یکشنبه 18 خرداد 1399 |

افسری خوشنام،مومن و وطن دوست؛ سپهبد شهید ولی الله قرنی

00:0:0    1399/02/03 به یاد چهره شاخص انقلابی در ارتش

امیری خوشنام،مومن و وطن دوست؛ سپهبد شهید ولی الله قرنی

ولی الله قرنی در سال 1292 شمسی در تهران متولد و از ابتدای کار در ارتش فعالیت علیه رژیم طاغوت را آغاز کرد.وی در جریان کودتای 28 مرداد توسط رژیم دستگیر و از ارتش اخراج شد.در سال 1337 نیزبا عده ای از همکاران خود طرح یک کودتا را علیه رژیم ریخت که بنا به دلایلی کشف شد و قرنی به سه سال زندان و انفصال از خدمت محکوم شد. چند سال بعد نیز در جریان 15 خرداد 1342 مجددا دستگیر و به 3 سال زندان محکوم شد. رژیم شاه پس از دستگیری وی او را به 9 ماه زندان انفرادی فرستاد و مجداد 3 سال در زندانی شد. پس از آزادی مدت ها زیر فشار های مالی و کنترل شدید نیرو های ساواک زندگی کرد و در بحبوحه انقلاب به یاران امام خمینی (ره) پیوست. وی پس از پیروزی انقلاب به فرماندهی ستاد مشترک ارتش رسید اما پس از مدت کوتاهی در تاریخ 7 فروردین 1358 از این سمت استعفا داد و کمتر از یک ماه بعد توسط گروه تروریستی فرقان در منزل اش ترور و به شهادت رسید. پایگاه خبری حیات به مناسبت سالروز شهادت وی نگاهی انداخته به زندگی نامه این شهید بزرگوار که یکی از شاخص ترین چهره های انقلابی ارتش انقلاب اسلامی محسوب می شود.

از کودکی تا ورود به ارتش
ولی الله قرنی در سال 1292 در تهران و در خانواده ای مذهبی متولد شد. او سومین فرزند خانواده و پدرش میرزا آقاخان از مدیران مخابرات تهران بود. تحصیلات ابتدایی را در اصفهان به اتمام رساند و تحصیلات متوسطه را در دبیرستان دارالفنون آغاز و در دبیرستان نظام به پایان رساند و در سال 1309 وارد دانشکده افسری شد.
سپهبد قرنی در کلیه دوره های تحصیلی همواره جزء نفرات ممتاز و برتر دانشجویی بود. وی در دوران خدمت نیز خدمات درخشانی را از خود به نمایش گذاشت  و مشاغل مهمی همچون کفیل فرمانده گردان 2 هنگ 4 توپخانه، فرمانده گردان 105، رئیس رکن دوم ستاد مرکز تعلیماتی آمادگاه، فرمانده پارک توپخانه لشکر 2 ، رئیس رکن سوم لشکر 2 مرکز، رئیس ستاد لشکر 2، معاون اداره دوم سررشته داری ارتش، فرمانده تیپ مستقل رشت، رئیس رکن دوم و معاون ستاد ارتش را برعهده گرفت.

پیش از انقلاب
قرنی به علت شایستگی و کاردانی، رتبه‌های نظامی را یکی پس از دیگری پشت سر گذاشت و در آخرین مرحله پس از کودتای 28 مرداد 1332، با درجه سرتیپی در راس رکن دوم ستاد ارتش قرار گرفت و تا 20 بهمن 1336 در این سمت بود. در زمان کودتای 28 مرداد 1332، فرمانده نظامی تیپ گیلان بود. بر پایه اسناد موجود، خرده‌گیری سیاسی قرنی علیه حکومت سرسپرده محمدرضا شاه پهلوی، از پایان 1335 و در دوران نخست‌وزیری حسین علاء آغاز شد. پس از کودتای 28 مرداد 1332 و تغییرات همه جانبه در کشور، ارتش نیز دستخوش تغییرات زیادی شد که از جمله آنها روی کار آمدن افسرانی همچون تیمور بختیار، کیا، علوی مقدم و ... بود که افرادی فاسد، متملق، چاپلوس، ‌سر سپرده و خود فروخته بودند و سرانجام، ‌با وجود برخورداری از همه‌گونه امکانات و امتیازات، ‌به ولی نعمت خود نیز خیانت کردند. وجود این اشخاص، آزادی عمل آنان و آنچه از فساد و تباهی انجام می‌دادند، برای افسر خوش نام،‌ پاک و درستی چون قرنی قابل تحمل نبود. شغل حساس قرنی ایجاب می‌کرد تا وی بنا به مسئولیتی که داشت، چهره حقیقی این اشخاص را به شاه بنمایاند و او را از آنچه اینان می‌کردند، آگاه سازد. اما شاه که خود با حمایت و پشتیبانی این افراد، در جریان کودتای 28 مرداد به ایران بازگشته و مجدداً به سریر قدرت نشسته بود، طبیعتاً حاضر نبود استدلال قرنی را بپذیرد؛ چه آن که می‌دانست اگر باز هم تخت سلطنت وی تهدید شود، افرادی نظیر بختیار و امثال وی ـ به خاطر منافع فردی خودشان ـ دوباره او را به قدرت باز خواهند‌ گرداند.از این رو، قرنی در وضعیت بدی قرار گرفته بود. از یک سو منویات درونی‌اش را برای شاه آشکار و از سوی دیگر، خود را به دشمنان معرفی کرده بود. در این ایام قرنی، با وجود تصدی شغل معاونت ستاد ارتش، حداقل به‌ عنوان مخالف امرای ارشد نظام شاهنشاهی، خود را نشان داده بود. ولی او از این حوادث و اتفاقات، کوچک‌ترین ترسی به خود راه نمی‌داد و چون خود را در جبهه حق می‌دید، اطمینان به پیروزی حق و نابودی باطل داشت.
در این دوران، جایگاه سیاسی قرنی در چارچوب انتقاد از دولت‌های وقت هم بود و این انتقاد، با نخست‌وزیری منوچهر اقبال در فروردین 1336 بالا گرفت.وی که در 20 بهمن 1336 با درجه سرتیپی در جایگاه رکن دوم ستاد ارتش بود، با به دست‌آوردن عنوان محترمانه معاون دوم ریاست ستاد ارتش، از سمت یاد شده، برکنار و در 26 بهمن 1336 از جایگاه پایانی نیز کنار گذارده شد.
مبارزه سیاسی عمل‌گرایانه سپهبد قرنی از 1336 آغاز شد. او دردوران خدمت، به فساد مالی در درون ارتش پی برد و در رایزنی با گروهی از همفکران و همکاران، خود را برای اصلاح این وضعیت شروع کرد؛ برای اینکار، در 1336 هنگامی که ریاست رکن دوم ارتش را  داشت، طرح کودتایی را برای براندازی تاج و تخت محمدرضاشاه پهلوی ریخت که افشای آن، به دستگیری وی در هشت اسفند 1336 انجامید.پس از رو شدن سندهایی درباره نقش آمریکا در این ماجرا و دستگیری قرنی، وی در 31 تیر1337، از ارتش شاهنشاهی اخراج شد.در کتابی تحت عنوان «ماجرای کودتای سرلشکر قرنی» ، مطلبی است با عنوان «چه کسی توطئه قرنی را فاش ساخت؟» در این مطلب آمده است: به زعم دکتر مارک گاز یو روسکی 2 سه پاسخ برای این سؤال متصوّر است که عبارتند‌ از:
1ـ عوامل داخلی کشور، سپهبد بختیار، سپهبد کیا، سپهبد علوی مقدم، یعنی افسران وفادار به شاه و دشمنان سرسخت سرلشکر قرنی؛
2ـ انگلیسی‌ها نقش اصلی را در افشای کودتا به عهده داشته‌اند؛
3ـ آمریکایی‌ها پس از اطلاع از چگونگی کودتا، خود عامل افشای آن بوده‌اند.
در پایان این گمانه‌زنی، نویسنده خاطر نشان می‌سازد که این‌گونه اظهار نظرها مستدل نیست و هنوز دلیل استواری برای تأیید آن ارائه نشده است.البته شاید پاسخ چهارمی هم برای این پرسش وجود داشته باشد. با مطالعه دو کتاب «شبه خاطرات» و «کاروان عمر» که اولی نوشته دکتر علی بهزادی و دومی به قلم اسفندیار بزرگمهر است، به این پاسخ می‌رسیم.
دکتر علی بهزادی در کتاب خود موسوم به «شبه خاطرات» آورده است که در سال 1336، نیمه شبی سید ضیاء الدین طباطبایی، یکی از عوامل اصلی کودتای انگلیسی سوم اسفند 1299 و مهره ی سر سپرده ی دولت بریتانیا، پس از یک تماس تلفنی با دربار، خود را به آنجا می‌رساند و حدود ساعت سه بعد از نیمه شب، با شاه ملاقات می‌کند. وی ضمن این ملاقات به شاه می‌گوید که یک کودتا در پیش است، منتهی باید قول بدهید که اولاً از من نپرسید چه کسی اطلاعات کودتا را در اختیارم گذاشته و دوم این که هیچ یک از عوامل کودتا را اعدام نکنید! خلاصه این که شاه موضوع را خیلی جدی تلقی کرده و به طباطبایی قول می‌دهد و او هم نام پادگان مورد نظر را که عملیات کودتا از آنجا آغاز می‌شد برای شاه فاش می کند و شاه هم اقدامات بعدی را پی‌ می‌گیرد.اگر این مطلب (مراجعه طباطبایی به دربار و صحبت با شاه درباره کودتا) درست باشد،‌ با توجه به ارتباط طباطبایی با انگلیسی‌ها، گمانه دوم، یعنی نقش انگلیس در افشای کودتا (که چندی بعد فاش شد و قرنی و بزرگمهر و عده‌ای دستگیر شدند) امکان بیشتری پیدا می‌کند.
عده‌ای هم در تحلیل‌های خود چنین آورده‌اند که قرار بوده این کودتا با موافقت آمریکا انجام شود، حتی جان فاستر دالس، وزیر امور خارجه وقت و مقتدر آمریکا هم در جریان آن قرار داشت، ولی در نهایت این انگلیسی‌ها بودند که جریان کودتا را به شاه خبر دادند و با تعقیب و دستگیری پیکی (بزرگمهر) که قرنی به آتن فرستاده بود، ماجرا فاش شد. حتی این شایعه نیز وجود داشت که روس‌ها از جریان مطلع شده و با توجه به این که این کودتا نهایتاً به سود آمریکا‌یی‌ها تمام خواهد شد، برای رفع خطر و همچنین جلب نظر شاه، موضوع را به اطلاع وی رسانده‌اند.هرچه بود، قرنی و همکاران و همفکرانش دستگیر و محاکمه شدند. در آغاز، صحبت از اعدام قرنی بود، ولی بعداً بنا به عللی که هنوز کاملاً معلوم نشده، مانند این که حقیقت وجودی لو دهندگان کودتا روشن نشده، دادگاه، سرلشکر قرنی را به اخراج از ارتش و سه سال حبس محکوم کرد. وی در اسفند 1339 از زندان آزاد شد و از آن پس شدیداً تحت مراقبت امنیتی قرار داشت.
قرنی در هشتم آذر 1339، پس از گذراندن 2 سال و 8 ماه زندان، آزاد شد. پس از آزادی از زندان، از 1341 کوشش خود را علیه حکومت بیگانه‌دوست پهلوی پررنگ‌تر ساخت. برپایه گزارش ساواک، در این دوره از فعالیت قرنی که تا انقلاب اسلامی دنبال شده است، هیچ ردپایی از ارتباط وی با آمریکا موجود نیست.همزمان با آغاز مبارزه سیاسی حضرت امام خمینی(ره)علیه حکومت دست‌نشانده شاهنشاهی پهلوی و آمریکا و اسرائیل، دلبستگی محمدولی به خواندن کتاب‌های سیاسی و مذهبی، او را نیز به گرد شاگردان جنبش اسلامی امام(ره) وارد کرد.در همین راستا، به چهره‌های مذهبی؛ همچون آیت‌الله سیدمحمود طالقانی و آیت‌الله سید محمدهادی میلانی نزدیک می‌شود. به زودی پیوند‌های قرنی با آیت‌الله طالقانی، دیدار وی با آیت‌الله میلانی در جریان قیام 15 خرداد 1342و حضورش در برخی نشست‌های مذهبی فاش شد.ساواک، در پنجم دیماه 1342، او را به همراه شماری دیگر دستگیر کرد. پس از دستگیری، برخورد حکومت ساواک با قرنی خشن بود. او به مدت 9 ماه در زندان انفرادی به سر برد. سپس،  در بی دادگاه نظامی به سه سال زندان محکوم شد و تا 20 آذر 1345 در زندان بود. از این زمان تا واپسین روزهای دستگاه حاکم پهلوی، پیوسته ساواک قرنی را می‌پایید.وی از نظر گذران زندگی، سخت در تنگنا افتاده بود. گزارش ساواک، پس از رهایی قرنی از زندان، نشان از آن داشت که او مبارزه را از سر گرفته است. از این رو، در 14 خرداد 1346، تیمسار حسین فردوست، جانشین ساواک، شهید قرنی را فراخواند و به وی چنین یادآوری شد: «شما فعالیت‌های مشکوکی دارید و لازم است از این قبیل فعالیت‌ها خودداری نمایید».
به‌ طور خلاصه، چگونگی ماجرای طرح کودتای منسوب به شهید قرنی چنان که باید روشن نشده و تحلیل تاریخی درستی درباره آن صورت نگرفته است.قدر مسلم در مدت سه سالی که قرنی در زندان (دور اول) به سر ‌برده، با روحانیان مخالف نظام شاهشاهی دوستی و رابطه نزدیک پیدا کرد. به این سبب بود که پس از حوادث 15 خرداد 1342 و به دنبال دستگیری و زندانی شدن امام خمینی (ره)، در بهمن همان سال، سرلشکر قرنی نیز برای دومین بار، به اتهام داشتن رابطه با آیت‌ الله‌ طالقانی و بعضی از روحانیان، از جمله آیت‌ الله‌ العظمی محمد هادی میلانی، زندانی شد. پس از چند ماه که در زندان قزل‌حضار به سر ‌برد، در سال 1343 به زندان قصر منتقل شد تا دوران محکومیت خود را در آنجا بگذراند.
شهید قرنی پس از پایان محکومیت سه ساله خود، در دی‌ماه 1345 از زندان آزاد شد. البته رفت و آمد و ارتباط‌هایش تحت کنترل شدید ساواک قرار داشت. از این‌ رو، با احتیاط زیادی عمل می‌کرد و اجازه نمی‌داد نقطه ضعفی از او بگیرند. این وضعیت تا آستانه انقلاب اسلامی ادامه داشت، تا این که شهید قرنی در جریان انقلاب به نیروهای انقلابی پیوست. به هنگام شکل‌گیری و گزینش اعضای شورای انقلاب که از سوی حضرت امام خمینی (ره) صورت می‌گرفت و همگی از صافی‌های متعدد باید عبور می‌کردند، او به عضویت این شورا انتخاب شد. هر چند نه خودش و نه دیگران این موضوع را حتی پس از مشخص شدن اسامی اعضای شورای انقلاب مطرح نکردند و تنها چندی پیش (1381 و در چاپ نخست کتاب «ناگفته‌هایی از زندگی سپهبد قرنی» به قلم آقای احمد نوروزی فرسنگی) موضوع عضویت شهید قرنی در شورای انقلاب عنوان و معلوم شد که وی به‌ عنوان عضو نظامی شورای انقلاب، با تأیید حضرت امام (ره) در این شورا حضور داشته است.

پس از انقلاب اسلامی
بعد از پیروزی انقلاب، بلافاصله، یعنی روز 23 بهمن، سرلشگر قرنی، ضمن اعاده به ارتش با درجه سرلشکری به عنوان رئیس ستاد ارتش انقلاب، با حکم امام خمینی (ره) منصوب شد. از این تاریخ مرحله دوم خدمت نظامی وی آغاز می‌شود، هرچند که این دوره 43 روز بیش نپایید (23 بهمن 1357 تا 6 فروردین 1358) که شهید قرنی در این دور کوتاه نیز مصدر خدمات مهمی بود که اجمالی از آن از بیان شد.
بخش دوم خدمت شهید قرنی در ارتش متعلق به دوران پس از پیروزی انقلاب اسلامی است. روز 23 بهمن 1357 ـ به فاصله یک روز پس از پیروزی ـ شهید قرنی که در شورای انقلاب  عضویت داشت، با حکم «ریاست ستاد ارتش ملی اسلامی» وارد ستاد ارتش شد و بلافاصله کارش را شروع کرد. شرایط آن روز به‌گونه‌ای بود که قرنی ناگزیر بود در چند جبهه مبارزه‌ کند. گروهک‌های ضدانقلاب که بعدها خبث طینت آنان برای مردم مشخص شد، ضد انقلاب که به صورت رسمی در برابر انقلاب اسلامی موضع گرفته بود و کسانی که دوستدار انقلاب بودند، ولی ندانسته با ارتش و وجود آن مخالف می‌ کردند، شعار شیطانی انحلال ارتش، آن هم با توجه به امکاناتی که گروهک ها در اختیار داشتند و پشتوانه محکمی که از سوی استکبار جهانی ضد انقلاب داخلی را مورد حمایت قرار می‌داد، چیزی بود که قرنی و همفکرانش باید با آن مبارزه می‌کردند.
ماجرای حزب دمکرات کردستان و گروهک کومله، مسلح بودن ضد انقلاب در منطقه حساس کردستان و خلع سلاح پادگان مهاباد که موجب شد ضد انقلاب پادگان لشکر 28 سنندج را در محاصره خود بگیرد و فرمانده لشکر (سرهنگ صفری) را وا دارد تا در تلویزیون سنندج حاضر شده و از کارکنان لشکر بخواهد خود را تسلیم کنند و ... از جمله مواردی است که فردی مانند قرنی، به‌ عنوان رئیس ستاد ارتش ملی اسلامی باید در برابرش ایستادگی می‌کرد.
در اظهارات تمامی کسانی که درباره ی شهید قرنی صحبت کرده‌اند، شجاعت، شهامت، صداقت و راستی و درستی از خصائص بارز وی شمرده شده و همگان بر این قول متفق هستند که او فردی مؤمن، انقلابی، وطن‌دوست و عاشق کشورش بود. او مسئولیت خود را به‌ خوبی می‌شناخت و می‌دانست که در آن شرایط خطیر و حساس چه وظیفه‌ای در برابر ارتش و چه وظیفه‌ای در مقابل انقلاب و رهبر آن بر عهده دارد. اواخر اسفند 1357 ماجرای حمله به پادگان سنندج از سوی ضد انقلاب کردستان پیش آمد. به دنبال آن تعدادی از اعضای شورای انقلاب به سنندج سفر کردند تا با ضد انقلاب (حزب دمکرات) به مذاکره بپردازند.
شهید قرنی با کمک نیروی زمینی و هوانیروز، به‌رغم خطرات زیادی که وجود داشت، توانست لشکر را از محاصره نجات دهد. اما اقدامات نظامی قاطعانه  وی مورد قبول دولت موقت نبود و از طرفی شهید قرنی هم حاضر نبود روش نظامی خود را که مخالفت با مماشات بود، عوض کند. لذا وی استعفای خود را نوشت، به قم برد و تسلیم حضرت امام (ره) کرد. امام (رحمه‌الله‌علیه) نیز با استعفای شهید قرنی مخالفت کرده و از او خواستند که به تهران باز گردد و به مسئولیت خود ادامه دهد.
سرلشکر محمد هادی شادمهر که در دوران ریاست شهید سپهبد قرنی بر ستاد کل ارتش، قائم مقامی او را بر عهده داشت دربارهٔ چگونگی استعفا یا برکناری شهید قرنی می‌گوید
«یک روز به من گفت استعفای من را بنویس. من که موقعیت او را درک می‌کردم برایش نوشتم. استعفای خود را به قم نزد امام راحل (ره) برد. امام استعفای او را گرفت و گفت خیر شما بفرمایید سرکارتان. چند روز بعد بازرگان ایشان را به دفتر خود دعوت کرد و گفت می‌خواهم شما را به عنوان سفیر به اسپانیا بفرستم. سرلشکر قرنی در پاسخ گفته بود اتفاقاً زمان شاه هم همین مسئولیت و همین کشور را برای من در نظر گرفته بودند که من نپذیرفتم. بازرگان گفته بود اگر بگویم استعفایت را قبول کرده‌ام چه فرمایش داری؟ گفته بود من که به شما استعفا ندادم؛ من به امام استعفا دادم؛ بازرگان گفته بود اگر بگویم که امام استعفای شما را پذیرفته‌است چه فرمایش داری؟ که سرلشکر قرنی با شنیدن این حرف از همان دفتر بازرگان به من تلفن کرد و گفت من رفتم منزل دیگر نمی‌آیم؛ من هم بلند شدم از ستاد بیرون آمدم. می‌خواستند برای من ماشین بیاورند گفتم نمی‌خواهم و با تاکسی به منزل رفتم».
به این ترتیب بخش دوم خدمت شهید قرنی پس از گذشت 43 روز پرماجرا و پرتنش، در ششم فروردین 1358 به پایان رسید. پیدا نیست که آیا پس از استعفای شهید قرنی از ریاست ستاد ارتش، باز هم عضویت او در شورای انقلاب پابرجا بود، یا نه. قدر مسلم این که با این کناره‌گیری از خدمت، قرنی در حقیقت خانه‌نشین شد و شرایط به‌ گونه‌ای بود که ضد انقلاب داخلی و گروهک‌های حاضر در صحنه‌ انقلاب، چه در دوران خدمت و چه در دوران خانه‌نشینی شهید قرنی، با سوء استفاده از فرصت پیش آمده، به ترور شخصیت وی پرداختند. از آنجا که با کمال تأسف کسی از حریم شخصیت و وجهه ی شهید قرنی دفاع نکرد، دشمنان تا توانستند در مطبوعات و رسانه‌ها از وی و عملکردش در طول دوران خدمت (پس از انقلاب) بد گفتند و او را به باد انتقاد گرفتند.
شهید قرنی، فارغ از همه بدگویی‌ها و انتقادها، در خانه نشست و منتظر سرنوشت خویش شد. این انتظار برای قرنی که حالا در سن نزدیک به 70 سالگی، بیش از چهل سال مبارزه را پشت سر نهاده بود، زندان رفته بود و شکنجه‌های جسمی و روحی فراوان را از سر گذرانده بود، فقط بیست‌ و هشت روز به درازا کشید؛ یعنی تا روز سوم اردیبهشت 1358.


ترور
ترور شهید سرلشکر محمدولی قرنی به گروهک تروریستی فرقان نسبت داده شده و این گروهک نیز مسئولیت این جنایت بزرگ را به گردن گرفته است. گروهک فرقان چنان که بعدها مشخص شد، یک گروه تروریستی آلت دست بیگانگان بود. یک گروه محارب با انقلاب و نظام جمهوری اسلامی که در قالب تروریسم هدایت شده از جانب مثلث سیا، صهیونیسم و ساواک، حملات خود را علیه روحانیت مبارز و چهره‌های ارزشمند نظام جمهوری اسلامی سامان‌دهی می‌کرد. گروهی که خطر نفوذ افکار التقاطی و مادی آنها در بین جوانان، به‌ویژه دانشجویان، از سوی استاد شهید آیت‌الله‌مطهری حدود دو سال پیش از انقلاب، یعنی از بدو تشکیل گروهک مذکور احساس شده بود.
ترورهای زیادی به این گروه نسبت داده شده و فرقان عامل از میان رفتن افراد زیادی بوده است، ازجمله ترور شهیدانی چون مطهری، حاجی طرخانی، محسن بهبهانی، حاج مهدی عراقی،‌ آخیم لایپ (آلمانی)، قاضی طباطبایی و دکتر مفتح که تمامی در سال 1358 صورت گرفت، بخشی از کارنامه سیاه گروهک فرقان را تشکیل می‌دهد. ترور شهید سرلشکر قرنی، نخستین جنایت گروهک تروریستی فرقان است. روز سوم اردیبهشت 1358، ساعت 1130 سرلشکر محمد ولی قرنی که در منزل شخصی‌اش (خیابان ولی‌عصر فعلی) به سر می‌برد، به هنگام مراجعه به حیاط منزل، از بیرون ساختمان (احتمالاً از ساختمان‌های روبه‌رو) مورد هدف قرار گرفت. صدای فریاد شهیدقرنی که می‌گفت «سوختم»، «سوختم» همسرش را که داخل ساختمان بود، به حیاط کشاند و وی با پیکر غرقه در خون وی که میان حیاط افتاده بود، روبه‌رو شد. (مجله صف، 1359) ضارب شهید سرلشکر قرنی، یکی از اعضای گروهک محارب و منحرف فرقان به نام حمید نیکنام بود که دستگیر و اعدام شد.

منابع:
1.نوروزی فرسنگی، احمد، ناگفته‌هایی از زندگی سپهبد قرنی، ج دوم، تهران: زهد، 1383.
2- سازمان عقیدتی سیاسی ارتش جمهوری اسلامی ایران (دفتر سیاسی).
3- مجله صف، ارگان ارتش جمهوری اسلامی ایران، شماره 125، اردیبهشت 1359.
4- سازمان عقیدتی سیاسی ارتش، آرشیو (مرکز اسناد).
5.همشهری آنلاین، زندگینامه: محمدولی قرنی (۱۲۹۲ – ۱۳۵۸)
6.دفاع پرس، بازخوانی زندگینامه شهید سپهبد قرنی
7.پایگاه اطلاع رسانی شهدای ارتش جمهوری اسلامی ایران،زندگینامه شهید ولی الله قرنی.
8.ویکی پدیا ،محمدولی قرنی.
9.نوید شاهد، شهید قرنی که بود؟

فایل های ضمیمه :

فایل های ضمیمه :

چاپ
نظرات کاربران
نظر شما
نام :
ایمیل :
نظرات کاربران :
لطفاً کد امنیتی که در عکس نشان داده شده، را وارد کنید کد امنیتی :