چهارشنبه 29 آبان 1398 |

جانبازان نخاعی نیاز به توجه بیشتری دارند

1398/08/11 گفت و گو با مهدی اسد زاده مدیر عامل انجمن جانبازان نخاعی کشور

جانبازان نخاعی نیاز به توجه بیشتری دارند

حیات: مهدی اسد زاده ، متولد جنوب شهر تهران ( محله تختی منطقه 16) در تیر ماه 1349 در خانواده ای 7 نفره به دنیا آمد. نوجوانی بیش نبود که راهی جبهه شد. و زمانی بازگشت که دیگر نمی توانست راه برود. اسد زاده در یک عملیات دچار آسیب و ضایعه نخاعی شد و برای همیشه روی صندلی چرخ دار نشست .اما این اتفاق نه تنها او را از حرکت باز ننشاند، بلکه برای ادامه فعالیت و تلاش مصمم تر شد، وی با تاسیس انجمن جانبازان نخاعی کشور توانست کمک های شایانی به تمامی عزیزان جانبازی بکند که دچار ضایعه نخاعی شده بودند و با تلاش های بی وقفه اش در این انجمن توانست نشاط و و امید را دوباره به عزیزان جانباز نخاعی بازگرداند.

به گزارش پایگاه خبری حیات ، وقتی مهدی اسد زاده در سن نوجوانی به جبهه رفت تنها در پشت جبهه به کار خدمات رسانی به رزمندگان مشغول بود،آنطورکه خودش می گوید: بچه که بودیم با هزار دوز و کلک خودمان را به جبهه می رساندیم، فرمانده های ارشد بچه های کم سن و سال را زیر نظر داشتند تا مبادا خودشان را در خطر بیندازند. از من خواسته شده بود که ملافه و صابون به رزمنده ها برسانم، من هم برای مدت زیادی کارم اجرای این دستور بود. بزرگتر که شدم برادر و پدرم به جبهه رفتند، آن زمان حدودا 15-16 سال بیشتر نداشتم و دوره اوج هیجان من بود. خواستم با پدر و برادر بزرگترم راهی جبهه بشوم که مادرم به شدت مخالفت کرد. اما در نهایت با گرفتن رضایت مادرم و با دستکاری شناسنامه ام موفق شدم که به جبهه بروم.
وی ادامه داد: سال 65 وارد لشکرمحمد رسول الله شدم، حدود چهار ماه در مناطق جنگی دو کوهه آموزش نظامی دیدم، و سپس در مناطق شلمچه و مهران روی ضد هوایی مشغول خدمت شدم.  بعد از مدتی برای درس خواندن به خانه بازگشتم.اما پس از مدت کوتاهی، بعد از عملیات کربلای 5 از طریق لشگر سید الشهدا به جبهه اعزام شدم. در این زمان به عنوان خمپاره انداز در جبهه کار می کردم که در نهایت به شلمچه اعزام شدم. وی در باره اتفاقی که منجر به مجروحیت اش شد چنین می گوید: در یک عملیات بسیار مهم حدود 2 کیلو متر با ادوات بسیار سنگینی که به تمام بدنم وصل بود در یک کانال که به« کانال ماهی» معروف بود، با بچه ها به قصد تصرف بصره جلو رفتیم. این کانال در آن زمان کاملا تحت اختیار نیرو های ایرانی بود . اما غافل از اینکه در همان روز عراقی ها به کانال راه پیدا کرده و آن را پر از ماهی کرده بودند، به ناگاه دیدیم که  وارد پاتک دشمن شده ایم. آن شب با چشم های خودم خیلی چیز های دردناکی دیدم. بچه ها که بالا می آمدند عراقی ها آماده بودند و آنها را می زدند. گاهی با خودم می گویم که کاش همانجا شهید می شدم اما چیزی که نصیب من شد موج انفجار توپ فرانسوی بود که بی هوشم کرد و دیگر ندانستم چه اتفاقی افتاد. بچه ها فکر کردند که شهید شدم، روی صورتم را پوشاندند و با برانکار منتقل ام کردند. چشمم را که باز کردم دیدم 10 روز گذشته و تمام این مدت را در کما بوده ام. مرا همانطور به تهران بردند و در بیمارستان امام خمینی بستری کردند. پزشکی به نام دکتر معین به من گفت که مشکل نخاعی دارم و باید این را قبول کنم... من فکر می کردم که موج افجار مرا شوکه و فلج کرده اما این پزشک با قاطعیت گفت که من جانباز نخاعی شده ام.یادم می آید که دکتر معین 3 توصیه به من کرد . اول اینکه ورزش کنم. دوم درس بخوانم تا آلزایمر نگیرم و سوم هم سفر زیاد بروم. من به هر سه توصیه به نحو احسن عمل کردم. در زمینه ورزش قهرمان وزنه برداری جانبازان قطع نخائی در وزنه 210 کیلو گرم شدم و همینطور مقام سوم مشترک درمسابقه وزنه برداری معلولین در دوبی را بدست آوردم. در زمینه تحصیلات نیز لیسانس حقوق پیش رفتم. در مورد توصیه سوم دکتر نیز باید بگویم که من هر ساله سعی می کنم دو بار به مشهد الرضا بروم و علاوه بر آن مناطق متبرک سوریه، عراق ، کربلا و ایران را هم دیده ام.  


درآن مقطع خلا وجود یک ان.جی.او برای سر و سامان دادن به امورجانبازان نخاعی بسیار وجود داشت 
اسد زاده در ادامه به چگونگی تشکیل انجمن جانبازان نخاعی اشاره کرد و گفت: از سال 1387 شروع کردیم به شکل دادن به ایده اولیه انجمن،ما احساس می کردیم که در آن مقطع خلا وجود یک ان.جی.او برای سر و سامان دادن به امور جانبازان نخاعی بسیار وجود دارد .از طرف بنیاد شهید  یک ساختمان در ولنجک تهران گرفتیم و سال 90 من ریاست کمیته تربیت بدنی انجمن را بر عهده گرفتم . عمده ترین فعالیت هایی که در انجمن انجام دادم تاسیس یک سازمان مردم نهاد و غیر دولتی بود که در آنجا جانبازان نخاعی از سراسر کشور می توانستند بیایند و مشکلاتشان را مطرح کنند، انجمن هم تلاش می کرد با توجه به بضاعت و امکانات خود آنها را یاری کند. در عین حال رسیدگی به امور فرهنگی، ورزشی،معیشتی و غیره ، در دستور کار انجمن بود و تا آنجا که توانستیم ؛ بر اهداف خود جامعه عمل پوشاندیم. 
وی ادامه داد: ما حدود 12 کمیته داریم که از میان آنها می توان به کمیته درمان ، کمیته تجهیزات ویلچر، کمیته فرهنگی، کمیته سیاحتی و زیارتی اشاره کرد. ما در 130 استان نمایندگی داریم به اسم« گروه پیگیری انجمن» که از طریق استانداری و بنیادشهید  مشکلات جانبازان عزیر را حل می کنند. 
در پایان وی به بالاتر رفتن سن جانبازان در این مقطع اشاره کرد و اظهار داشت: جانبازان نخاعی اکنون به سالمندی رسیده اند. نیاز به تجهیزات  و رسیدگی بیشتری دارند ، ویلچر های اکثرشان قدیمی است. دارو های جدید می خواهند. ما نیازمند پوشش های بیمه ای قوی تری هستیم و از دست اندر کاران و متولیان امر خواستاریم که توجه بیشتری به بچه های ضایعه نخاعی بکنند.

فایل های ضمیمه :

فایل های ضمیمه :

نظرات کاربران
نظر شما
نام :
ایمیل :
نظرات کاربران :
لطفاً کد امنیتی که در عکس نشان داده شده، را وارد کنید کد امنیتی :