پنجشنبه 31 مرداد 1398 |

امام، آزادگان و درسی برای عصر غیبت

1398/03/13 یادداشت؛

امام، آزادگان و درسی برای عصر غیبت

حیات: ما در محضر حضرت خورشید بودیم. می توانستیم جان بشوییم در زلال جاری کلماتش. می توانستیم غزل کنیم عشق خود را به روح الله و در سر هر کوی و بازاری بخوانیم.

غلامرضا بنی اسدی

 می خواندیم و به حق قدر می دیدیم و در صدر جای می گرفتیم. می توانستیم عکس های امام را هم در سنگر داشته باشیم و هم روی سینه مان بنشانیم. می توانستیم نامش را دربلندگوها آواز کنیم و به رمز در بیسیم ها ، به اقتدار، بخوانیم، مایی که در جبهه بودیم و پشت خاکریزها و درون سنگرها برای اجابت فرمان امام لحظه می شمردیم. قصه رزمنده ها همین بود و هست هنوز.

 یادمان هست که قسم صادق و قطعی ما، جان امام بود.  ما به امام ایمان تمام داشتیم و وقتی بیسیم چی، گرای منطقه دشمن را با الله اکبر کامل می کرد، جواب رزمندگان توپخانه ما با "خمینی رهبر"ی کامل می شد که توام با شلیک توپ به سنگر خصم متجاوز بود. مردم خود را با "امام" تعریف می کردند آن روزها، اما رزمندگان، امام را "در" خویش به تعریف می پرداختند و می کوشیدند هرچه او می گوید را زندگی کنند.

همه همت مان را به کار می گرفتیم تا حرف امام نه تنها هرگز برزمین نماند که همه زمین بارور شود به اهداف روح الله که آن را لب الالبابِ حقیقت می دانستیم. ما امام را با همه وجود باور کردیم و باورهامان را هم با کلام و اشارت ها و بشارت های او جهت دادیم تا به رستگاری برسیم و رسیدیم که مگر نه این که "انما الحیاه عقیده و جهاد" یک حقیقت است و ما در این حقیقت می زیستیم.

 ما، اما، آزاد بودیم. در این سنگر و آن خاکریز. فاصله ما با امام را با تصاویر و فیلم ها و کتاب ها و پیام ها، پر می کردیم  اما برادران ما که در اسارت بودند، تلخ تر از تلخ را به تجربه نشسته بودند. به ویژه آنانی که در شمار مفقودالاثرها بودند و کسی از آنان خبر نداشت جز دشمن که می خواست بشکندشان. آنان نمی توانستند تصویری از امام داشته باشند. نمی توانستند سخن امام را بشنوند. نمی توانستند کتاب بخوانند از کلمات او. اما در این تنگنا بود که اهل معرفت به دریافتی تازه از ظرافت های اعتقادی شیعه می رسیدند. به باور من، رابطه آنان با امام شده بود یک مقیاس کوچک از عصر غیبت و حالی که مومنان حقیقی در فراق امام زمان (عج) دارند. یعنی امام هست ولو دور از دسترس، هست و با اندیشه و ایمان می توان این بی نهایت فاصله را چاره کرد. چنان که آزادگان ما چاره کردند و به انحای مختلف، خود را به هندسه خمینی، ترسیم می کردند و چنان رفتار می کردند که اگر امام در میان شان هم بود، جز آن نمی فرمود.

 این نکته ای است که باید بیاموزیم و رابطه خود را با حضرت مهدی(عج) تعریفی چنین داشته باشیم و جوری زندگی کنیم که انگار امام را در میان خویش داریم. سبک رفتاری آزادگان، مدل موفقی است که می توانیم امروز مورد توجه قرار دهیم و به توفیق هم برسیم چنان که آزادگان رسیدند و در نقش آفرینی جهادی، میان آنان در حبس و حصر دشمن تا رزمنده خط مقدم تفاوتی نبود. امروز هم حکایت همین است و تکلیف نیز همان. برمدار امامت باشیم و امید خمینی(ره) برای استمرار ولایت را تحقق بخشیم.

فایل های ضمیمه :

فایل های ضمیمه :

نظرات کاربران
نظر شما
نام :
ایمیل :
نظرات کاربران :
لطفاً کد امنیتی که در عکس نشان داده شده، را وارد کنید کد امنیتی :