چهارشنبه 15 مرداد 1399 |

نابغه جنگ های نامنظم

12:26:0    1399/02/28 به مناسبت سالگرد شهادت شهید مجتبی هاشمی

نابغه جنگ های نامنظم

«آقا سید مجتبی»، در سال 1319 در محله شاهپور تهران و در خانواده ای پر جمعیت و دین مدار چشم به جهان گشود. وی پس از اتمام تحصیلات متوسطه به ارتش پیوست و به دلیل آمادگی بدنی و ورزیدگی زیاد بعد از مدت کوتاهی از ورود به ارتش، وارد گارد ویژه کلاه سبز ها شد، اما دیری نگذشت که با دلزدگی از ارتش شاهنشاهی خارج شد و به شغل های آزاد اشتغال ورزید. در 15 خرداد سال1342 به همراه دوستانش یک خودروی نظامی را به آتش کشید و همین امر باعث شد که ماه ها تحت تعقیب ماموران رژیم شاه قرار بگیرد. شهید هاشمی در بحبوحه انقلاب تمام توان خود را صرف مبارزه با رژیم طاغوت کرد و پس از پیروزی انقلاب به عنوان نخستین فرمانده کمیته انقلاب مرکزی تهران انتخاب شد. با شروع جنگ تحمیلی شهید هاشمی با سازماندهی گروه فدائیان اسلام، وارد جنگ های نامنظم با ارتش بعث شد ونقش تعیین کننده ای در شکست حصر آبادان ایفا کرد. سرانجام در 28 اردیبهشت 1364 توسط گروهک منافقین از پشت سر هدف گلوله قرار گرفت و درجه رفیع شهادت نائل شد.

مرد شایسته سال بیزار از رژیم
سید مجتبی سومین فرزند خانواده‌اش بود و در جوانی به سبب ظاهر، نظر هر بیننده‌ای را به خود جلب می‌کرد، به طوری که در سال ١٣٣٨ به عنوان زیباترین جوان ایران شناخته شد، تصویر او به  عنوان تصویر زیباترین جوان ایرانی، جلد مجله‌های آن روزها شد. برای استخدام به ارتش شاهنشاهی رفت اما جو حاکم بر ارتش با احوال او تناسبی نداشت و از آنجا بیرون ‌آمد و به شغل آزاد روی آورد. او که در کنار کار، به ورزش‌های باستانی و کُشتی نیز مشغول بود، در سال ١٣٤٢ به هیئت‌های مذهبی پیوست و بارها به دلیل مبارزاتش، توسط نیروهای ساواک تحت تعقیب قرار گرفت. در روز 15 خرداد سال 1342 همراه چند تن از دوستانش به موج خروشان مردم پیوست و اقدام به آتش زدن یک خودروی ارتشی کرد و به همین جهت پس از سرکوب آن قیام مردمی، شهید هاشمی به مدت سه ماه متواری شد و از آن پس دائماً در حال تعقیب و کنترل ماموران پهلوی بود که با کوچک ترین بهانه ای به منزل او هجوم می آوردند و اقدام به تجسس آن می کردند؛ اما سید مجتبی بدون توجه به تهدیدهای دائمی رژیم ، اقدام به تهیه و توزیع اعلامیه ها، نوارهای سخنرانی و تصاویر حضرت امام(ره) می کرد و در پوشش های گوناگونی، فعالیت های خود را در تمامی شهرهای استان تهران وحتی استان های همجوار گسترش داد.

محافظ امام(ره)
او قبل از انقلاب اسلامی، ازدواج کرد و با آغاز مبارزات مردم علیه شاه، کم کم زندگی‌اش رنگ و بوی سیاسی گرفت تا اینکه انقلاب به پیروزی رسید. در زمان ورود امام خمینی جزء نخستین افراد حلقه محافظان او در کمیته استقبال قرار می‌گیرد؛ وی بعد از پیروزی انقلاب، جزء یکی از مؤسسین کمیته انقلاب اسلامی منطقه ٩ بود.


آغاز طریق مقاومت
با آغاز غائله ضد انقلاب در غرب کشور، به پاوه رفت و اینجا بود که پایش به جنگ باز شد و با آغاز رسمی جنگ، جزء نخستین افرادی بود که خود را به جبهه‌های جنوب‌ رساند. اما در این مسیر حدود 80 نفر از بچه‌های انقلابی را که از اعضای بیرون زده از ارتش پیش از انقلاب، اعضای ستاد مبارزه با مواد مخدر و کمیته انقلاب اسلامی سابق بوده‌اند را نیز با خود همراه کرد. 

ترور ناجوانمردانه
سید مجتبی و خانواده‌اش بارها از طرف مجاهدین خلق، تهدید به مرگ شده بودند اما لحظه‌ای از عزم خود برای یاری رساندن به جبهه‌ها فروگذار نکرد. او بعد از مدتی از جبهه‌ها برگشت و مغازه لباس‌فروشی‌اش را دوباره  دایر کرد. وقتی که در عملیات ثامن‌الائمه(ع) یا شکست حصر آبادان حضور داشت مورد هدف چندین عملیات تروریستی ناکام از سوی مجاهدین خلق قرار گرفت معلوم شد که تا چه منافقین از او بیمناک اند. سرانجام، بعد از پخش اعلامیه‌هایی که در آن نام سیدمجتبی و چند تن دیگر از بچه‌های فداییان اسلام به نام افرادی که توسط مجاهدین خلق اعدام خواهند شد،‌ ذکر شده بود، عاقبت در آستانه ماه مبارک رمضان سال 1364 شهید سید مجتبی هاشمی، از پشت سر هدف گلوله‌ تیم‌های ترور مجاهدین خلق قرار گرفت و به شهادت رسید.

فراز هایی از وصیتنامه شهید
بسمه تعالی
امید وارم که خداوند گناهانم را مورد بخشش قرار دهد. از کلیه کسانی که به طریقی دینی به آنها دارم طلب مغفرت می کنم، خواهش می کنم مرا ببخشید تا خدای مهربان هم شما را ببخشد.کسانی که به من دینی دارند، همه آنها را می بخشم، امید که خدای قادر متعال همه آنها را بیامرزد. از پدر و مادر عزیزم حلالیت می طلبم و همسر و فرزندانم را به شما می سپارم، امید که آنا ن را در جهت دین مبین اسلام به رهبری امام تشویق کنید.از همسر و فرزندانم که نتوانستم بیش از این وسیله آسایششان را فراهم نمایم، طلب بخشش می کنم. از خواهران و برادرانم حلالیت می طلبم. توصیه من به شما عزیزان این است که «خدا را فراموش نکنید».


نمی‌توانیم ساکت بنشینیم در حالی که فلسطینیان اجازه نفس‌کشیدن ندارند
می‌توان در حالی که دشمن خاک میهن اسلامیان را متجاوزانه مورد هجوم قرار داده و جولانگاه تانک‌ها و نفرهای خود قرار داده و سربازهای بعثی کافر، خواهرانمان را مورد تجاوز قرار داده و به پیر و جوان ما رحم نکرده و امت به پا خواسته را زیر باران گلوله‌هایش به شهادت رسانید و شهرهایمان را با خاک یکسان کرده و نزدیک به سه میلیون ایرانی را گرفتار نموده، دست از ستیز کشید و به نبرد حق جویانه تا محو کامل آثار جنایات و تجاوز ادامه نداد. مگر می‌شود به عنوان یک مسلمان متعهد به خود اجازه داد تا به سرزمینهای اشغالی فلسطین عزیز، اسراییل غاصب همچنان بتازد و مردم محروم و آواره مسلمان فلسطین را هر روز قتل عام کند. هرگز نمی توانیم ساکت بشینیم در حالی که آنها در خانه های خود اجازه نفس کشیدن را ندارند. آری، آنها محکوم بر مرگند زیرا مدافع ارزش‌های اسلامی‌اند. آنها برای خدا می جنگند و همانا پیروزی از آن مسلمین است.


در راه هداف جمهوری اسلامی از هیچ کوششی فروگذار نکرده‌ام
از پدر و مادر عزیزم که عمرشان را صرف تربیت من نمودند، عاجزانه طلب مغفرت می‌کنم و امیدوارم در مراسم شهادتم موجبات شادی امام امت و امت شهید پرور را فراهم نمایند. حداقل قبل از آغاز انقلاب تا به امروز در راه اهداف مقدس جمهوری اسلامی از هیچ گونه کوشش فرو گذار نکرده‌ام. در آغاز انقلاب، در کردستان و از آغاز جنگ تحمیلی با کفار بعثی متجاوز عراق، چهارده ماه تمام در آبادان و خرمشهر، تلاش نتیجه بخش در بیرون راندن عراقیها همراه فرزندان عزیز فداییان اسلام داشته‌ام.



منابع:

1.مشرق نیوز، خرید گوسفند با ارز مسافرتی!
2.نوید شاهد،پیوسته به دریا ... (زندگی نامه شهید سید مجتبی هاشمی)
3.دفاع پرس،شهید سید مجتبی هاشمی.
4.تسنیم،شهید سیدمجتبی هاشمی؛ از فرماندهی جنگ‌های نامنظم تا تشکیل فدائیان اسلام.
5.نوید شاهد،ویژه نامه شهید سید مجتبی هاشمی فرمانده جنگهای نامنظم
6.نوید شاهد،«آقا سید مجتبی» به روایت یاران
7.ویکی پدیا،سید مجتبی هاشمی

فایل های ضمیمه :

فایل های ضمیمه :

چاپ
نظر شما
لطفاً کد امنیتی که در عکس نشان داده شده، را وارد کنید کد امنیتی :
نظرات کاربران