پنجشنبه 27 تیر 1398 |

لشکر صاحب زمان، باز به میدان آمده!

1398/04/06

لشکر صاحب زمان، باز به میدان آمده!

حیات: ای لشکر صاحب زمان، آماده باش، آماده باش/ بهر نبردی بی امان، آماده باش، آماده باش... صدای آهنگران بود که صادقانه در نهاد جان می پیچید و بر "ناآرامی"هایی که دشمن می آفرید، آرامش می بارید چنان که آب بر آتش می افشانند.


غلامرضا بنی اسدی

آتش می مرد و سلام و سلامت برمی خاست هرجا که پای لشکر صاحب زمان می رسید. چنین بود که در جنگ جهانی که بیش از ۸۰ کشور یک طرفش بودند و ما وخدا طرف دیگر، به فیروزی و فلاح رسیدیم و قامت فراز داشتیم و سرفرازتر از همیشه، پرچم عزت خود را به اهتزاز درآوردیم.

 الله اکبر که گویی دوباره آن نوای آسمانی در این سرزمین پیچیده و لشکر صاحب الزمان خود را به میدان رسانده است. لشکری از شهیدان که نه تنها در برابر ۸۰ کشور که در مقابل همه جهان باطل هم سر خم نمی کند. نگاه کنید« مقدمه الجیش» ۱۵۰ نفری را که در دانشگاه تهران، رژه می روند. آمده اند تا اقتدار شهادت را به ما یادآور شوند و به عهد طلایی جهادی توجه مان دهند که با دست خالی، دست پر دشمن را از پشت بستیم و سرزمین خود را وجب به وجب از زیر گام دشمن، بیرون کشیدیم و به خون، طهارت دادیم. آمده اند تا فعل های ماضی را برای ما به رسم مستقبل، تحریر کنند تا بدانیم که هرگز تنها نیستیم و ما را قدرتی همیشه مانا به نام شهادت در بازوست که با هیچ تحریمی نمی شکند بلکه سر و دست و کمر ، می شکند از دشمنانی که می خواهند ما را سر، بشکنند.

شهیدان آمده اند تا به رخ بکشند قدرت لایزال الهی را که بالاتر از همه قدرت هاست حتی اگر همه قدرت های باطل، توان خود را هم افزا کنند و دست های خود را روی هم بگذارند. ما به باور « یدالله فوق ایدیهم» اگر دوباره برگردیم، دشمن جز عقب گرد، چاره ای نخواهد داشت. شهدا هم آمده اند تا ما را به سر این خط بر گردانند. همان خطی که سال ها پیش در کنارشان بودیم اما آنان بر عهد خویش با خدا و سر خط ماندند ولی زمانه ما را با خود برد.

حالا هم باز شهدایند که برادری را در حق ما تمام می کنند و به یاری ما می آیند. حالا پشت مان به شهدا گرم است و به خدای شهیدان. به جرات می توان فریاد زد که آقای ترامپ و گروه بی، این شما و این میدان. این سو هم مائیم و شهیدان و خدای شهیدان. بیایید تا ببینیم که مرد کیست و نامرد کارش به کجا خواهد کشید. اینک لشکر صاحب زمان دوباره به میدان آمده است با زره شهادت برتن که نه تیر و ترکش که بمب اتم هم بر آن کارگر نمی افتد. آمده اند تا دوباره بشکنند باطل را.

 الله اکبر، وقتی خبر آمدنشان را شنیدم، قلم به شکرانه برخاست و کلمات سر به سجده بردند که این امداد غیبی را سپاسی جانانه باید گفت. شکری باید گذاشت که از هر جلوه تابوتشان شهد و شکر می ریزد برای ما و زهر می جوشد برای دشمن که اینان آیات خدایند و مگر نه این که خداوند در شرح آیات خویش  در آیه 82 سوره مبارکه اسرا فرموده است: وَنُنَزِّلُ مِنَ الْقُرْآنِ مَا هُوَ شِفَاءٌ وَرَحْمَةٌ لِلْمُؤْمِنِینَ وَلَا یَزِیدُ الظَّالِمِینَ إِلَّا خَسَارًا به این معنای روشن که؛ و ما آنچه را براى مؤمنان مایه درمان و رحمت است از قرآن نازل مى ‏کنیم و[لى] ستمگران را جز زیان نمى‏ افزاید . الله اکبر که شهدا هم ترجمان این آیات اند. به زودی نیز آثار وجودی شان را در معادلات به خوبی خواهیم دید. مطمئن باشیم.

فایل های ضمیمه :

فایل های ضمیمه :

نظرات کاربران
نظر شما
نام :
ایمیل :
نظرات کاربران :
لطفاً کد امنیتی که در عکس نشان داده شده، را وارد کنید کد امنیتی :