سه شنبه 21 آبان 1398 |

المان های هویتی شهید شیرودی

1398/02/22 یادداشت؛

المان های هویتی شهید شیرودی

حیات: آدم ها را به آنچه خود را با ان تعریف می کنند می توان شناخت. یعنی نمادها و نشانه هایی که به صورت ناخودآگاه در کنار خویش دارند و یا به رفتار می آورند، ظرافت هایی است که در عیارشناسی انسان ها باید به ان توجه کرد.

محمد رضا شهیدی خراسانی

حیات: وقتی کسی فارق از رنگ و ریا، چهارچوب شخصیتی اش می شود تراز آموزه های دینی، می توان به عنوان شخصیتی صاحب زیست دینی شناخت. 

این 72 کلمه را نوشتم تا از مردی، سخن به میان آید که در ردیف هفتاد و سوم فهرست یاران سید الشهدا، صاحب جایگاه بود. مردی که فراتر از تخصص، به تعهدی انقلابی، نام بردار بود؛ شهید والامقام، علی اکبر شیرودی. امیر دلاور هوانیروز ارتش جمهوری اسلامی ایران که نامش با شهادت به قهرمانان ملی وطن گره خورده است.

به اطاقش که توامان برای کار و استراحت از آن استفاده می کرد نگاه می کنی، پرچم یاحسین چشم ها را می نوازد. المانی که آدمی را تا قلب عاشورا می رساند. آن جا که تمامی حق در برابر تمامی باطل ایستاد و راه را برای همیشه به انسان های حق طلب نشان داد. این پرچم، سند هویتی علی اکبر شیرودی است که سرمشق از علی اکبر، جوان اول عاشورا، می گیرد و در جبهه های نبرد که 14 قرن بعد برپا شده است، به مشق در می آورد آن سرمشق را تا لشکر حسین در این عصر، از آن نسل، جوانان پر شماری داشته باشد. عکس امام هم رابطه او را بر اساس مدل امت- امامت تبیین می کند که نگاهش به امام، فراتر از رهبر و فرمانده که در جایگاه پر شوکت ولایت معنا می یابد. همان ولایتی که خود امام آن را ادامه ولایت انبیا می دانست و توانست در جنگی جهانی که شرق و غرب را شانه به شانه، پشت صدام و متجاوزان عراقی گرد آورده بود، پرچم ظفر ایران اسلامی را به اهتزاز در آورد. تصاویر یاران شهید نیز که روی میز اوست، چراغ راهی است که رهروان پرشماری را به سلوک در این راه می خواند.

هویت شیرودی را باید در همین نشانه ها یافت. در ایمان به سید الشهدا. در باور به ولایت حضرت روح ا... در یقین به شهادت. همین باورها بود که او را به درکی تازه از حیات بر محور عقیده و جهاد رسانده بود که بر ترازنامه های این جهانی به کلی چشم بسته بود و آنچه افرادی چون ما را به وجد می آورد، در دل او تکانی هم ایجاد نمی کرد. نمونه اش این که 6 درجه تشویقی را نپذیرفت تا همچنان سرباز خالص انقلاب باشد. واکنش او پس از اعطای درجه سروانی در چند کلمه تحریر یافت؛ "اینجانب خلبان پایگاه هوانیروز کرمانشاه می‌باشم و تاکنون برای احیای اسلام و حفظ مملکت اسلامی در کلیه جنگ‌ها شرکت نموده‌ام، منظوری جز پیروزی اسلام نداشته‌ام و به دستور رهبر عزیزم به جنگ رفته‌ام؛ لذا تقاضا دارم درجه تشویقی‌ که به اینجانب داده‌اند، پس گرفته و مرا به درجه ستوانیارسومی که بوده‌ام، برگردانید." تازه همین درجه را هم در چشم نمی نشاند که بی درجه و نشان می جنگید. نه به این خاطر که دستورات نظامی و سلسله مراتب را نادیده بگیرد بلکه اوج سربازی را در رزم بی نشان می دانست. 

به اتاقش برگردیم و به تابلوی آیات قرآن که شیرودی را برانگیخته بود. سرانجام زیستنی چنین جز شهادت نمی توانست باشد که آن هم در فصل رویش گل های اردیبهشتی، روزی اش شد تا امروز او را به نام امیر سرتیپ شهید، علی اکبر شیرودی، به نسل های نو معرفی کنیم....

فایل های ضمیمه :

فایل های ضمیمه :

نظرات کاربران
نظر شما
نام :
ایمیل :
نظرات کاربران :
لطفاً کد امنیتی که در عکس نشان داده شده، را وارد کنید کد امنیتی :