جمعه 20 تیر 1399 |

بزرگترین رسالت بنیاد شهید ثبت و ضبط افکار جانبازان، آزادگان و شهداست

20:22:0    1399/01/10 گفت و گوی حیات با جانباز برگزیده و فرزند شهید؛ بهرام دلیر

بزرگترین رسالت بنیاد شهید ثبت و ضبط افکار جانبازان، آزادگان و شهداست

چهارم شعبان سالروز ولادت حضرت ابالفضل العباس یکه سوار بلند همت و قهرمان میدان های نبرد با دشمنان دین، آن مظهر شجاعت، بصیرت و ادب است.

برای بزرگداشت مقام جانبازان گرانقدر این روز به نام روز جانباز نام گذاری  شده است، آن مجاهدان نمونه ای که صبوری از ویژگی های بارز آنها است و مایه ی سرافرازی ملت ایران و بهترین الگو برای مجاهدان راه خدا هستند.
حجت الاسلام و المسلمین بهرام دلیر متولد 1346 از  استان آذربایجان غربی، جانباز دوران دفاع مقدس، فرزند شهید سلمان دلیر و از برگزیدگان جشنواره آموزشی تحصیلی جایزه ملی ایثار  است، پایگاه خبری حیات به مناسبت بزرگداشت  این روز مبارک، با این جانباز بزرگوار و فرزند شهید به گفت و گو پرداخته است.
وی در آغاز با اشاره  به اخلاص جانبازان در دوران 8 سال دفاع مقدس گفت:«همه جانبازان آزادگان و شهدا هدفی جز عزت اسلام نداشتند و جانشان را در طبق اخلاص گذاشتند، آن زمان تعداد زیادی از جانبازان به محض اینکه بهبود پیدا می کردند، دوباره به جبهه باز می گشتند.»
وی که دانش آموخته حوزه علمیه قم و حائز رتبه اول سطح 4 حوزوی در سال 1398، دارای مدرک سطح 4 فقه و اصول و دارای دکترای تخصصی علوم سیاسی است و نیز بعنوان پژوهشگر و صاحب آثار پژوهشی در زمینه‌ علم کلام، فلسفه و حکمت متعالیه، فقه، عرفان، سیاست، مولف 6 کتاب در زمینه فلسفه، سیاست و عرفان است، این پژوهشگر هم چنین مدرس رسمی درس خارج فقه و اصول فلسفه و عرفان و تفسیر در حوزه علمیه و عضو هیات علمی پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی و استاد مدعو دانشگاه است. 
دلیر در مورد انگیزه حضورش در دوران دفاع مقدس گفت: 《پدر سال ۵۹ در درگیری با منافقین  به شهادت رسید ومن با انگیزه ادامه دادن راه پدر بزرگوارم راهی جبهه های نبرد علیه دشمن شدم.》
این مدرس رسمی درس خارج فقه واصول فلسفه و عرفان وتفسیر در حوزه علمیه قم در ادامه با اشاره به حال هوای آن روزها افزود: «جذبه های معنوی و تفکرات عرفانی که در جبهه ها وجود داشت من را جذب جبهه کرد، آن زمان سردار سلیمانی های زیادی در جبهه بودند. پس از شهادت پدر در شهریور 59 من  حدودا 13 سال داشتم و پس از اینکه در اسفند 59، دوره سنگین آموزش نظامی را در پادگان مالک اشتر گذراندم به صورت داوطلبانه عازم جبهه شدم. در عملیات رمضان آرپیچی زن بودم و در همان عملیات بود که پنجه ی پای راستم قطع شد، پس از گذراندن دوران نقاهت دوباره به جبهه بازگشتم و در عملیات والفجر مقدماتی در حالی که راننده بولدوزر بودم و باD8 خاکریز می زدم، شرکت کردم. در آن عملیات عالمی بود که انگیزه تحصیل در حوزه را در من برانگیخت و باعث شد که من از سال 61 وارد حوزه علمیه شوم. همزمان با تحصیل در حوزه در عملیات های برون مرزی پارتیزانی که به دشمن شبیخون می زدیم، شرکت کردم و زمانی که عملیات نبود مشغول درس و بحث می شدم.
این ایثارگر و عضو هیات علمی دانشگاه در ادامه اظهار داشت:《 در عملیات خیبر شیمیایی شدم و در‌حالی که بیمارستان های اهواز مملو از مجروحین بود در استادیوم ورزشی زمین فوتبالی بستری شدم  و با همان لباس بیمارستان دوباره به جبهه بازگشتم. پس از آن در عملیات کربلای 2 پای راستم مورد اصابت ترکش قرار گرفت. در هر فرصتی که پیش می آمد به حوزه برمی‌گشتم و درس می خواندم. در اواخر سال های جنگ در حالی که  هم عمامه به سر داشتم و هم لباس رزمی بر تن، غالبا در عراق بودم و در دوران دفاع مقدس 5 بار مجروح شدم.》
عضو پژوهشگاه فرهنگ واندیشه با اذعان وجودعرفان ناب در دل جبهه ها افزود:《 من  با اینکه در حوزه علمیه عرفان خواندم اما معتقدم آن عرفان ناب در دل جبهه ها بود، عرفان ناب را سردار سلیمانی داشت، چون عارفانه به دنیا می‌نگریست و تعلق خاطری به هیچ حزبی نداشت.»
بهرام دلیر فرزند ارشد شهید سلمان دلیر اطاعت از امام (ره) را از ویژگی های شاخص پدرش نام برد وگفت:« پدرم کشاورز بود، او مردی ساده دل و دلداده امام  خمینی بود و می گفت هر چه آقا بگوید. پدرم در درگیری های اوایل انقلاب مجروح شد و یکسال در خانه ماند، پس از بهبودی به عنوان نیروی مردمی و بسیجی با ژاندارمری در منطقه کردستان به مبارزه با  گروهک های کومله  و دموکرات  پرداخت، در اواخر عمر، ایشان جذب سپاه شد، اما قبل از اینکه در سپاه فعالیتی داشته باشد زمانی که برای تسویه به  شهر اشنویه که آن زمان هنوز در دست منافقین بود، رفت، به دست منافقین به شهادت رسید و قسمتی از پیکرش با سر نیزه، مثله شد.»
این جانباز گرانقدر با سابقه 30 سال تدریس در این باره گفت: « از سال 69 در کنار تحصیل، تدریس را شروع کردم. در کنار بحث های حوزوی به تحصیل در دانشگاه علاقه مند شدم و رشته علوم سیاسی به ذهنم آمد، و پس از دادن آزمون در دانشگاه باقرالعلوم  قم در این رشته پذیرفته شدم. در مقطع کارشناسی ارشد و دکتری  این رشته را با گرایش اندیشه سیاسی به پایان رساندم و در کنار تحصیل در دانشگاه هم تدریس می‌کردم. پس از اتمام تحصیل در حوزه ی علمیه، رشته فلسفه و عرفان را در حوزه و در دانشگاه آزاد در مقاطع ارشد و دکتری عرفان و فلسفه تدریس می‌کردم. هم اکنون در پژوهشکده پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی کارهای تحقیقاتی و پژوهشی را انجام می‌دهم و در حوزه علمیه هم تدریس درس خارج فقه و اصول و فلسفه و عرفان و تفسیر را انجام می دهم واین تحصیل و تحقیق هم چنان ادامه دارد.»
وی که در سال 1383  مدیر گروه عرفان های نوظهور در پژوهشکده دفتر تبلیغات اسلامی بوده است درباره فعالیتش در این حوزه گفت:«  آموزش های پودمانی  برای حوزویان و طلاب فاضل در حوزه علمیه قم با رویکرد انتقادی برگزار می شود که  آنها با افکار و اندیشه ها  منابع این عرفان ها آشنا شوند و مطالعاتی در این زمینه داشته باشند که بتوانند با رویکرد عرفان دینی و متن مقدس  عرفان واره ها را نقد کنند. از دل این آموزش ها خیلی از دوستان در بحث های تبلیغات در سراسر کشور فعال هستند و بعضی  هم در بحث های پژوهشی و تحقیقی کل این عرفان واره ها را به چالش می کشند و نقد می کنند.» 
این جانباز فرهیخته که صاحب چندین عنوان کتاب چاپ شده از جمله کتاب نقد کریشتنامورتی، فلسفه عرفان سیاسی است، تاکید دارد عرفان وسیاست می تواند، با هم سو باشد. درمورد تالیفات خود گفت:《 الگوی نظام سیاسی در حکمت متعالیه  و کتاب وجوه سیاسی اسمای حسنی که به عنوان کتاب سال حوزه شناخته شده است. این کتاب با گرفتن ایده هایی از محیی الدین ابن عربی و فیض کاشانی و با 6 مقدمه فلسفه عرفانی نوشته شده است و موضوعیت آن پیرامون ارتباط  اسما خداوند در دعای جوشن کبیر و روایات با وجوه سیاسی است که در 3 مفهوم کانونی تعلق، تحقق و تخلق بررسی شده است و همچنین کتاب عرفان نماز که به بحث های فلسفی عرفانی و روایی و قرانی در راستای کشف اسرار رکوع، سجود، تشهد و سلام مرتبط است و علاوه بر ظاهر آنها به لایه های زیرین  نیز می پردازد.  در حال حاضر کتاب اسرار عرفانی تکالیف مالی با تایید بر خمس و زکات را در دست نوشتن دارم.》

 

 


وی دربیان خاطره ای از نوروز روزهای جنگ گفت: «نزدیک ایام نوروز بود در لشکر عاشورا  2 رزمنده در حال صحبت کردن با یکدیگر بودند، یکی از آنها به دیگری گفت تو چه آرزویی داری؟ و او گفت: من دوست دارم به خانواده ام بگویند من شهید و مفقود شده ام که دیگر چشم انتطار من نباشند، دیگری گفت من آرزو دارم چنان در راه خدا تکه تکه شوم که هیچ اثری از من نماند. در نوروز روزهای جنگ کسی به دنبال این نبود که در خانه بماند، بلکه رزمندگانی هم که جانباز می شدند و در شهر دیگری به سر می بردند خواسته شان این بود که نوروز را در جبهه ها باشند. »
این جانباز پژوهشگر در ادامه افزود: «بزرگترین رسالت بنیاد شهید این است که افکار جانبازان، آزادگان و شهدا را ثبت و ضبط کند. اهداف کسانی که برای انقلاب مبارزه می کردند، شناسایی و ثبت شود تا انقلاب از مسیر خود منحرف نشود. امروز متاسفانه عده ای از جانبازان استفاده ابزاری می کنند و برای رسیدن به مقامی، فقط مدتی به این قشر توجه می کنند و فقط با آنها عکس می گیرند.  از جانبازان بزرگی که در سطح جامعه هستند آن گونه که باید استفاده ای نمی شود، چرا از آزادگانی که سابقه ی 8 سال اسارت را دارند، اکنون با تحصیلات عالی در جامعه محو هستند. اگر بخواهیم انقلاب را از تحریف ها نجات بدهیم باید به تفکرات مبارزان قبل از انقلاب برگردیم.»
وی در پایان این گفت و گو در بیان آزادگی سردار سلیمانی اظهار کرد: « هرکس بگوید سردار سلیمانی برای ما است  به سردار خیانت کرده است. سردار سلیمانی متعلق به هیچ گروهی نبود و همانطور که دیدید در وصیت نامه‌اش آمده بود که بر سنگ مزارم بنویسید سرباز، او فرا منطقه ای فکر می کرد و در عراق برایش شیعه و سنی و مسیحی فرقی نداشت. سردار سلیمانی تربیت شده‌ی امام خمینی است. تفکر امام همت ها باکری ها و چمران ها  و مثل سلیمانی ها را تربیت کرد که به قشر خاصی فکر نمی کرد  و به گروهی تعلق نداشت 
به نظر من برای ترویج فرهنگ ایثار و از خود گذشتگی باید به جانبازان، آزادگان و بازماندگان آنان، به اندیشه و افکار شهدا بها داده شود و این خودش ترویج فرهنگ ایثار است. ترویج این فرهنگ زمانی است که در متن جامعه جانباز  احترام داشته باشند، تعداد زیادی از جانبازان امروز مشغول مداوای خود هستندکه با نبود درمان مواجهند. بها دادن  همان ترویج است.»

فایل های ضمیمه :

فایل های ضمیمه :

چاپ
نظر شما
لطفاً کد امنیتی که در عکس نشان داده شده، را وارد کنید کد امنیتی :
نظرات کاربران