شنبه 23 آذر 1398 |

فرمانده ای که در تنگناها، بن بست شکن بود

11:19:0    1398/09/05 در سالروز عروج سردارنامدار لشگر همدان، علی چیت سازیان؛

فرمانده ای که در تنگناها، بن بست شکن بود

سردار شهید چیت سازیان بارها در میدان ماموریت اطلاعاتی مجروح شد. در حاج عمران ترکش خورد، در عملیات سومار تیر به پایش اصابت کرد، در جزیره مجنون روی برانکارد قرار گرفت و در شلمچه ترکش بازو و پهلویش را شکافت اما همه زخم ها و جراحت ها را با داروی عشق به آرمان والایی که داشت درمان می کرد.

به گزارش پایگاه خبری حیات، فرماندهان جبهه و جنگ او را به عنوان «مرد اطلاعات عملیات» می شناختند. تمام هشت سال دوران دفاع مقدس را در این رسته حساس و پرخطر ایفای نقش کرد. همرزمانش می گفتند؛ مناطق عملیاتی را از غرب تا جنوب مثل کف دست می شناخت. بارها تا مرز اسارت پیش رفته بود و چند بار هم در محاصره کامل دشمن قرار گرفته بود. پدرش نذر کرده بود علی چیت سازیان سقای هیات های عزاداری شود اما در نهایت او بنابر علاقه وافرش به فعالیت های رزمی سر از اطلاعات و عملیات در آورد. به دلیل علاقه بیش از حد به ورزش های رزمی سال های اول انقلاب را سرگرم آموزش های نظامی به جوانان و نوجوانان شیفته دفاع از میهن شد.
سردار شهید چیت سازیان بارها در میدان ماموریت اطلاعاتی مجروح شد. در حاج عمران ترکش خورد، در عملیات سومار تیر به پایش اصابت کرد، در جزیره مجنون روی برانکارد قرار گرفت و در شلمچه ترکش بازو و پهلویش را شکافت اما همه زخم ها و جراحت ها را با داروی عشق به آرمان والایی که داشت درمان می کرد.
شهادت برادر
 در روز تشییع پیکر برادرشهیدش(امیر چیت سازیان) ساعت ها بر مزار او گریست و دست آخر با روح امیر، پیمان بست که تنهایش نگذارد و 5 ماه بعد آرزوی دیرینش برآورده شد و علی به کاروان بزرگ شهدا ملحق شد.
امیر چیت سازیان 5 ماه قبل از علی به شهادت می رسد. گفته می شود این اتفاق تاثیر زیادی در روحیات علی گذاشته بود تا جایی که دوستانش نقل می کنند که سردار چیت سازیان دائم این جمله را به زبان می آورد «که من هفت سال است که در قلب جنگ و جبهه هستم شهید نشدم ولی علی ظرف 4 ماه، جاده شهادت را طی کرد».
روزی هم که پیکر امیر را می آورند، علی  ساعت ها با پیکرش درددل می کند. از اتفاقات جالب در روز تشییع و تدفین امیر این بوده که علی نوشته ای را موقع دفن امیر در قبرش می گذارد در آن نوشته از امیر خواسته بود تا شفیع و واسطه شود تا خداوند توفیق شهادت را نصیب او هم سازد.
از زمانی که به فرمان امام (ره) بسیج تشکیل شد، این شهید عضو این نهاد می شود. زمان چندانی هم بعد از ورودش به بسیج نمی گذرده که فرمانده یگان شان وقتی علاقه و استعداد او را می بیند کم کم مسئولیت امور آموزش رزمی را برعهده ایشان می گذارد. از این به بعد کل امور آموزشهای رزمی همدان را با علاقه و تمام وقت دنبال می کند. بچه هایی که آن روزها از منطقه ما قصد عزیمت به جبهه را داشتند حتما یکی از دوره های رزمی تحت مسئولیت او را طی می کردند.

خاطراتی از شهید
یکی از مهم ترین عملیات هایی که علی و دوستانش بسیار مقاومت نشان داده بودند و باعث تحسین فرماندهان عالی جنگ شد، عملیات فاو بود. گویا عراقی ها نقشه تسخیر یکی از جاده های استراتژیک منتهی به فاو را به اجرا می گذارند و آنجا را تحت شدیدترین آتش خمپاره و توپ و تانک قرار می دهند. علی و دوستانش نیز با تیم محدودی از نیروها، وظیفه نگه داری این خط را داشته اند. آنها سه روز زیر آتش مقاومت می کنند و دست آخر نیز حاضر نمی شوند جاده را پس بدهند. بعدا یکی از فرماندهان ارشد جنگ در سخنرانی اش این اتفاق را به عنوان الگویی از مقاومت حماسی ذکر کرده بود و گفته بود که بچه های همدان نمادی از رشادت و مقاومت در نقاط حساس جنگ هستند که در قضیه فاو نگذاشتند تنگه احد به دست دشمن بیفتد.
در عملیات دیگر که نقش علی به صورت یک خاطره در ذهن فرماندهان مانده است، کربلای 5 و منطقه عملیاتی شلمچه است. ماجرا از این قرار بوده است که یکی از گردانها در محاصره بعثی ها می افتد و بسیاری از بچه ها شهید می شوند و معدودی از نیروها به تعداد 5 یا 6 نفر باقی می مانند. آنها در تماس بی سیمی با اتاق فرماندهی اعلام می کنند که  که کاری از دست ما ساخته نیست. با این تماس فرمانده صحنه به علی ماموریت ویژه می دهد و نتیجه این ماموریت برای فرماندهان شگفت انگیز بوده است. زیرا علی و همرزمانش با همان نیروها و تسلیحات کم، بعد از چند ساعت تبادل آتش موفق می شوند  نیروهای عراقی را عقب برانند.

خاطره فراموش نشدنی دیگر او  اسارت گرفتن چند عراقی است. در جریان عملیات مسلم بن عقیل علی به عنوان مسئول اطلاعات و عملیات تا شهر مندلی پیش می رود اما بعد از ورود به محل ماموریت از اتاق فرماندهی جنگ دستور بازگشت صادر می کنند. علی و دوستانش عکس امام (ره) را بر دیوار شهر نصب می کنند. در بازگشت از این ماموریت بوده که آنها با سنگر عراقی ها روبرو می شوند و در یک اتفاق عجیب با یک کلاشینکف عراقی های مستقر در سنگر را خلع سلاح می کنند. ابتدا آنها را به داخل رودخانه می کشانند و بعد اطلاعات جنگی شان را تخلیه می کنند و رهایشان می سازند که آنجا علی می گوید ما به دنبال همین اطلاعات ذی قیمت هستیم.

 

خوشرویی ونظم،دو خصوصیت بارز شهید چیت سازایان
 برادر این شهید، محمد صادق، در توصیف خصوصیات این سردار نامدار لشگر همدان می گوید: به لحاظ خصوصیات فردی، دو جنبه از رفتارش برای ما جالب توجه بود اول خوشرویی اش بود و این که بسیار با اعضای خانواده و دوستان و فامیل ها گرم می گرفت. من خودم هم بسیار غبطه صمیمیتش را می خوردم دوم، نظم و برنامه ریزی که در کارهایش داشت. از ابتدا با نوعی جدول زمانی کارهایش را پیش می برد. به راحتی می توانستی بفهمی در دو روز آینده یا هفته بعد چه کارهایی را قرار است دنبال کند یا قصد دارد به کجاها برود.
البته در کنار این دو مورد می توانم به خصوصیت دیگری که اکثر بچه های رزم و آموزش نظامی داشتند اشاره کنم و آن بی باک بودن و شهامتش بود که  ترس به دل راه نمی دادند به همین دلیل در بخش اطلاعات و عملیات عهده دار ماموریت های سخت می شد. از فرماندهان جبهه شنیده ام که می گفتند بسیاری از کارهای سخت را دوش علی می گذاشتیم و در خیلی از تنگناها، او بن بست شکن بود.
یکی از عادت های معمولش وقتی که به پشت جبهه می آمد، دیدارهای مفصل با خانواده شهدا بود. زمان زیادی را صرف این کار می کرد. ساعت ها با پدران و مادران شهدا به گفت و گو می نشست در این دیدارها خیلی متاثر می شد و اغلب وقتی بر می گشت به زبان می آورد که حسرت شهادت در دلم عقده شده است.
آنگونه که همرزمانش توصیف می کنند سردار شهید چیت سازیان بسیار روی تزکیه نفس تاکید داشته است. این جمله اش هم معروف است که« کسی می تواند از سیم های خاردار دشمن عبور کند که از سیم های خاردار نفس خود گذشته باشد» .
آنها که طعم شیرین معنویت جبهه را چشیده اند می دانند که بچه های اطلاعات عملیات از نظر روحی و معنوی افراد خاص بودند. آنها قبل از ماموریت راز و نیازهای طولانی داشتند. چون کار اصلی شان رفتن به قلب جبهه دشمن بود به این خاطر معروف بود که می گفتند فاصله شان با شهادت و اسارت نزدیکتر از همه است. به گفته برادرش او حتی وقتی به پشت جبهه می آمد بیشترین زمان فراغت اش را به حشر و نشر با خانواده شهدا سپری می کرد و این را خوراک روح خود می دانست. / نشریه حیات طیبه

فایل های ضمیمه :

فایل های ضمیمه :

چاپ
نظرات کاربران
نظر شما
نام :
ایمیل :
نظرات کاربران :
لطفاً کد امنیتی که در عکس نشان داده شده، را وارد کنید کد امنیتی :