شنبه 23 آذر 1398 |

16:43:0    1398/09/10 به مناسبت سالگرد طلبه شهید مدافع حرم

اطاعت از پدر و مادر ویژگی بارز شهید میلاد بدری بود

میلاد بدری، شهید طلبه مدافع حرم، در 6 فروردین سال 74 در خانواده ی مذهبی در امیدیه استان خوزستان به دنیا آمد وی که بیشتر اوقاتش صرف امور فرهنگی در مسجد می شد، به شهدا علاقه ی خاصی داشت و اطاعت از پدر و مادر از ویژگی بارز این شهید بزرگواربود، شهید بدری در دهم آذر ماه سال94، در تپه العیت حلب سوریه بر اثر اصابت موشک به کما می رود و 24 ساعت بعد، مصادف با اربعین حسینی به خیل شهدا می پیوندد.

پایگاه خبری حیات، به مناسبت سالگرد این شهید مدافع حرم با غنیه خضیری راد، مادر بزرگوارشان به گفت و گو نشسته است که مشروح این گفت وگو را می خوانید: 

«خدارو شکر که میلاد و برادرش در محیط مذهبی رشد کردند، میلاد از کودکی اهل مسجد بود و بیشتر اوقاتش صرف امور فرهنگی در مسجد می شد اودر حلقه صالحین مسجد فعالیت می کرد، اهل مطالعه بود و به شهدا علاقه خاصی داشت، بویژه به شهید بابایی. معلم و پیشنماز مسجد هم  بود ،زیاد به دیگران کمک می کرد و بعد ها فهمیدیم که کمک های مالی مخفیانه به نیازمندان نیز داشته است.»
بانو خضیری راد با ذکر این مطالب، با اشاره به ارتباط خوب شهید میلاد با خانواده بخصوص برادر کوچک تر از خودش اظهار کرد: میلاد هروقت به خانه می آمد دائم با برادرش شوخی می کرد. در کل ارتباطش با همه خوب بود.
وقتی نظرش را در رابطه با اعزام  شهید بدری به سوریه  پرسیدیم گفت: اوایل راضی به رفتنش نبودم و دعا می کردم که نرود، در مسجد هم دوست نداشتند او به سوریه برود و می گفتند حیف است ما به امثال میلاد در جامعه نیاز داریم. یکسال تلاش می کرد که به سوریه برود و نمی شد. می دانست من راضی نیستم، یک روز آمد و از من خواست که دعا کنم کارش درست شود، برایم وهب نصرانی و صبر مادرش را مثال زد و گفت مادر ما دائم می گوییم ای کاش در کربلا بودیم تا  امام حسین را یاری می کردیم، امروز روز یاری کردن حضرت زینب است، با دلایلش مرا قانع کرد و راضی شدم.گذرنامه اش را گرفته بود که به کربلا یا سوریه برود ، وقتی کار سوریه درست شد، سوریه را انتخاب کرد. دوستانش می گویند شب قبل از اعزامش به مسجد که آمد خیلی خوشحال بود.
این مادر بزرگوار شهید مدافع حرم با اشاره به روز اعزام شهید به سوریه بیان کرد: میلاد در 14 آبان سال 94 با تیپ امام حسن مجتبی سپاه پاسدارن از تهران عازم سوریه شد، وقتی می خواست برود، وسایلش را آمده کردم و او را به حضرت ابالفضل العباس سپردم. پدرش مرا دلداری می داد و می گفت در زمان جنگ کسانی 6 شهید دادند 3 جانباز، و اینطور مرا آرام می کرد. 
وی در پاسخ به این پرسش که چگونه از شهادت میلاد با خبر شدید، گفت: چند روز قبل از شهادتش خواب دیدم که میلاد زخمی شده و محاسنش خونی است، چند روزی گذشت تا روز 10 آذر خبر دادند که در حال  ساختن سنگر با 3 نفر از هم رزمانش درتپه العیت حلب مورد اصابت موشک قرار گرفتند و دو نفر از همرزمانش دردم شهید شدند و میلاد به کما رفته است و یک روز بعد که مصادف با اربعین حسینی بود به شهادت رسید.

فایل های ضمیمه :

فایل های ضمیمه :

چاپ
نظرات کاربران
نظر شما
نام :
ایمیل :
نظرات کاربران :
لطفاً کد امنیتی که در عکس نشان داده شده، را وارد کنید کد امنیتی :