شنبه 31 فروردین 1398 |

سلوکِ چمران، درسِ باکری

1397/11/08 یادداشت؛

سلوکِ چمران، درسِ باکری

باید به فرهنگ دفاع مقدس برگردیم. این را بارها و بارها نوشته ام و هرجا صدایم رسیده است، گفته ام.

محمد رضا شهیدی خراسانی

من راه را اینجا می دانم و نجات را هم در سلوکی مثل مردان دفاع مقدس می شناسم و نشان می دهم. ببیند هر کس که شک دارد در این حقیقت؛ ببیند و بخواند که مردان بزرگ و الگو شده دفاع مقدس چه سان عمل می کردند؛ ببیند که هرکس مقام بالاتری داشت در نشستن سر سفره باید "آخر نشین" می شد نه این که اول همه چیز را برای خود بخواهد و چنان پت و پهن بنشیند که برای دیگران جا نباشد.

فرماندهان جنگ، اول به امیری بر خویش می رسیدند و بعد به سرداری در جنگ. بخوانید این واقعه حدیث نشانِ به جا مانده از رفتار یک بزرگمرد را؛ "پیر مردی رو دیدم که توی کوچه روی زمین سرد خوابیده بود، سن و سالم کم بود و چیزی برای کمک به او نداشتم....اون شب رختخواب ازارم میداد و از فکر پیرمرد خوابم نمی برد، رختخواب رو جمع کردم و روی زمین سرد خوابیدم، می خواستم در رنج پیرمرد شریک باشم. اون شب سرمای بدی خوردم و مریض شدم اما روحم شفا پیدا کرد. چه مریضی لذت بخشی بود...! " این بخشی از دستنوشته های شهید دکتر مصطفی چمران نماینده دور اول مجلس و وزیر دفاع جمهوری اسلامی است. نگاهی که در سبک مدیریتی او هم همواره نمایان بود. همین ویژگی ها بود که او را متمایز از دیگران در یادها ماندگار کرد. او این سلوک مومنانه را در لبنان و در میان محرومان دیار ابوذر هم به رفتار درآورد. در ایران هم چنین منشی داشت. او البته تنها نبود که چراغ دار راهی بود که فرماندهان بسیاری در آن به یقین، قدم می گذاشتند. یک نمونه اش هم شد آقا مهدی باکری و شیوه ای که تا همیشه می بایست نصب العین مدیران باشد. حتی برای امروز هم باید جهتِ حرکت مان را اصلاح کند تا به اصلاح جامعه هم منتج شود. آن بزرگوار در در بخشنامه به تاریخ 12 فروردین 1362 چنین نوشته است:

"قابل توجه کلیه فرماندهان و مسئولین واحدها

سلام علیکم، گرچه خودتان آشنا به موارد ذیل هستید ولی چون اکثراً در نامه‌های برادران بسیجی نوشته می‌شود لازم دانستم مجددا متذکر شوم.

1- بعد از همه نیروها غذا بگیرید، کمتر و دقیقا هم نوع آنها باشد.

2- در داشتن وسایل چادر و پتو و غیره فرقی با بقیه نداشته باشید.

3- در داشتن مواد غذایی، کمپوت و میوه و چای و غیره همانند بلکه کمتر از بقیه باشید.

4- در گرفتن لباس و پوشاک و کفش کمتر از بقیه داشته باشید.

5- اولین کسی باشید که در اول وقت در صف مقدم نماز و دعاها می‌باشد.

6- مراسم بزرگداشت و ترحیم و ... برای شخصیت‌ها و شهدا و غیره بگیرید و فعالانه شرکت کنید.

7- در توجیه مسائل به نیروها جهت روشن شدن نسبت به مسائل کوتاهی نکنید که عدم توجه موجب به وجود آمدن خیلی از ابهامات و مشکلات است"

باری، آنان با این نگاه و روش، قلب ها را فتح می کردند و نام انقلاب را آوازه ای بلند بودند. بااین تربیت مدیریتی، نسل بعد از خود را برای فرداهای نظام پرورش می دادند و اگر با همه تحریم ها و کمبودها و مشکلات و دهان های گشوده و دست های دراز، هنوز پا برجائیم به مدد نفس شهدا و تلاش باورمندان راه آنان است و الا دهان های باز، اژدهاوار همه چیز را می بلعیدند. کاش دهان بند بخورد به دهان های گشوده وکاش برگردیم به سلوک چمران و باکری تا روزگارمان، به شود بعد از این که مختلسان و ویژه خواران و نجومی گیران، رمق اعتماد مردم را می گیرند.

کاش مسئولان بدانند که باید اول باشند در صف مبارزه و آخر بنشینند سر سفره. این را از شهدا به یادگار داشته باشند تا به شفاعت شهدا برسند. بگذریم، این دو مطلب را دیدم و "شقشقیه ای" از گلوی قلم برخاست و الا ما را چه به مسئولان؟ آنان بالا نشینانند و ما این پایین اگر فریاد هم بزنیم به گوشی نمی رسد که اگر می رسید باید برمی گشتند به اول خطی که چمران و باکری شروع کردند. باز هم بگذریم!

فایل های ضمیمه :

فایل های ضمیمه :

نظرات کاربران
نظر شما
نام :
ایمیل :
نظرات کاربران :
لطفاً کد امنیتی که در عکس نشان داده شده، را وارد کنید کد امنیتی :