شنبه 31 فروردین 1398 |

انقلاب کلمات و نهضت روشنایی

1397/11/15 یادداشت؛

انقلاب کلمات و نهضت روشنایی

حیات: ما در معرفی انقلاب اسلامی، می توانستیم بهتر عمل کنیم. در بیان چرایی انقلاب هم انگار کم گذاشته ایم که امروز با نگاه سئوال انگیز برخی جوانان و نوجوانان نسل امروز مواجه می شویم که چرا؟ چرا انقلاب کردید؟

محمد رضا شهیدی خراسانی

 انگار نمی دانند که ما بر چه شرایطی شوریدیم. چرا به قیمت جان به میدان آمدیم تا شرایط را تغییر دهیم. من معتقدم پاسخِ این که چرا برخاستیم را باید در توسعه ستم بی مهار رژیم طاغوت دید و بررسی کرد. در زندان های انباشه از آزادی خواهان. در فقری که همخانه بسیاری از مردمان این دیار بود. در تحقیری که با قانون کاپیتولاسیون در حق همه ملت روا می داشتند. در توسعه سیستمی فساد اجتماعی، در راه اندازی قمارخانه ها و عشرت کده ها، در توزیع نامناسب فرصت ها و سرمایه ها، در همه آنچه مردم حق خود می دانستند ولی از آنان دریغ شده بود. این مسایل مردم را که از ستم به فغان آمده بودند به میدان کشاند تا کاری تاریخی انجام دهند.

اما در ماهیت و چیستی انقلابِ اسلامی هم به تاکید موکد می توان گفت، انقلاب، نه از دهانه تفنگ ها ادا می شد و نه از پشتوانه و برنامه ریزی قدرت های خارجی برخوردار بود بلکه انقلاب در حقیقت از واژه های دینی، ظهور می یافت و دقیقا، انقلابِ کلمات بود. امامِ انقلاب، به هزار تاکید، مردم را و به ویژه نخبگان را به نهضت کلمه دعوت می فرمودند. در این نهضت، گلوله، سهمی چندان زیاد - نداشت هر چند گروه های چریکی با گرایش های مختلف مذهبی و سیاسی با طاغوت مبارزه می کردند. واقعیت ماجرا این است که خشونت، نمی توانست برای خود نقشی پر رنگ تعریف کند. تفنگ ها، شاید خطی از ترس در کتابِ وابستگان رژیم می نوشتند اما نمی توانستند به بیداری مردم کمک کنند. نمی توانستند بطلان شاهنشاهی را بیانی روشن باشند. آنان گاه به همان شیوه هایی متوسل می شدند که رژیم هم بدان دست می زد و در نگاه مردم، خون با خون و مرگ با مرگ، تفاوت چندانی نداشت لذا گروه های چریکی در میان توده مردم، نتوانستند راه چندانی باز کنند. در این میان نگاه امام(ره) ، مبارزات آگاهی بخش و بسیج کننده توده ها بود. روح ا انقلاب اما، مرد کلمات روشن بود و به کلماتِ حواریونش هم روح می دمید. با این هندسه بود که انقلاب مهندسی می شد و در جان مردم می نشست.

این سخنانِ حق و مستظهر به فرهنگ وحی بود که بیداری می آورد و الا از غرش تفنگ ها که جز سکوت، چیزی برنمی خیزد. امام قائل به مبارزه مردمی و به میدان آوردن ملت بود و هرگز اجازه ترور به کسی نمی داد و حتی بچه مذهبی هایی هم که تفنگ به دست گرفته بودند و معتقد به راه فقاهت و فتوا و حکم بودند می دانستند که نه حکم، که فتوایی هم در جواز مشی مسلحانه نمی توانند از امام بگیرند لذا به سراغ دیگران می رفتند که شرح آن در اوراق تاریخ خواندنی است.

امام و یارانش، از مرزها نه اسلحه که، ابزار صلاح و اصلاح، کتاب و اعلامیه و نوار، وارد می کردند تا مردم نه در هیجان صدای تفنگ که در روشنا و اقناع حقیقت به میدان بیایند. این رویکرد بود که تفاوت ها را نشان می داد و همین مشرب مبارزاتی بود که مورد اقبال مردم هم قرار گرفت تا در تظاهرات های گسترده یک نام و یک تصویر هزاران بار پرشمارتر از نام و تصاویر دیگر بر سر دست مردم بلند و از حنجره شان فریاد شود؛ نام خمینی که با پیشوند امام، زیباترین کلمه بود و تصویری که بعد از کسوفی ۱۵ ساله، چون خورشید می درخشید و راه را نشان می داد. تصویرِ روح الله که جوانان با هزار افتخار چون پرچم سرفرازی، بالای سر می بردند و سر می دادند به فرمانش تا بشکنند همه بت هایی که در رویایی خدایی مردم را به اسارت گرفته بودند. امروز هم در چله انقلاب باید صریح و صادق با مردم به سخن برخاست و گفتنی ها را گفت و تبیین کرد که چقدر به آرمان های انقلاب نزدیک شده ایم و دلیل دور ماندن ها چیست؟ این درست که خیلی کار انجام شده اما کارهای انجام نشده متناسب با ظرفیت ها هم فراوان است که باید بدان توجه داشت. باور کنید اگر می توانستیم ظرفیت ها را فعال کنیم دیگر کسی از چرایی انقلاب اسلامی نمی پرسید و به چیستی آن هم همه بیش از امروز، افتخار می کردند....

فایل های ضمیمه :

فایل های ضمیمه :

نظرات کاربران
نظر شما
نام :
ایمیل :
نظرات کاربران :
لطفاً کد امنیتی که در عکس نشان داده شده، را وارد کنید کد امنیتی :