پنجشنبه 28 شهریور 1398 |

 این لبخند، ترجمه عشق است!

1398/04/26

این لبخند، ترجمه عشق است!

حیات:محمد رضا شهیدی خراسانی



لبخند زیباست. زیباتر هم می شود وقتی به توان 3 برسد؛ دو طفل معصوم و آن یکی؛ مردی که چند صباحی بعد، به شهادت، شکوهی همیشه مانا می یابد. این سه لبخند چون در یک قاب می نشیند، ضریب پیدا می کند به ویژه وقتی بخوانی و بدانی قصه پشت این قاب را. وقتی بدانی مرد خندان توی قاب، وقتی می خواست خدا حافظی کند برای رفتن به جبهه دفاع از حرم، دو قلوها بی تابی می کردند. به گریه افتادند و پدر، برگشت و بغل شان کرد و هرسه خندیدند و این عکس یادگاری، خلق شد از هاشم دهقانی نیا و دوقلوها. عکسی که باید به یادگار بماند و مثل درسی هر روز بازخوانی شود تا بدانیم ما و نسل هایی که می آیند به روزگاران که بهای روشنی و اقتدار را چه کسانی دادند. بدانند ایمان را رازی است که چون در جان شکوفا شود، چهره گشاده می شود که مولا علی، چهره آنان را پر از طراوت و شادمانی و بشاشیت عنوان کرده است در کلام ماندگار "المومن بشره فی وجه"، حزن فراق و هجران در جان شان شکل می گیرد، نه در چهره، در دل شان جای می گیرد تا سیمای اجتماعی اهل ایمان را چنان ببینیم و به راز دل شان چنین آگاه شویم که اولی تکلیف اجتماعی را می نویسد و دومی حدیث هجران و رابطه شخصی را بیان می کند.
باری، هاشم، با دوقلوهایش، عکس گرفت و آنان را با همان لبخند زمین گذاشت تا تکلیف عشق بر زمین نماند. برخاست و هم از خواسته های دنیایی چشم پوشید و هم پی رسیدن به خواسته ایمانی خویش، راهی شد تا راه شهادت را باز نگهدارد و بر حرامیان که سر نابودی حرم داشتند، راه ببندد.
او رفت و لبخندش ماند تا به هر روز، معنایی نو و درسی تازه داشته باشد برای ما. من امروز از این لبخند به دریافتی چنین رسیده ام که دنیا خیال می کند  می تواند ما را بشکند. گمان می کند که به سادگی ما و هزار رنگ بودن خود و اهل خویش، می خندد، اما حقیقت این  است که ما هستیم که به دنیا و هرچه بخواهد ما را از خدا دور کند می خندیم. این "هاشم" ماست که "حشمتِ دنیای فانی" را به بازی می گیرد و به آن می خندد. دنیایی که طول و عرض آن را برای دنیاداران حساب کنی بیش از 70 سال نمی شود اما آنان ابدیت خود را به این هفتاد سال می بازند اما ما، با همین دست هایی که خالی می پندارند، ابدیت مان را می سازیم. راهش را هم در نگاه هاشم ها می خوانیم. چیزی که دنیاداران، سواد خواندنش را ندارند! بگذار به "پاستی هیلز" شان خوش باشند و ویلای 700 میلیارد تومانی شان. بگذار خیال سلطنت بر قیر و سکه و ...، آنان را به بردگی برد، ما اما با جلوداری شهدای مان به آزادگی و سرفرازی ابدی فکر می کنیم که خدا روزی مان می فرماید. چیزی که لبخند هاشم و دوقلوهایش از آن روایتی ملیح دارند که در تماشایش ما با همه وجود شهادت می دهیم که "شهادت" زیباست....

فایل های ضمیمه :

فایل های ضمیمه :

نظرات کاربران
نظر شما
نام :
ایمیل :
نظرات کاربران :
لطفاً کد امنیتی که در عکس نشان داده شده، را وارد کنید کد امنیتی :