق یکی از دوستانش به من رسید. نامه حال و هوای خاص داشت و بیشتر شبیه وصیت نامه بود. در نامه نوشته بود، "ما آماده شدیم، دست و پایمان را حنا بسته ایم. اگر شهید شدم ناراحت نشو و اگر خواستی گریه کنی برای امام حسین گریه کن". من در حالیکه نامه را می خواندم، اشک هایم سرازیر بود. 
چند روز بعد  در خواب دیدم همسرم با  لباسی نو، سفید و مرتبی که بر تن داشت، در اتاق را باز کرد، از من خداحافظی کرد و رفت. فردای آن روز در حال استراحت بودم که زنگ خانه به صدا در آمد و من تا در را باز کنم همکار همسرم را دیدم که سوار اتومبیل شد و رفت. اما همسایه ها بیرون بودند و وقتی من در را باز کردم طور خاصی به من نگاه می کردند. خواهرم که خیلی ناراحت بود به من گفت فکر می کنم کرم، زخمی شده است. من حاضر شدم تا با خواهرم به بیمارستان برویم که در میان راه در مقابل پایگاه سپاه ماشین هایی را دیدم و خواهرم گفت، پیاده شو. آنجا بود که متوجه شدم همسرم شهید شده است. آن روز پیکر 36 شهید را آورده بودند، وقتی وارد حیاط پایگاه سپاه شدیم، من در کنار پیکر همسرم در حالیکه قدرت صحبت کردن نداشتم  فقط او را نگاه می کردم و او هم آرام خوابیده بود.»
این بانوی ایثاگر که از خانواده معظم شهدا است به روحیه انقلابی و شخصیت والای شهیدانشان اشاره کرد و در بیان ویژگی های برادر شهیدش گفت: « محمد حسین، فرد بسیار فعالی بود، پس از خدمت سربازی به عضویت سپاه در آمد و به طور پیوسته در جبهه حضور داشت، بطوریکه هر 6 ماه یکبار به مرخصی می آمد و ما بیشتر از طریق نامه از او خبر داشتیم. محمد حسین فرمانده گردان امام رضا بود و وقتی پس از عملیات کربلای 4  از خط برگشته بود، غسل شهادت کرد و اصرار داشت که بیسیم چی شان شهید آذربایجانی در سنگر به همراه ایشان باشد و در حالیکه در سنگر مشغول استراحت بودند،  منور بالای سنگرشان عمل نکرد و گاز منور باعث شهادت برادرم و هم رزمش شد. این دو شهید در کنار هم در گلزار شهدای شهر قزوین نیز دفن شده اند»
وی در ادامه افزود:« شهید عبدالحسین قنبری هم زمانی به شهادت رسید که عقد کرده بود و ما در تدارک مراسم ازدواجش بودیم، او هم بر  اثر اصابت خمپاره از ناحیه سر به شدت آسیب دید و مجید برادرش نیز هم بر اثر ریختن خاکریز بر اثر خمپاره 2 هفته پیکرش زیر سنگر ماند. خداوند به ما صبری عجیب داد تا بتوانیم شهادت عزیزانمان را تحمل کنیم.» 

 

وی در پایان این گفت و گو اظهار کرد: « مردم باید با اهداف انقلاب، خط امام و رهبری آشنا شوند و به نظرم رسانه و عملکرد مسئولین مهم ترین عامل برای معرفی این مساله است. شرایط فرهنگی و نوع پوشش ای که در جامعه مشاهده می شود، به نحوی است که نیازمند تلاش بیشتر اهالی رسانه در این زمینه می باشد.»
فرازی از وصیت نامه شهید کرم طالبی
«در زمانی که امام به یاری و کمک احتیاج دارد، این از مسلمانی به دور است که ما در خانه بنشینیم و راحت باشیم و مزدوران کثیف کافر بعثی در خاک ما باشند...»
پیکر این 4 شهید والامقام در گلزار شهدای شهر قزوین واقع می باشد. 

فایل های ضمیمه :

فایل های ضمیمه :

چاپ
نظرات کاربران
نظر شما
نام :
ایمیل :
نظرات کاربران :
لطفاً کد امنیتی که در عکس نشان داده شده، را وارد کنید کد امنیتی :