یکشنبه 24 شهریور 1398 |

1398/06/16 نگاهی به کتاب «جنایت های ما در خرمشهر»گردآوری و نوشته محمد نبی ابراهیمی

من اعتراف می کنم

حیات: کتاب جنایت های ما در خرمشهر نوشته “محمد نبی ابراهیمی” حاوی اعترافات بسیار مهمی است که همزمان با حوادث و اتفاق های اشغال خرمشهر بیان می شود و تا پایان فتح و عملیات آزاد سازی این شهر ادامه می یابد. این اعترافات سال ها بعد توسط نیروها و افسران عراقی که در این جنگ حضور داشتند بیان می شود، آنها طی تمام آن دوران در خرمشهر بوده اند و گفته هایشان دلالت بر حقایقی دارد که از یک طرف نشان دهنده مظلومیت این مردم صبور و ظلم دیده است و سوی دیگر نشان دهنده دیو خویی و غایت وحشی گری دشمن بعثی.

به گزارش پایگاه خبری حیات ، بعد از پایان یافتن عملیات آزاد سازی خرمشهر و در شرایطی که تعدادی از افسران ارتش عراق در خاک ایران دستگیر یا پناهنده شدند، اتفاق جالبی افتاد. آنها که در طول تمام دوران تجاوز به خاک خرمشهر در آنجا حضور داشتند و شاهد و ناظر وقایع اطراف و آگاه از تصمیمات غیر انسانی مافوق هایشان بودند، چندی به سکوت فرو رفتند اما بعد شروع به اقرار و بیان حقایق کردند. اقراری که نه تنها جنبه اطلاعاتی داشتند بلکه همچنین در غالب اعتراف نامه هایی در دسترس عموم مردم قرار گرفتند. این اسناد در حال حاضر همگی موجود هستند سند های انکار ناپذری از رفتار وحشیانه و به دور از تمام کنوانسیون ها و مرام نامه های حقوق بشری که کشور های غربی صبح تا شام در شیپور آن می دمند. این اعترافات از طرف دیگر نشان می دهند که چگونه کشور های غربی چشم بر تمام جنایت های ریز و درشتی که در حق مردم مظلوم خرمشهر طی سالیان متمادی شده ، بسته بودند. آنها  یک سند هستند، سندی انکار ناپذیر از برخورد دوگانه و ریاکارانه کسانی که داعیه حقوق بشری دارند. 


ادبیات اعتراف


حجم اصلی این کتاب متکی است بر اعترافات تعدادی از افسران کادر ارتش بعث عراق. نوشته ها هر کدام حاوی زبان و بیانی متفاوت هستند. تامل و تعمق در شیوه بیان و زاویه دید آنها نشان دهنده نکته هایی بسیار حائز اهمیت است. تعلیق، ترس، اضطراب، پشیمانی، تردید و دودلی، بحران ارزشی و... همه روایت ها واقعی و آکنده از این احساسات است. افسران عراقی بعد از اسارت کم کم شروع کردند به فهم درست و منطقی رویداد ها، حالا که آنجا بودند، همه چیز برای آنها تمام شده بود. پس دیگر خود فریبی و دیگر فریبی را کنار گذاشتند و حقایق عریان را به روشنی بیان کردند. عده ای از ابتدا با این جنگ مخالف بودند، عده ای نیز تنها مجبور به اطاعت و انجام فرامین بودند، برای اینکه جان خود را از دست ندهند
از افرادی که نامشان در کنار این اعترافات آمده می توان از: سرهنگ دوم سلمان صفر درویش، سرهنگ دوم منیر مروان العبیدی، سرگرد کمال طه العامری، سروان سعد مصاول الکریم، سرهنگ دوم ثامر احمد الفلوجی، سروان سعدی فرحان الکرخی، سرهنگ دوم سلام نوری الدلیلی، سرگرد‌هانی السامرایی و سرهنگ ستاد فکری حسین و برخی دیگر از افسران عراقی که در شرایط بحرانی در خرمشهر حضور داشتند یاد کرد. برای نمونه نگاهی گذرا به مواردی از این اعتراف نامه ها می اندازیم.


سرهنگ دوم ستاد ثامر احمد الفلوجی:


تاریکی وحشتناک،تصمیمات خطرناک و آینده ای نامعلوم
موضوعات مهمی در اندیشه افسرانی که چون ملخ های گرسنه به سوی اتاق جنگ در قرارگاه سپاه سوم هجوم آورده بودند،خطور می کرد. در آن شب سرلشکر ستاد اسماعیل تایه النعیمی درباره آینده و آنچه در دل رهبری می گذشت، سخن می گفت. او چنین آغاز کرد:
برادران عزیز،امروز در ایران انقلابی واقع شده است.،این انقلاب به کشور ما هم سرایت کرده؛ شما می دانید که 70 درصد از جمعیت عراق را شیعیان تشکیل می دهند و آن ها بدون شک  و به شکل واقعی به این انقلاب علاقمند هستند.... در این هنگام سرتیپ اسعد شیتنه سخن او را قطع کرد و پرسید : بنابر این چه باید کرد؟
اسماعیل النعیمی در پاسخ گفت: این همان مساله ای است که ما می خواهیم بدان دست یابیم. ماچه باید بکنیم؟ باید شر فارس ها را از خود دور کنیم ، لازم است آنها را از مرز ها دور سازیم وگرنه آن ها به میدان «سعد» و « ام البرون» در بصره خواهند آمد. در ادامه صلاح العلی فرمانده لشکر سوم اظهار داشت : سرورم ما با یک اشاره حزب و آن ها را تا اطراف تهران دنبال خواهیم کرد.
آنگاه النعیمی سخنان خود را چنین تکمیل کرد.: آفرین بر شما! تارک الله به شما شیران !... رهبری تصیمم گرفته است خرمشهر را اشغال کند.زیرا ممکن است این شهر در آینده پایگاه و نقطه حرکت نیرو های ایران به سوی خاک ما باشد.بنابراین، باید خاک ایران و مخصوصا خرمشهر را به عنوانی که عربی است، اشغال کنیم.
همین سرهنگ در جای دیگری از خاطراتش با عنوان "خرمشهر،دریایی از خون" می نویسد:
پرسیدم : آیا اهداف دیگری هم وجود دارد؟
گفت: بله، ارتش ما ماموریت آزاد سازی دارد و برای ایجاد یک کودتای نظامی در تهران تلاش می کند. حداقل ما تلاش می کنیم تا ایران را به چندین دولت کوچک در جنوب ، شمال و مرکز تقسیم کنیم و نسبت به جدا شدن منطقه خوزستان بیشتر علاقمند هستیم.
چاپ نخست این کتاب از سوی انتشارات سوره مهر در 88 صحفه  در سال 1386، با گرد آوری و ترجمه محمد نبی ابر اهیمی چاپ و روانه بازار شد. اخیرا این کتاب از سوی همین انتشارات باز نشر و در اختیار علاقمندان قرار گرفته است.

فایل های ضمیمه :

فایل های ضمیمه :

نظرات کاربران
نظر شما
نام :
ایمیل :
نظرات کاربران :
لطفاً کد امنیتی که در عکس نشان داده شده، را وارد کنید کد امنیتی :