دوشنبه 25 شهریور 1398 |

مثل شهدا انقلابی باشیم

1397/11/18 یادداشت؛

مثل شهدا انقلابی باشیم

حیات: برخی افراد، گّز نکرده، پاره می کنند. اندازه نگرفته، می دوزند و همین را هم عین واقعیت می پندارند و بر همان اساس هم داوری می کنند و حکم می دهند.

غلامرضا بنی اسدی

 حیات: اغلب ما به این بلیه دچاریم و با همین نگاه، گاه ، می خواهیم انقلاب را هم در ترازوی این پندار بگذاریم. همین هم ما را به جایی می رساند که بدون توجه به فرصت ها و تهدید ها به مقایسه ایرانِ بعدِ انقلاب، با دیگر ممالکی می پردازیم که از دور برای ما سیما و صدایی خوش دارد اما نمی دانیم که در زیر پوست شهرهای آن ها چه می گذرد. باطنِ زندگی خود را و مشکلات به چشم آمده را با ظاهر و نماسازی آنان مقایسه می کنیم و در احساسی گرفتار می شویم که "غبن" محترمانه ترین نام آن است. به مطالعه هم برنمی خیزیم تا ببینیم به واقع چه روزگاری دارند آن ها و مردمشان در چه میزان رضایتمندی به سر می برند و در روز با چه چالش هایی مواجه اند که اگر می دانستیم در سنجش، همه امتیازات را در کفه آنان نمی گذاشتیم.

اگر همه جانبه نگاه کنیم در خواهیم یافت که به رغم همه مشکلات، مقدار قابل توجهی از راه را آمده ایم اما واقعیت هم این است که هنوز هم بسیاری از راه مانده است. من معتقدم که نه باید در وادی یأس نشست و همه چیز را سیاه دید و امید ها را در گور کرد- چنان که برخی در این خصلت از ضد انقلاب هم جلو می زنند- و نه به غرور در غفلت، زمین گیر شد و همه چیز را عالی دانست چنانکه متأسفانه برخی چنین می پندارند و نقد را هم تاب نمی آورند، هر دو رویه خطاست. نه باید سفیدِ سفید دید و بر سیاهی ها چشم بست و نه چنان در سیاهی چشم گشود و عادت داد دیده را که فراوان نقاط سفید را نبیند.

باید واقعیت ها را دید. باید برای توسعه ظرفیت ها و عملی شدن توان های بالفعل کوشید. من این نگاه استاد صفائی حائری را عین صواب می دانم که در صفحه ۱۵۷ کتاب ارجمند “درس هایی از انقلاب” می فرمایند: ” این حرف که دیگران در شرایط امروز ایران بهتر مى‌‏توانند کارگشا باشند یک شعار و یک فریب است. ولى این حرف که همین مسئولان‏ مى‌‏توانند بهتر از این کار کنند، این مطلوبى است که رهبرى هم از آنها مى‌‏خواهد و حتى راه انتقاد را هم نشان مى‌‏دهد.”

بله ما ظرفیت های مغفول مانده فراوان داریم. حتی اگر نگاه “فوق مثبت بین ها” را بپذیریم که می گویند در این چهل سال به اندازه چهارصد سال کار شده است اما باید به این هم توجه داشته باشیم هنوز به اندازه چند صد سال هم ظرفیت خالی مانده است که می شود پر کرد؛ اما ” از این دو حرف- نگاه- گذشته، این هم یک سؤال است که من و تو در برابر کمبودها و نارسایى‌‏ها چه باید بکنیم؛ تضعیف کنیم، توجیه کنیم یا به تکمیل برخیزیم.

حقیقت این است که ؛ تضعیف، جنایت؛ توجیه، حماقت؛ و تکمیل، رسالت ماست.” فکر می کنم اگر ما خود را در برابر این سؤال قرار دهیم دیگر به جای طلبکاری صرف از همه، برای خود هم سهمی قائل خواهیم شد از پاسخگویی، چه، وقتی می خواهیم خانه ای زیبا و زندگی زیبا داشته باشیم به قاعده نمی توانیم بنشینیم به تماشا و طلبکاری، بلکه خودمان هم باید به اندازه توان مان به میدان بیاییم و هزینه کنیم. اگر آمدیم، اگر دیگران هم آمدند آن وقت می توان به فعال شدن ظرفیت ها امید بست و به فردایی روشن چشم داشت که موفق تر از امروز خواهد بود. اگر نیاییم و اگر هم نیایند دیگران نه تنها حق پرسش نداریم که حق است از ما بپرسند و حتی یقه بگیرند که چرا به سهم خود کاری نکردید؟ چرا هرکدام سنگ ریزه ای از مشکلات برنداشتید تا سلسله جبال موانع از سر راه برداشته شود؟

واگذاشتن کار خود به دیگران و بردوش دیگران نهادن بار خویش، جفا به جامعه است که می خواهد به جلو گام بردارد. اگر هرکس به امید فداکاری دیگران، برجای خود بنشیند نه تنها هیچ اتفاق مثبتی روی نمی دهد که باید در در آتش رکود و اتفاق های سوزاننده خاکستر شد. امروز اما باید به سازندگی برخاست. این انقلابی ترین وظیفه ملی ماست. همه باید به میدان بیاییم و بی هراس از زخم زبان ها برای ایفای رسالت تکمیل کارها، آستین همت بالا بزنیم که در منطق انقلابی، هرکاری جز این، ناپذیرفتنی است. این را شهدای ما به خوبی به انجام رساندند و با تکمیل انقلاب در دفاع مقدس راه را نشان مان دادند که باید موفقیت های انقلاب و دفاع مقدس را در عصر های بعدی هم پی گرفت. میراث شهدا هم همین است. هرکس به این میراث داری مفتخر می داند خود را، باید برای امروز خود نقشی در تراز شهادت تعریف کند. راه این است و رستگاری نیز این....

فایل های ضمیمه :

فایل های ضمیمه :

نظرات کاربران
نظر شما
نام :
ایمیل :
نظرات کاربران :
لطفاً کد امنیتی که در عکس نشان داده شده، را وارد کنید کد امنیتی :